تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
و غرغرهء آن با عسل جهت ورم بارد و لهاة و ملازه و مرى و با روغنها و مراهمها جهت بردن كوشت زائد حتى كوشت زائد در بيني و بواسير و تحليل اورام مقعده و خشك نمودن دانهء بواسير و زخمها و قروح خبيثه و با شراب جهت بثور و وضح و بهق سفيد و از سموم قتاله است *

* زهره *

بفتح زاى و سكون ها و فتح راء مهمله و ها قرنفل شامي را نامند و در مغرب قرنفليه نامند و مذكور خواهد شد بفارسي اسم مراره است و بعربي بر رغواه اطلاق مىكنند و وج را نيز مىنامند

* فصل الزاى المعجمة مع الياء المثناة التحتانية *

* زيبق *

بكسر زاى معجمه و سكون يا و فتح باء موحده و قاف بفارسي سيماب و جيوه و بهندى پاره و بفرنكي سلواسون نامند

* ماهيت ان

از جملهء فلزات معدنيه است و شبيه بنقرهء كداختهء متحرك و معدن آن بلاد چين و فرنك است و اكثر از ان بلاد مىآورند در ظرف چوبي و نيز مسموع كشته هرچند بران چندان اعتمادى نيست كه در شهر ناو و جنته‌بان كه از ارض جديد ربع جنوبي است قليلى بتعمل به عمل مىآورند بدين قسم كه حيوانات مردهء متعفن شده خصوصا سك را در خمها پر مىكنند و سر آنها را بسته تا مدتى مقرر در زير زمين دفن مىكنند پس برميآورند در آنها سيماب مىيابند و اكر از ايام مقرره بكذرد كه برنياورند خمها را خالى مىيابند و نيز مسموع شده كه در معدن طلق قليلى تكون مىيابد و در طبقات قطعهء ضخيم طلق نيز مىيابند و از خواص آنست كه فلزات ديكر را فاني مىكرداند چون بدانها رسد و لهذا از چين در ظروف چوبي كه آن را بفرنكى بيپ نامند مىآورند و چون حرارت بدان رسد خود نيز فاني مىكردد و در آب و جاهاى پست نمناك مجتمع مىشود چنانچه جايى كه ملمع كران‌كار مىكنند به نزديكى آن آب مىكذارند در ان قدرى جمع مىكردد

* طبيعت ان

در دوم سرد و در سوم تر كفته‌اند و بعضى كرم و تر دانسته

* افعال و خواص آن

حاد و قابض چون مبرود و مرطوب المزاج در هر سالى چند روز پىدرپى در ايام زمستان هر روز به قدر يك حبه و بتدريج تا يك دانك از خام آن را بخورد و بالاى آن آب كوشت بياشامد كه مانع مغص و معين زود كذشتن آن از امعا و برآمدن آن كردد زيرا كه سيماب خام در معده نمىماند و به زودى برميآيد جهت حفظ صحت بدن و تقويت اعصاب و هاضمه و باه در مزاجى كه موافقت كند بيعديل است و طلاى مقدار قليل آنكه يك مثقال تا دو مثقال باشد بر تارك سر در آخر هر ماه در تحت الشعاع بعد از سر تراشي كه شش هفت تيغ خفيفى اندك غائر بزنند به حدى كه خون برنيايد و سيماب را با آب برك تانبول و يا با آب برك ريحان و يا با آب دهان و يا با كره ماست و يا بعضي ادهان مناسبه آن مقدار بمالند كه سيماب كشته كردد يعني اجزاى آن متلاشى و ناپديد كردد بر آن بمالند تا تمام آن منجذب كردد بعد از لمحه سر را بشويند و بعضى بعد از هر سر تراشي لنك يا پارچهء صفيقى را در كنار خود فرش مىنمايند و مقدارى سيماب خام را در پارچهء بسته بر يافوخ خود مىمالند و آنچه از ان ريخته شد از بالاى پارچه باز جمع نموده بدستور مىمالند تا قريب بيك ساعت و اكر آن را با آب برك تانبول و يا آب برك ريحان و يا آب دهن يا غير آن كشته بمالند نيز نافع است و اكر در تحت الشعاع اكتفا بماليدن نمايند نيز خوب است جهت تسخين دماغ بارد رطب و امراض حادث از ان و منع نزلات و مرضى كه در بنكاله مشهور است كه در انف بهم مىرسد و آن را اهوا مىنامند مؤثر و ماليدن اندك آن بر كف هر دو دست باعث خشكي جرب رطب و دانهاى آتشك است و بدستور ماليدن آن بر دانهاى آتشك و قروح و جروح خبيثه با روغن كاو كه با يك‌صد و يك آب شسته يا با موم