تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
كوساله او نيز همرنك آن باشد بخوراند و مرد به او مقاربت كند بار كيرد ان شاء اللّه تعالى و چون آن بيخ را با روغن كاو و زردچوبه سائيده بر سر بمالند جهت صداع و شقيقه و بخور آن جهت تپ و تعليق آن بر كردن جهت خنازير و سلعه و سعوط آن با شير زنان جهت صرع مفيد و چون با دار فلفل و بول كاوميش بسايند و زنى كه بچه در شكم او نماند و بزرك نشود و ساقط شود بخورد طفل در شكم او بماند و بزرك شود و بنيكوئى تولد يابد و چون در حال مقاربت آن بيخ را بر كمر بندند انزال نشود و چون با صندل سرخ سوده بر بدن بمالند هركه بوى آن را بشنود محب و مسخر او كردد و نوع صغير آن جهت سلس البول و تپ و بواسير خوني و اسهال خون و امثال اينها نافع *

* فصل الحاء مع الراء المهملتين *

* حربت *

بضم حا و سكون راء مهملتين و ضم باء موحده و سكون تاء مثناة فوقانيه و بثاء مثلثه نيز آمده

* ماهيت ان

كياهى است بر زمين مفروش و برك آن باريك و دراز و ما بين بركهاى طويل آن بركهاى كوچك و خوش‌بو و طعم آن با حدت و بسيار خوش‌بو كنندهء دهان

* طبيعت ان

در سوم كرم و خشك

* افعال و خواص آن

مفتح سدد و جهت سوء هضم و دفع بدبوى دهان و قولنج نافع و چون كوسفند از ان بخورد شير و كوشت او خوش‌بو و لذيذ كردد مصدع مصلح آن كشنيز مقدار شربت آن تا سه درهم بدل آن بر نجاسف است *

* حربا *

بكسر حا و سكون راء مهملتين و فتح باء موحده و الف آن را حامالاون نيز كويند و كنيت آن ابو حجاذب و ابو الزنديق و ابو الشقيق و ابو قادم و بفارسي افتاب‌پرست و بهندى كركت بكسر دو كاف فارسي و سكون راء مهمله و تاء چهار نقطهء هندى در آخر نامند

* ماهيت ان

حيوانى است فى الجمله شبيه بچلپاسه و از ان بسيار بزركتر و موى آن افشان و هميشه نظر بآفتاب دارد و در ايام كرما چهرهء آن سرخ مىكردد و دنبالهء آن بلند و چشمهاى آن بجميع جهات حركت مىكند براى آنكه صيد خود را بهر طرف كه باشد ببيند و چون صيد او كه مكس و امثال آنست نزديك او آيد بسرعت زبان خود را برميآورد و آن را مىربايد و از دور كه مىبيند رفته آن را صيد مىكند و حشرات سمى مانند هزارپا و عقرب را نيز صيد مىكند و مىخورد كويند كسى را نمىكزد و چون بكزد كشنده است و معالجه ندارد

* طبيعت ان

در چهارم كرم و خشك

* افعال و خواص آن

كويند چون موى مژكان را بكنند و خون آن را بران بمالند ديكر موى نرويد و زهرهء آن را چون اكتحال نمايند غشاوهء بصر را ببرد و پيه آن را چون بر آهني بر روى آتش بسوزانند و مخلوط با خون و اندكى آب نموده بر قروح سر بمالند در يك مرتبه آن را زائل كرداند و چون آب مطبوخ آن را با آب حمام مخلوط كرده بدن را به آن بشويند رنك بدن را تا چند روز سبز مىدارد و كوشت آن سم قتال است و عارض مىكردد از خوردن آن قئ و وجع فواد و مداواى آن قئ فرمودن و سائر تدابير ذراريح را به عمل آوردن و تخم آن نيز سم قتال است و در يك ساعت كشنده و مداواى آن خوردن فضلهء باز با طلا كه نوعى از شراب است و قئ فرمودن و پاكيزه كردن معده و ماليدن روغن كاو بر تمام بدن و تكميد سر با ماء اللحم و خوردن انجير خشك با مسكه و جنطيانا است

* حردون *

بكسر حاء مهمله و سكون را و ضم دال مهملتين و سكون واو و نون و در طبرستان ماچه كول و در اصفهان مال مالي و بهندى باهمني نامند

* ماهيت ان

حيوانى است شبيه بوزغه و ورل برى و از ان بسيار كوچك‌تر و با دست و پا و سر با ريك و طولاني و در عرض روز چند مرتبه متلون بالوان مختلفه مىكردد و در خانها و خرابها و كوهستانها يافت مىشود

* طبيعت ان

در سوم كرم و خشك

* افعال خواص ان

تعليق دل آن در لتهء سياه بسته جهت تب ربع و طلاى پوست