تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
جرب و قوبا و تقشر جلد و بيدارى و امثال اينها و آنچه مدتى بران كذشته باشد مسدد و مولد اخلاط فاسدهء سوداويهء سوخته و مصلح آن سركه و سكنجبين و آبكامه و قئ فرمودن و خوردن مسهل و تنظيف بدن و قديد نمك سود آنكه سماريس نامند بدترين اقسام و كثيف‌ترين همه و محلل بلغم غليظ و مقوى خمل معده و مورث امراض مذكوره و سهر و مداومت آن باعث شبكورى مصلح آن آنچه ذكر يافت و خيسانيدن آن در سركه كفته‌اند جهت كزيدن عقرب و سك ديوانه نافع و ماهي شور كه در سركه پرورده باشند سرد و خشك و مجفف و ديرهضم و مقوى ماسكه و مانع انصباب صفرا بمعده و مورث حكه و جرب و بثور سوداوى و اغتسال عضو به آب ماهي شور نمك‌سود جهت قروح عفنه و جرب تازه مفيد و ماهي تازه را كه بريان نمايند و بكذارند تا سرد كردد خصوص كه يك شب بران بكذرد و يا زياده و در جاى نمناك مانده باشد ردى و سمي و مداومت هر روز بدان باعث برص و استسقا و محدث اعراض فطر و تدبير آن قئ فرمودن و مسهل خوردن و سائر تدابير فطر است و در مبرودين خوردن جوارشات حاره و اشياى حارهء مذكوره و در محرورين سكنجبين حامض و سركه و آبكامه و كسى را كه از خوردن ماهي غثيان عارض كردد بايد كه رب به بليسد و آشاميدن آب نقوع زيرهء كرماني بهتر است و جلوس در طبيخ آن جهت ابتداى قرحهء امعا و جذب مواد به ظاهر جلد و تحقين بدان جهت عرق النسا مفيد و تخم آن در تقويت باه قوى الاثر و مولد مني و منعظ و جهت سرفه و زحير حار نافع و زهرهء آن خصوص از شبوط كرم و خشك و اكتحال آن جهت رفع بياض مؤثر و چون ماهي زنده را شق كنند و همان قسم كرماكرم كه حركت داشته باشد بر عضو ببندند جذب مواد و زجاج و خار و غيرها به ظاهر جلد نمايد و در دفع اختلاط ذهن صاحب سرسام و اورام بيعديل و ضماد سر سوختهء نمك سود آن جهت ورم مقعده و شقاق آن و كزيدن عقرب و سك ديوانه كزيده و با روغنها و لعابها جهت ورم صلب لهاة و طلاى استخوان سوختهء آن جهت برص نافع و شستن ماهي به آب كرم و نمك نيكو و يا ماليدن كاه‌كل بدان و زمانى كذاشتن پس نيكو شستن باعث رفع سهوكت آن است و خوردن ماهي بدون آرد و نان باعث هضم آن است و با آرد و نان بطئ الهضم

* سكمهء رعاده *

بفتح را و عين مشدده و الف و فتح دال هر سه مهمله و ها ماهيت و خواص آن در رعاده در حرف الراء مهمله مع العين مذكور شد و شنيده شده كه در درياى مسمى ببحر ابيض كه در هفتاد درجه عرض شمالي خط استوا و به طول يك‌صد و چهل درجه واقع است نوع ماهي بسيار بزركي به قدر يك‌صد و كسرى تا دو صد ذراع در طول و بيست ذراع در عرض بهم مىرسد و دهن و بيني آن بر پشت و ميان هر دو شانهء آن است و در هنكام نفس كشيدن مانند فواره بسيار بزركى به قدر منار كوچكى آب از بيني آن مىجهد و مردم آن بلد آن را صيد مىنمايند چون روغن بسيار دارد و تمام بدن آن كويا روغن منجمد است آن را پارچه پارچه نموده در ديكهاى بزرك بر آتش روغن آن را كداخته در ظرفهاى چوبي كه پيپ مىنامند كرده به اطراف مىبرند و خرچ سوخت چراغ و مشعل تمام سال آن بلد از همان است و مغز سر آن سفيد پرده پرده نرم لطيف است آن را كداخته براى سلاطين آن بلد شمع مىسازند روشني آن سفيد مائل بسبزى است و بدانكه بسبب سردى هوا سالى سه چهار ماه زياده در ان دريا و سواحل آن نمىتواند ماند و نيز شنيده شده كه قريب به ميزان دو سه روزى هواى بسيار سردى مىوزد و اكر مردم به زودى خود را از ان دريا بدر بردند بهتر و الا در روز چهارم و پنجم آن از طرف شمال امواج تختهاى يخ مىآيد و دست بدست تمام دريا يخ مىبندد به نحوى كه مخلصي از انجا مشكل و ممتنع و هركه در ان جا ماند هلاك مىكردد

* افعال و خواص ان

كويند خوردن مغز سر آن جهت سل و قروح سينه و حجب آن نافع است