به آب بارتنك جهت قروح خبيثه و ضماد آن بر سر و فقرات ظهر و بيخ قضيب جهت سلس البول و استرخاى اعضا و ضماد برك آن بر معدهء اطفال رافع اسهال و مقوى احشا و كويند كه از خواص آن است كه چون در صوفي سرخ رنك بندند و در موضع نزف الدم ببندند قطع آن نمايد و صمغ درخت آن شديد اليبس و با اجزاى حاره و بارده و رادعه و محلله است و جهت حدت بصر و امراض جفن و التصاق جراحات و تسكين درد دندان كرمخورده كذاشتن بران مفيد و جوارش سماق و حب و سفوف و شياف آن در قرابادين مذكور شد
* سماق الدباغين *
كفتهاند مازوى ريزه دانهء كوهي است و جمعي برك سماق دانستهاند و دباغان به آن جلود رقيقه را دباغت مىنمايند
* طبيعت ان
بسيار بارد و قابض است
* افعال و خواص ان
در جميع افعال مانند سماق است و قبض اين بيشتر
* سمانى *
بضم سين و فتح ميم و الف و كسر نون و يا در مازندران ورده و در ديلم و شم بضم واو و شين معجمه و ميم و بعربي قتيل الرعد نامند جهت آنكه كفتهاند كه چون آواز رعد بشنود مىميرد و اصلى ندارد و كويند غذاى آن اكثر خربق است و اصلى ندارد و خائف و جبونترين طيور است و بهندى آن را بتير نامند
* ماهيت ان
از طيور معروفه و غير سلوى است و چهار نوع مىباشد يكى بزرك و آن را بهندى كهاكس و كرچه كويند و دوم از ان كوچك و آن را الوه و سوم از ان كوچكتر و در كردن آن طوقى سياه منقط بنقطهاى سفيد و اين را بهندى چنك و كودو و چهارم از همه كوچكتر و رنك آن زرد و سرخ بهم آميخته و اين را بهندى توره نامند
* طبيعت ان
در آخر دوم كرم و خشك
* افعال و خواص ان
كوشت آن كثير الغذا و مسمن بدن و نرم كنندهء بشره و مدر بول و مفتت حصاة و جهت وجع مفاصل بارد نافع و بالخاصية مورث رقت قلب خصوصا دل آن و مبهي و مهيج باه زنان و پختهء آن بهتر از كباب آن است و اكثار آن مورث صداع و كزاز و تشنج و تمدد و مصلح آن در آب شيرين و روغن كنجد و يا بادام جوشانيدن و با روغن بادام و يا روغنهاى ديكر و آب انار ترش بفانيذ شيرين كرده خوردن و خوردن بيضهء آن مورث فصاحت تكلم اطفال قبل از وقت و ضماد شق كردهء آن جاذب سم هوام و لعوق زهرهء آن به قدر حبهء با عسل هر روز جهت صرع بيعديل و قطور خون آن در كوش جهت تسكين درد آن و در چشم جهت جلاى آثار و رفع بياض و طلاى سركين آن جهت كلف و نمش و بخور پر آن رافع تپها است و امين الدوله از خواص آن بيان نموده كه يك عدد آن را بتمامي چون مشوى نمايند كه چيزى از ان طرح نشود تناول آن باعث شفاى سك ديوانه كزيده مىشود
* سمسم *
بفتح سين و سكون ميم و كسر سين مهمله و ميم و مشهور بكسر هر دو سين است بلغت حبشه جلجلان و بفارسي كنجد و بهندى تل بكسر تاء مثناة فوقانيه نامند
* ماهيت ان
معروف است و بهترين آن سفيد تازه چرب باليدهء آن است قوت آن تا دو سال باقي مىماند و در اكثر بلاد خبازان مقشر آن را بر روى نان مىپاشند و حلوائيان از ان حلوا مىسازند و روغن آنكه دهن الحل بحاء مهمله نامند معمول و معروف و در اكثر ادهان و مراهم داخل است و در بعضى حلاوى نيز داخل مىكنند زود متغير و متكرج و فاسد نمىكردد بسبب لزوجت و غلظتى كه دارد و بزر روغن ناكرفتهء آن خصوص كه مقشر نكرده باشند ديرتر و مقشر آن زودتر فاسد مىكردد
* طبيعت ان
در آخر اول كرم و تر و با رطوبت لزجه و در دوم كرم و تر نيز كفتهاند
* افعال و خواص ان
مغرى و مفتح و صالح الكيموس قليل الغذا و مسمن بدن و ملين صوت و خشونت حلق