تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
بدست نمىآيد و بهترين آن انطاكي و يا جرمغاني آنست كه از انطاكيه و يا از جرمغان آورند و صاف و سبك‌وزن پر سوراخ شبيه باسفنج و زود مفتت كردد و جرامغه در اصل طايفهء بوده‌اند از عجم كه از انجا نقل بنواح ديار موصل كرده و در انجا وطن ساخته و رنك آن شبيه برنك سريشمي باشد كه از پوست كاو مىسازند و مائل بكبودى و زردى و سفيدى و محلول آن در آب مانند شير سفيد و چون بر زبان كذارند زبان را بسيار بكزد و كفته‌اند جرمغاني آن مائل بسياهي و مستدير الشكل مىباشد و سياه آن قتال و غير مستعمل و هرچه بصفات مذكوره نباشد زبون و مصنوع آن را از شير يتوعات ديكر مانند شير عشر مخلوط بآرد كرسنه مىسازند و قوت مشوى آن تا دو سال و غير مشوى آن تا سه سال باقي مىماند و بعد از ان قوت مسهلهء آن مبدل بمدره مىكردد و مدر مىباشد نه مسهل و بهتر آنست كه قرب باستعمال آن را مشوى نمايند و به كار برند نه پيشتر دستور تشويهء آن آنست كه با مصطكى سوده در كيسهء كرده در جوف سيب و يا به خالي كرده كذارند و سر آن را باز بقطعه از ان سيب و يا به بند كنند و بخمير كرفته در تنور بر روى آجرى و يا ظرف سفالى كذارند تا مشوى كردد پس برآورده در سايه خشك كرده با مصلحات و مقويات آن مانند مصطكى و عود و صمغ عربي و زنجبيل و صبر و بزر جزر و نمك و فلفل و هليله و عسل و روغن بادام در مبرودين و با كثيرا و صمغ عربي و مغريات ديكر در محرورين استعمال نمايند و ابن تلميذ سنامكي و انيسون را بهترين مصلحات دانسته و در محرورين عصارهء كل سرخ و كثيرا و رب به و در مبرودين انيسون و بعضى كفته كه سائيدن آن با كل بنفشه نيز اصلاح آنست و يا آنكه در جوف بيضهء مرغ كذارند و بر ان آب به و سيب بريزند تا پر كردد و سر آن را بسته در خمير بكيرند و در تنور بر روى آجرى بكذارند تا جوش بخورد و مشوى كردد پس برآورده استعمال نمايند و اكر آب به و سيب نباشد جلاب بران ريزند و كفته‌اند سائيدن آن با بادام مقشر كاسر حدت آنست و بالجمله بايد كه بدون مقويات معده و مغريات و معينات و مخمرات استعمال ننمايند يعنى بايد كه با ادويهء مذكوره و با كل سرخ و انيسون و نشاسته و امثال اينها سرشته استعمال نمايند و بايد كه مبالغه در سائيدن آن ننمايند زيرا كه نرم آن مانند نرم كوبيدهء تربد بخبل معده مىچسپد و عمل آن ضعيف مىكردد و نفوذ بسوى محدب كبد مىنمايد و از جذب به جهت عضو و فضول باز مىماند بلكه بايد كه اندك جريش باشد و نيز بايد كه در هواى بسيار كرم و يا بسيار سرد و بلدان حاره و محرور المزاج و ضعيف القلب و ضعيف الاحشا و اطفال استعمال ننمايند

* طبيعت ان

در سوم كرم و در آخر دوم خشك و بعضى در سوم نيز خشك دانسته‌اند

* افعال و خواص آن

جالي و محلل و مفتح و مسهل صفرا و لزوجات مخلوط به آن و جاذب از اقاصي بدن و مقوى فعل هر مسهلى و بغايت سريع العمل و مدر فضلات و قاتل جنين و مخرج آن و جهت كزيدن عقرب شربا و ضمادا نافع و با هموزن آن تا دو وزن تربد چون با شير تازه دوشيده ناشتا بنوشند جهت اخراج اقسام كرم معده و امعا مجرب و با لاجورد جهت امراض سوداوى و با زنجبيل و تربد جهت اخراج مواد بلغمي و با كل سرخ جهت تقويت معده و با آب كرفس جهت سرعت خروج آن از معده مقدار شربت آن نيم دانك تا دو دانك و زياده بر ان مضر دل و معده و كبد و امعا و مورث تشنكي و كرب و غم و رافع اشتها و اكر زن حامله بخورد بار اندازد و بچهء او را بكشد و زياده از نيم درم تا يك درم آن كشنده بحدوث امساك اولا و كرب و غثيان و عرق سرد و اسهال مفرط پس اهلاك و مداواى آن قئ فرمودن و خوردن دوغ و سويق سيب و رب ريباس و رب سفرجل و رب سماق و ريختن آب سرد بر سر و نشستن در ان و طلاى آن با روغن بادام جهت درد سر و با سركه جهت صداع ضرباني و صداع مزمن و جهت قوبا نيز و ضماد غير مشوى آن و بدستور
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 504 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى