كفتند آنچه بر روى آفتاب پديد آمد بان عظمت خداى ايشان است و آن سجده خداوند خود را كردند چون معتقد ايشان معلوم شد از صفت آن سوال كردم چنان تقرير كردند كه او مرغى است بغايت بزرك و با هيبت و مسكن آن بيابانها ميان چين و بلاد زنج است و در ان بيابانها فيلان وحشي مىباشند كه به هيچ طريق اهل نمىشوند طعام آن مرغ آن فيلان مىباشند و آن حيوان را ختو كويند بطريق تعظيم چنانچه خاتون و خان و چنانست كه كوئي خاتون در اصل ختون بوده است در لغت ايشان كه در لغت پارسي متداول شده است مؤلف كويد كه اكثر اين سخنان اصلي ندارد و آنچه ديده و شنيده شده كه از بلاد چين استخوانى شبيه بكلهء مرغى مىآورند سفيد و سرخ حنائي رنك خالدار و از ان زهكير مىسازند و مىكويند براى دفع سموم نافع است
* فصل الخاء مع الراء المهملة *
* خراطين *
بفتح خا و را و الف و كسر طاء مشاله هر سه مهمله و سكون ياء مثناة تحتانيه و نون امعاء الارض و حمر الارض نيز و بهندى كيچوه بكسر كاف نامند
* ماهيت ان
كرمهاى سرخ طولاني است كه در زمينهاى نمناك خصوصا مانند باغچها و در سركينها در كرما كه بارش شود و در اوائل سرما نيز بهم مىرسد
* طبيعت ان
در اول كرم و تر و با رطوبت غريبه
* افعال و خواص آن
آلات البول آشاميدن سه درهم سائيدهء آن يا دوشاب انكورى جهت ادرار بول و با آب كوشت جهت قوت باه بسيار مجرب الحلق و الصدر و آلات الغذاء و غيرها جوشانيدهء آن در روغن كنجد جهت خناق و سرفهء كهنه بغايت آزموده و مسحوق آن با روغن بادام بالخاصية جهت فتق امعا و التيام آن مجرب دانستهاند و جهت عسر ولادت و رفع سنك كرده و مثانه و با شراب مغير رنك بدن يرقاني در همان ساعت الاذن قطور مطبوخ آن با پيه مرغابى جهت تسكين درد كوش و بازيت در كوش مخالف نيز مسكن وجع آن و چون بران نمك پاشند و آبى كه از ان بهم رسد در كوش بچكانند جهت تسكين درد كوش نافع الحلق و غيره ضماد آن جهت ورم حلق و لهاة و منع نزلات و طلاى تازهء آن جهت التيام عصب مقطوع مجرب به شرط آنكه تا سه شبانهروز بندند و نكشايند و بدستور جهت جراحت اعضاى عصباني مؤثر و با غبار آسيا جهت استحكام مفصلى كه از جاى خود حركت كرده باشد و جهت ضربه و سقطه و تسكين اورام حاره و با روغن دانهء زردآلو جهت بواسير و مطبوخ آن بازيت و طلاى آن با زفت و برك كدو جهت بزرك كردن قضيب بغايت موثر و مطبوخ آن با قضيب حمار زنده اكلا و ضمادا درين باب مجرب دانستهاند و چون با جعل و بنات وردان طبخ نمايند طلاى آن جهت بواسير و نزف الدم و شقاق مقعده بيعديل و در جائى يا در موسمى كه خراطين نباشند و خواهند بهم رسانند بايد كه برك جيل كه شجرى است كه در هند و بنكاله كثير الوجود است قدر معتدى از ان برك را در كردى كرده خاك و آب برآن بريزند به زودى تكون مىيابد و از خراطين مسى به عمل مىآورند و آن چيزى شبيه باهن و حديد صيني است اندك سرخرنك بدين قسم كه خراطين بسيار را جمع مىنمايند و مىسوزانند تا خاكستر كردد و خاكستر آن را جمع نموده مىشويند و در ميان آن دانها كه برمىآيد يك جا كرده مىكذارند و دو دانك سائيدهء ان با آب ترياق سم بيش و افيون است و چون در طعام مسموم اندازند و جوش دهند قوت و سورت آن را مىشكند و كم مىنمايد و نكاهداشتن آن در دهان نيز جهت سم مار و اكثر سموم نافع است
* خرامقان *
بفتح خا و راء مهمله و الف و فتح ميم و قاف و الف و نون
* ماهيت ان
كياهى است در شكل و بو مانند سنبل الطيب و رنك آن سبز و طعم آن مائل بشيريني
* طبيعت ان
در اول كرم و خشك
* افعال و خواص ان
محلل و مجفف و در افعال مانند سنبل الطيب و از ان ضعيفتر است