اكثار آن مكرب و مصلح آن طبخ آن با حموضات و ادهان پختهء آن بهتر از كباب آن است زيرا كه كباب آن با سهوكت و بطي النزول است از معده و در هند چهار قسم مىشود و هريك بنامي مشهور و يكي را پنسل بفتح باء عجمى و سكون نون و ضم سين مهمله و لام و دوم را كورك بفتح كاف و سكون واو و كسر راء مهمله و سكون كاف و سوم را پوندك بضم باء فارسي و سكون واو مجهول و خفاى نون و فتح دال مهملهء هندى و سكون كاف و چهارم را در بهر بفتح دال و سكون راء مهملتين و فتح باء موحده و خفاى ها و سكون راء مهمله نامند و بزعم اطباى اهل هند اول كرم و تر است و دافع سودا و مانع فساد آن و دوم خشك و سوم سرد و قليل الغذا و ديرهضم و چهارم سرد و تر و دافع امراض حادث از خون فاسد و در سلوى كه بر بني اسرائيل نازل مىشد اختلاف است و در كتب تفاسير بتفصيل مذكور است
* سليخه *
بفتح سين و كسر لام و سكون ياء مثناة تحتانيه و فتح خاء معجمه و ها بيوناني اسليوس و بهندى تج نامند
* ماهيت ان
كفتهاند كه پوست شاخهاى درختى است مانند لولهاى تنك سوراخ و منبت آن هند و عمان است و برك آن شبيه ببرك سوسن كبود و ساق آن غليظ و پوست آن سطبر و هفت قسم مىباشد يكي زرد غليظ و خوشبو دوم سرخ برنك بيخ مرجان و صفايحى و خوشبو سوم سفيد مائل بزردى و بيرايحه چهارم ما بين سرخى و سياهي و رقيق پنجم رقيق كبود و در خوشبوئى شبيه بكل سرخ ششم شبيه بقسط و غير براق هفتم رقيق و بسيار سياه و بدبوى و كويند از درخت دارچيني بهم مىرسد و آن مستحيل بدارچيني مىشود و آنچه بتحقيق پيوسته قول اخير اقرب بصواب است و آن پوست درخت نوعي دارچيني است كه در غير سيلان و نواح قريب بدان بهم مىرسد و هرچند دور تر مىشود از سيلان زبونتر و كمبوتر بلكه مائل ببدبوئي مىشود و در دارچينى نيز اشاره بدان نموده شده و بهترين آن سرخرنك ضخيم خوشبوى تند طعم املس آن است كه با قبوضت باشد و زبان را بكزد و تلخ و كريه الرايحه نباشد
* طبيعت ان
در آخر دوم كرم و خشك و در سوم نيز كفتهاند و قوت آن تا هفت سال باقي مىماند
* افعال و خواص آن
ملطف و مسخن و منضج و محلل رياح و اورام باردهء احشا و مقطع اخلاط و مقوى اعضا و معده و كبد و مدر بول و حيض و فضلات و مخرج جنين و حصاة و جهت حدت بصر و تقويت آن اكتحالا و جهت منع نزلات و زكام و سرفه و ربو و درد حجاب و معده و رحم و تنقيهء رحم و رياح آن و تپهاى نوبه و دفع سميت ادويهء سميه و زهر افعى و جهت خوشبوئى رحم شربا و ضمادا و بخورا و فرزجة نافع و ضماد آن بر پيشاني جهت منع نزلات و صداع بارد و با اصل السوس و ادويهء صدريهء سميه جهت امراض صدريهء مذكوره و اخراج بلغم و چرك از ان و بدستور بخور آن با عسل جهت بثور لبنيه و جلوس در طبيخ آن و بدستور بخور آن جهت تضيق و انضمام فم رحم مؤثر مقدار شربت آن تا دو درم بدل آن دارچينى و قرفة الطيب مضر كرده مصلح آن كثيرا و مضر امعا و مصلح آن آب سپستان و كثيرا است
* سليماني *
بضم سين و فتح لام و سكون ياء مثناة تحتانيه و فتح ميم و الف و كسر نون و ياء نسبت و سلماني نيز آمده و بفارسي داراشكنه و در مصر دواء الشعث و بهندى كسنالكه و راستينا نيز نامند
* ماهيت ان
چيزى است مصنوع از زيبق و سم الفار كه زيبق يكرطل و سم الفار كه رهج نيز نامند يك اوقيه كه بعد از سحق بليغ تصعيد نموده باشند بهترين آن تازهء سفيد سنكين آن است
* طبيعت ان
در چهارم كرم و خشك و سم قاتل
* افعال و خواص آن
داخل مراهم مىنمايند و دافع كوشت زائد است و خوردن آن مهلك مداواى آن خوردن شير تازه دوشيده و امراق دسمه و قئ كردن پىدرپى