تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
قلم نامند و اكر آن قند را باز صاف نمايند و بدستور باز منعقد سازند در ان قالبهاى صنوبرى و يا طولاني و يا مدور آن را ابلوج و بفارسي قند مكرر و بهندى اوله يعني مانند دانهء تكرك نامند و بعضى آن را طبرزد كويند بعضى كفته‌اند كه اكر در طبخ آن به قدر عشر وزن شكر سفيد شير تازه دوشيده در ان ريزند و صاف كرده بقوام آورند و در قالب ريزند آن را طبرزد نامند و از شكر سرخ بعد از تصفيه بطريق مزبور نبات و قند و ناطف و غيرها نيز مىسازند و ليكن بلذت و لطافت شكر سفيد نيست

* طبيعت سفيد آن

در دوم كرم و در اول خشك و آب نيشكر تازه در دوم كرم و در اول تر و شكر سرخ در آخر دوم كرم و در آخر اول خشك و سليماني در آخر اول كرم و در اول تر و طبرزد و نبات قريب باعتدال و هرچند زياده آن را تصفيه نمايند حلاوت و حرارت آن كمتر و معتدل‌تر مىكردد و لطيف‌ترين همه اقسام قند مكرر پس نبات قرارى پس قند پس نبات است و همچنين و هرچند شكر كهنه‌تر كردد بهتر مىشود و بر يبوست آن مىافزايد

* افعال و خواص آن

ملين طبع و حلق و سينه و شش و جالي رطوبات آن و سريع النفوذ بعمق بدن و جهت تقويت اراواح و قوى و كبد و تحليل رياح امعا و تقويت باه و توليد خون صالح و استحكام اعصاب و عظام و منع پيرى و رفع خلط سوداوى و امراض آن و در تغذيهء مرضى سريع الاثر و آشاميدن يك اوقيهء آن با آب كرم و روغن بادام شيرين جهت بحة الصوت و تسكين قولنج و باد و مثل آن روغن كاو يعنى ده اوقيه كه نيم كرم باشد جهت رفع وجع ناف و سدهء جوف و تنقيهء زنان نفساء و به جهت عسر البول مجرب و خوردن نبات در روزى به مقدار يك اوقيه كه يك حب يك حب بدفعات در دهان كيرند تا آب شود جهت رفع سرفه و خشونت صوت و سينه و درد آن و ارتعاش و خفقان كه حادث از جماع باشد نافع و با آب كرم جهت بحة الصوت عارض از نزلات و مداومت آن جهت ازالهء سرفه و آشاميد جلاب آن با كلاب و آب سرد جهت ابتداى حميات محترقه و بدستور جلاب آن مطيب بكلاب و يا غير مطيب با آب سرد و يا نيم‌كرم جهت اغذيهء مرضي در ابتدا به قدر حاجت هركاه حاد باشد نافع جهت آنكه جالى است و با كرهء تازه جلاى آن زياده و منقى قروح و سخه و حك و خاريدن اجفان بنبات و قلم دمشقى و ابلوج صلب جهت رفع جرب آن و جلاى بياض و لحم زائد و با مرواريد و سركين سوسمار جهت سلاق و جرب مجرب و ضماد آن با كبريت و قطران و سندروس و نوشادر جهت رفع قوبا و برص و سائر آثار قريب العهد و ذرور آن جهت حبس خون عضو مقطوع و مجروح و بردن كوشت زائد فاسد جراحات و رويانيدن كوشت تازهء صالح و بخور اقسام آن خصوص نبات جهت رفع زكام و تفتيح سدهء مصفاة بغايت مؤثر المضار مضر صاحبان سل و اسهال و مغص و صفراوى مزاجان و مولد خون صفراوى خصوص كه در هنكام كرسنكى مفرط تناول نمايند و محدث صداع در مرطوبين هنكام غلبهء بلغم و رطوبات بر مزاج و مولد بلغم بتخصيص كه با روغن و يا ترشي استعمال كنند و اقسام كهنهء آن مفسد اخلاط و محرق خون مصلح آن بادام و شير تازه دوشيده و ترشيها و آب انارين و سفرجل و طباشير و كاهو و امثال اينها بدل آن در تقويت باه و تليين و ترطيب به وزن آن ترنجبين و يا كز انكبين و يا شير تازه دوشيده و در تسكين قولنج عسل مقدار شربت آن تا سي درم و نبات و طبرزد از براى محرور المزاج و قلم سليمانى و متعصر مطبوخ بدون سفيد كردن كه اندك سرخ رنك باشد براى مبرود المزاج و كسانى كه در ابدان ايشان اخلاط غليظه باشد بهتر و آب تازهء نىشكر در اول كرم و در آخر آن تر جهت تليين طبع و حلق و سينه و شش و جلاى رطوبت آن و جهت سرفه و احتباس بول و قرحه نافع و مولد خون معتدل و مورث نفخ و نزول آب در خصيه اكثار آن و مكيدن آن ناشتا جالى معده و بعد انهضام طعام ملين طبع و اخراج كنندهء ثقل بآساني و بالاى طعام مولد