ماهي شبوط و هازني و امثال اينها است و ماهي درياى شور كه در لجه و با سواحلى كه زمين آن سنكستان باشد بهتر و نازكتر و لذيذتر از آب شيرين است و از اقسام آن ماهي حلوا و ماهي آبنوس كه در نواح سيلان بهم مىرسد و شاه ماهي كه در بحيرهء طبرستان صيد مىكنند و در ولايت ايران قزلآلا كه منقط بسرخي است و اسلف كه پشت آن سبز و شكم آن سفيد و در هند ماهي روهو و در بنكاله هلسه و ليكن هلسه بسيار چرب و كوشت آن نازك و كرم و با سهوكت بسيار است اما لذيذ و امثال اينها و بالجمله در هر ديار و مكان و بلد كه در ان چشمه و يا نهر و يا بر ساحل دريائى واقع است نوع ماهي خوب مىشود و بهترين از انواع ديكر در همان جا و همچنين بحسب اهويه و فصول و اراضي نيز مختلف مىباشد در لطافت و كثافت و لذت و عدم آن و بدانكه بكبر و عظم جثهء ماهي كه حيوان آبى است هيچ حيوان برى نمىرسد و بدترين ماهيها ماهي قنوات و كودالها و چشمهاى كوچك و زمينهاى پست و آبهاى كثيف متعفن است كه جارى نباشد و هميشه استاده باشد و همچنين ماهيهاى بسيار بزرك و يا بسيار كوچك و پرخار
* طبيعت مطلق آن
سرد در اول و تر در دوم و بعضى كرم و تر مانند كواسج و تمساح و مارماهي و جرى و اربيان كه بهندى جهينكا نامند و هلسه كه در هند و بنكاله بهم مىرسد و ماهي نهرى آب شيرين سردتر از ماهي بحرى آب شور و نمك سود هر نوع كرم و مائل بيبوست است خصوص قديد كهنهء نمك سود كه كرم و خشك است
* افعال و خواص ان
كباب به آتش بريان كردهء تازهء آن بهتر از در روغن بريان كردهء آن و سريع الهضم و صالح الكيموس و مرطب و مسمن و مولد مني و شير و پيه كرده و در محرور مبهي و منعظ و مصلح اخلاط حاره و جهت تصفيه و نرمي قصبهء رئه و قرحهء آن و سل و دق و سعال يابس و ضعف كبد و كردهء حاربن و يرقان و زحير و مغص حار و كباب آن با آبغوره و سماق جهت اسهال مرارى و دموى مجرب و مطبوخ ماهي هازني با سركه جهت صاحبان امراض حاره و محرور المزاجان و با بزر بقطين جهت وهج يعني شدت حرارت و تسكين حدت آن و فساد دم احتراقي و خوردن ماهي تازهء بريان با پياز تازهء سبز و آشاميدن شراب معتدل بعد از ان مولد مني و نعوظ و آشاميدن مرقهء آن جهت زهرهاى مشروبه و ملذوعه و مداومت بران جهت دفع زهر مار شاخدار و سك ديوانهء كزيده و بهترين انحاى استعمال آن جهت ترطيب بدن بطريق اسفيدباج و بعد از ان مشوى برطبق و به آتش بريان كردهء آن سبكتر بر معده از آنچه در روغن بريان كردهء آن و آنچه در آرد ملتوت كرده بروغن بريان نموده باشند تشنكي بسيار آورد و دير از معده بكذرد و خوردن ماهي بسيارى بىنان و بعد از ان قئ كردن به آب كرم و عسل و سكنجبين و آب مطبوخ ترب منقي فضول غليظه و اخلاط فاسده است و جهت اوجاع مفاصل و عرق النسا و بهق اسود و ابيض و رفع اثار مجرب و سمك مضر مبرودين و مرطوبين و دماغ رطب و عصب و معدهء بلغمي و مصلح آن پختن آن با روغن كاو و يا روغن بادام و يا كنجد و خوردن زنجبيل پرورده و صعتر و عسل و كلقند سكرى كهنه و يا عسلي و آبكامه و ادويهء حاره و زيرباجات و محرورين را خوردن با سركه و سكنجبين بعد از ان و بالخاصيت مورث تشنكي و رافع آن سركه و آبكامه و در بعضى امزجه مملح آن موافقتر و عطش آن كمتر و در بعض امزجه غير مملح آن و آشاميدن آب بسيار بعد از ان بغايت مضر به حدى كه كويا آن را زنده و خود را مرده كردانيدن است و باعث امراض مزمنه است و اما شراب بعد از انحدار نافع و قبل از ان باعث سده بسبب نفوذ اجزاى غير منهضمهء آن بعروق و جلد و امراض رديه از جرب و حكه و قوبا و امثال اينها و جمع آن با شير و يا بيضهء مرغ و يا كوشت خصوص حيوانات برى بسيار مضر و محدث امراض مزمنه و نمكسود كه پانزده روز و زياده بران كذشته باشد مائل بكرمي و خشكي و قاطع بلغم و مورث اشتها و موافق مبرودين و مولد بلغم زجاجي و ملح و مورث خارش و