بر موضع زخم كزيدهء سك مرهمى از روغن زيتون و سركه و جاوشير كذارند و اكر مدتى از كزيدن سك ديوانه كذشته باشد به قدر دو ملعقه هر روز بدهند و كويند شرط احراق آن به جهت اين امر وقتى است كه آفتاب در اسد باشد و يا مقابلهء قمر نباشد و شعراى يمانى طلوع نموده باشد و بدستور هركاه با يك جزو محرق مذكور و نيم جزو جنطيانا و عشر جزو كندر اضافه نموده سه روز يا زياده بران هر روز سه مثقال با آب سرد بنوشند جهت دفع اذيت سك ديوانه مؤثر و همچنين چون سه مثقال خاكستر مذكور را با يك مثقال و نيم جنطيانا با شراب بنوشند و همچنين با عسل و ضماد خاكستر آن با عسل كه باهم طبخ نموده باشند جهت شقاق پا و مقعده و شقاقى كه از سرما بهم رسيده باشد و شقاق مادهء سرطاني نافع و تعليق چشم آن بر صاحب تپ غب نافع و كويند مضر مثانه و مصلح آن كل قبرسي و كل مختوم است مقدار شربت خام آن پنج مثقال و از سوختهء آن سه مثقال و دستور احراق آن در دستور احراقات مقدمه و سفوفات و اقراص آن در قرابادين مذكور شد
* سرطان بحرى *
بفارسي خرچنك دريائى نامند
* ماهيت ان
دو نوع است يكى آنكه ما دام كه در دريا است نرم بود چون از دريا برآورند و هوا بدان رسد متحجر كردد و جثهء آن به قدر سرطان نهرى و از ان كوچكتر و صدفي و نرم بود و از سواحل درياى هند و يمن خيزد و دوم شبيه بسرطان نهرى نيست و ليكن بسيار سفيد و شبيه بخلد است و صيادان ماهى در بلاد ديلم و تنكابن آن را بقلاب نصب نموده به آن صيد ماهي مىكنند
* طبيعت ان
سرد و خشك
* افعال و خواص آن
سوختهء آن را با چلا و تلطيف زياده و اكتحال آن جهت قمع رطوباتى كه از طبقات چشم ريزد و به جهت تقويت عضلات چشم و روشنائي آن و جرب و ظفره و سلاق و دمعه و ذرور آن جهت قطع نزف الدم جراحت و سنون آن جهت جلاى دندان و طلاى آن جهت كلف و نمش مفيد
* و طبيعت
دوم سرد و تر از اول و محرق آن در خواص ضعيفتر از اول و خوردن آن كشنده است
* سرنجي
بفتح سين و ضم را و سكون نون و كسر جيم فارسي و يا لغت هنديست
* ماهيت ان
نباتيست هندى تا بيك ذرع و نيم و ساق آن كرهدار و بر سر كرهها شاخها و بركهاى سفيد و كل ريزه و در بين بركها تخمهاى ريزه و سفيد اندك پهن و برك نبات آن شبيه ببرك خرفهء بزرك و از ان نازكتر و بىطعمى غالب
* طبيعت ان
مائل بحرارت و رطوبت
* افعال و خواص ان
خوردن برك مطبوخ آن جهت وجع ظهر و مفاصل و سائر اعضا و بيخ آن با دارفلفل سوده جهت حميات مركبه نافع و ضماد برك و نبات آن با كات هندى و اندكى زنجبيل تر جهت التيام زخمهاى عسرة الاندمال نافع و داخس را نيز مفيد
* سرو *
بفتح سين و سكون را و واو اسم فارسي است و بهندى نيز همين و نمال نامند
* ماهيت ان
دو نوع است برى و بستاني برى آنكه جبلى نيز نامند درخت عرعر است و در حرف العين ان شاء اللّه تعالى خواهد آمد و بستاني آن درختى است بسيار بلند و عظيم و موزون و بركهاى آن بسيار ريزه و خزان نمىكند و ثمر آن كوچك صنوبرى شكل شبيه بجوز رومي و آن را جوز السرو نامند و مغزى ندارد و در خامي سبز و صلب و بعد از رسيدن اندك زردرنك و خشبي در جميع اجزاى آن اندك حدت و حرافت و مرارت و عفوصت بسيار و تخم آن سفيد زردرنك شبيه بدانهء عدس و از ان نازكتر
* طبيعت ان
در اول كرم و كويند در حرارت معتدل و در سوم خشك و ثمر آن از سائر اجزا كرمتر و صمغ آن كرم حاد حريف و قريب بصمغ صنوبر و ضعيفتر از ان و رطوبت سائلهء از ان ضعيفتر از قطران درخت شربين
* افعال و خواص ان
برك آن قابض و محلل و قاطع نزف الدم و زائل كنندهء عفونات و بهق و آشاميدن طبيخ آن جهت عسر البول و قروح