تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠

* سمكة الصيداء *

بفتح صاد مهمله و سكون يا و فتح دال مهمله و سميكهء صيدا به تصغير نيز آمده و آن را سمكهء بركه و سمكهء ثول و بيوناني سفيفس نامند

* ماهيت ان

ماهي است كه در قريهء تبوك در چشمهء ثول بهم مىرسد شبيه بوزغهء كوچكى و سام ابرص و با دست و پا و دم و مخلب و خميدكي پاى آن به طرف وحشي ران آن است و نر آن باريك و دراز و سر آن كوچك و دنبالهء آن دراز و زير حنك اسفل آن با خط و خال و تا زنده است فرق ميان نر و ماده آن ظاهر مىباشد و بعد مردن مخفي مىكردد شيخ الرئيس رحمه اللّه تعالى در مجربات خود سمكهء تبوك نوشته و تبوك قريه است از شام قريب بصيد او آن ماهي در ان قريه در چشمهء ثول بهم مىرسد بعد از ده يوم از ماه شباط كه هنكام هيجان آن است ظاهر مىشود و نر و مادهء آن باهم جمع شده و به همان هيات تا نيمهء آذرماه مىمانند و سفاد آن مانند انسان است و در ان هنكام كه فصل ربيع است كفى از بناكوش آنها برميآيد و داخل آب مىكردد مردم آنجا آن را جمع مىكنند و در همان ايام آن را صيد مىكنند زيرا كه در ايام ديكر بدان دست نمىيابند بسبب سرعت حركت آن و چون صيد نمودند به زودى آن را اندك نمكسود مىنمايند و نكاه مىدارند تا فاسد نكردد

* طبيعت ان

كرم و خشك در دوم و كف آن در سوم و هر دو با رطوبت فضليه

* افعال و خواص ان

مقدار يك حبه از كف آن با زردهء تخم‌مرغ نيمبرشت و يا با مرق مرغ جوان بغايت مهيج باه و منعظ كفته‌اند به حدى كه به هلاكت مىرساند از شدت انعاظ و بمراتب قويتر از لحم آن است و نمك سود آن قويتر از غير نمك سود آن و كويند قوت اين به حدى است كه هيچ چيز بدان نمىرسد و شرط خوردن آن آنست كه نيم درم آن را سوده بر خمر ابيض پاشيده بعد از طعام بنوشند و بخوابند قوت باه را بهيجان آورد و بسرعت انعاظ نمايد و كويند كه نر آن در ذكور و مادهء آن در اناث موثر است و بعضى كفته‌اند كه مادهء آن را خاصيتى نيست نه در اناث و نه در ذكور و آنچه از ريكزارهاى حوالي چشمهاى صيدا صيد كنند غير آن چشمهء مخصوصهء سفيد و بهيأت مذكوره نيست و آن خاصيت و اثر ندارد و بعضى كويند كه آن در رمل مانند آنكه ماهي در آب شنا و غوص مىنمايد مىكند و از اين جهت آن را سمكة الرمل مىنامند و نيز كفته‌اند كه هر عضوى آن براى فساد عضوى از انسان موافق است مثلا دست آن براى وجع دست و پاى آن براى وجع پاى و همچنين و اصلى ندارد *

* سمن *

بفتح سين و سكون ميم و نون بفارسي روغن و بهندى كهي بكسر كاف عجمي و بخفاى ها و يا نامند و تازهء آن را بعربي زبد بضم زاى معجمه و سكون باء موحده و دال مهمله و در حرف الزاى مذكور شد

* ماهيت ان

معروف است دهنيتى است كه از شير حيوانات و يا ماست به عمل مىآورند و بهترين آن روغن كاو و كوسفند و بز جوان فربه است و روغن كاو از همه الطف و روغن ميش و كاوميش و خصوص جنكلي آن اغلظ از همه

* طبيعت همه ان

در آخر اول كرم و تر و هرچند كهنه كردد از رطوبت آن مىكاهد و يبوست بهم مىرساند و دو سالهء آن در اول خشك

* افعال و خواص آن

در افعال قويتر از زبد و محلل و مفتح و با قوت ترياقيه و مقاوم سموم و مانع رسيدن اثر سم افعي بقلب حتى آنكه بغدادى نوشته كه شخصى را افعي قاتل كزيده بود و غير روغن كاو كهنه حاضر نبود همان را آشاميد آفتى به او نرسيد و يك اوقيهء آن با دو سكرجه كه شصت درهم است با آب انار جهت ذوسنطاريا نافع و ملين جلد و منقي بشره و فضول دماغي و سينه و مسمن بدن و رافع يبوست خيشوم و حلق و جهت سرفهء يابس و يرقان و طحال و حصاة نافع و آنكاه قبض مىنمايد و كاه لينت و لعوق آن ناشتا جهت سرفهء يابس مزمن و تليين سينه خصوص با شكر و بادام تلخ و يك اوقيهء آن با نيم اوقيهء آن شكر جهت رفع عسر البول در حال مجرب و با آب كرم خوردن و قئ كردن بعد از ان جهت سموم مشروبه و افيون و بدستور با شير كاو تازه دوشيده و اكتحال آن با آب عنب