قيراط و نكاهداشتن پيچيدهء آن در حرير سفيد با خود باعث قبول و جاه و هيبت و قضاى حاجات و نكاهداشتن آن در دست رافع كزاز در دست و پا و تعليق آن به طرف چپ جهت عسر ولادت و درد زائيدن و بخور آنكه نرم سوده اندكاندك بر اخكر بپاشند و با نبوبه برحم برسانند جهت رفع سيلان آن هرچند مزمن باشد بغايت مفيد و مجرب و كويند چون حائض مس آن كند اين اثر از ان زائل كردد و كويند چون زحل در سنبله باشد آن را با كلاب شسته سرمه ترتيب داده ديكرى از ان اكتحال نمايد و شخص مكحول بمقناطيس مدت مديد نظر به شخص مكحول بآهن كند بمرتبه باعث محبت ثاني به اول كردد كه ما فوق آن متصور نباشد و از مجربات شمردهاند *
* حجر المنفي *
بنون ساكن بعد از ميم مفتوح و قبل از فاء مكسور و ياء نسبت
* ماهيت ان
سنكريزهايست ابلق به مقدار زيتوني بالوان مختلفه كه از منف از اعمال هيره خيزد
* افعال و خواص ان
طلاى سائيدهء آن باعث بيحسى عضو است به حدى كه ادراك بقطع آن نشود *
* حجر النار *
بفتح نون و الف و راء مهمله در آخر و آن را حجر الاصم و حجر الزناد و بفارسي سنك آتشزنه و سنك چقماق نيز نامند
* ماهيت ان
انواع است سفيد نباتى و سياه و سرخ و اغبر و ملمع و ثقيل الوزن و حاد و چون آهن را بدان زنند آتش از ان بجهد و بوى دخانيت از ان آيد
* طبيعت ان
در اول سرد و در سوم خشك و بعضى كرم كفتهاند
* افعال و خواص آن
ذرور سائيده آن مانند غبار جهت خنازير و تنقيه التحام افواه آن و قروح عسرة الاندمال جميع اعضا و تعليق آن برلتهء بسته در حين ولادت بر ران زنان باعث سهولت ولادت ايشان و بعد از ولادت بايد كه به زودى باز نمايند
* حجر النمر *
بفتح نون و كسر ميم و راء مهمله
* ماهيت ان
سنكى است ابلق شبيه به پوست پلنك به قدر مغز بادام و از ان كوچكتر و در جوف پلنك ماده حاصل مىشود و چون در شير اندازند شير بريده كردد
* افعال و خواص ان
طلاى آن جهت التيام جراحات و تعليق آن جهت منع آبستنى مؤثر
* حجر الهندي *
بكسر ها و سكون نون و كسر دال مهمله و ياء نسبت
* ماهيت ان
سنكى است مائل بسياهي و سرخي و سائيدهء آن مائل بسرخي و زردى و آن را شادنج هندى نامند و از سواحل درياى هند خيزد
* افعال و خواص آن
ذرور آن جهت قطع خون بواسير و جراحات بيعديل و آشاميدن آن يك دانك و كمتر از ان جهت قطع اعضاى باطن و بواسير و سم عقرب مفيد
* حجر اليهود *
بفتح ياء مثناة تحتانيه و ضم ها و سكون واو و دال مهمله و آن را زيتون بنى اسرائيل و بفارسي سنك جهودان نامند
* ماهيت ان
سنكى است فى الجمله بلوطي شكل و زيتوني و مائل بسفيدى با خطوط متوازيه در طول و در آب زود سائيده شود و طعمى غالب ندارد و در فلسطين از ارض شام در كوه مسمى ببروت و در ديار قدس نيز بسيار بهم مىرسد و نر و ماده مىباشد نر آن باوصاف مسطوره و مادهء آن بىخطوط و مائل بسرخي و تيركي و بعضى اندك پهن غير مستدير و نر آن مخصوص بحصاة مردان و مادهء آن بزنان و مادهء تكون آن شايد اجزاى لطيفهء ارضيهء لزجهء مختلطه برطوبات و اجزاى هوائيهء محتقنه تحت احجار باشد كه بسبب تابش اشعهء كواكب از خلل و فرج احجار برآيد و بعد برآمدن بدان هيأب متحجر كردد
* طبيعت آن
در اول كرم و در دوم خشك و معتدل نيز دانستهاند با قوت مفتته
* افعال و خواص ان
مدر بول و مفتت حصاة و مانع توليد آن و اذابت دهندهء خون منجمد در مثانه و چون نيم مثقال آن را سائيده با پنجاه مثقال به آب كرم و يك مثقال روغن بادام تلخ بياشامند جهت تفتيت حصاة و ادرار بول و رفع عسر آن و اذابت خون