سندروس است و آنچه شب كافور و قطعهاى سندروس ديده شده كه در انها كرمهاى كوچك و مورچهاى بسيار بود و چنان معلوم مىشد كه بر بعضى چكيده و بعضى در حين تازكى و عدم انعقاد بران نشسته و فرو رفتهاند و در ان مانده و اين نيز دليل آن است كه از قبيل صمغ است نه حجر و نه آنكه از دريا مىجوشد و آن چهار نوع مىباشد يكى آنكه ظاهر آن زرد و باطن آن سرخ و براق و دوم زرد كمرنك و بسيار سست و سوم مائل بكبودى و سست و چهارم سياه و سبك و صلب و اول بهترين همه است و خوب آن آن است كه مانند كهربا كاه را بربايد و قوت آن تا بيست سال باقى مىماند و از ادويهء جليلة القدر است و فرق ميان اين و كهربا بسيار دشوار است زيراكه كاه را مانند كهربا مىربايد و لهذا اكثرى ازين نيز سبحه و غيرها ساخته بجاى كهربا مىفروشند و فرق آنست كه اين از كهربا سستتر است و چون در آتش اندازند ازين بوى كريهى آيد و از كهربا بوى آب مصطكي و ديكر آنكه از كهربا بوى آبليمو آيد خصوص چون بمالند كه كرم كردد بخلاف سندروس و طعم سندروس اندك تلخ مىباشد بخلاف كهربا و در ربودن كاه به قوت كهربا نمىباشد و در كهربا نيز ان شاء اللّه تعالى مذكور خواهد شد
* طبيعت ان
در دوم كرم و در اول سوم خشك و در اول كرم و خشك نيز كفتهاند
* افعال و خواص آن
مجفف رطوبات دماغي و و سائر اعضا و حابس نزف الدم و نفث الدم جميع اعضاى ظاهرى و باطنى و اسهال دموى و قاطع بلغم معده و امعا و قاتل كرم آن هر دو و حب القرع و مدر بول و حيض و جهت استرخاى عصب حادث از افراط برودت و رطوبت و امتلا و نفث الدم و خفقان و وسواس و ربو و ضيق النفس بلغمى و تپ نائبه و سپرز و بواسير و اسهال مزمن و مداومت آن با سكنجبين جهت رفع فربهى مجرب و مانع عرق و حافظ قوت است و لهذا كشتىكيران آن را مستعمل دارند و آشاميدن آن با ماء العسل جهت ادرار طمث و بول و با سكنجبين و يا سركه و يا هر دو باهم جهت اسقاط جنين به قوت العين اكتحال آن با عسل جهت بياض و قرحه و جلاى آثار و سلاق مجرب و چون سوده بر جكر كوسفند و يا آهو پاشيده بر آتش بريان كنند و آبى كه از ان برآيد بر چشم كشند جهت رفع شبكورى نافع الاذن قطور آن در كوش جهت تسكين وجع آن و ثقل سامعه و با روغن زيت و با كل جهت التيام جراحت آن اعضاء الراس و غيرها بخور و دخان آن با عود هندى جهت رفع صداع و قطع زكام و بدستور بخور آن با شكر جهت قطع زكام و بواسير و خشك كردانيدن ناصور و سنون آن جهت درد دندان و استحكام دندان متحرك و قروح لثه و ذرور آن جهت التيام جراحات و جوشانيدهء آن با روغن بادام به حدى كه بقوام آيد جهت شقاق هر عضو كه باشد مجرب دانستهاند و بدستور در روغن كل جهت شقاقى كه در كوشت دست و پا بهم رسد و با قطران جهت قوبا مجرب و فرزجهء آن جهت اخراج جنين و در سائر افعال و خواص مانند كهربا است مضر كرده مصلح آن صمغ عربي مقدار شربت آن يك درم بدل آن نصف وزن آن كهربا و ربع آن ساذج هندى است
* سنديريطس *
بفتح سين و سكون نون و كسر دال مهمله و سكون ياء مثناة تحتانيه و كسر راء مهمله و سكون ياء مثناة تحتانيه و ضم طاء مهمله مشاله و سين مهمله در آخر لغت يوناني است بمعني شبيه الحديد و بسرياني سميقا كويند
* ماهيت ان
كياهى است ربيعي و سه قسم مىباشد قسمي برك آن شبيه ببرك بلوط و خشن و شاخهاى آن مربع و به قدر شبرى و در اطراف آن چيزى كردى و در ان تخمى سياه و منبت آن سنكلاخها و قسم دوم شاخهاى آن به قدر دو ذرع و برك آن شبيه ببرك سرخس و كثير العدد و از دو جانب شاخ روئيده و در انتهاى شاخ آن شعبهاى دراز و باريك و در اطراف آن چيزهاى مستدير و در ان تخمى شبيه بتخم چغندر و از ان مدورتر و صلب و قسم سوم را برك بزركتر و شبيه ببرك كشنيز و شاخهاى آن به قدر