تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
منجمد در مثانه مجرب و بدستور با آب كرم خالص و اكتحال آن با خون خفاش جهت رويانيدن موى مره كه ريخته باشد و طلاى آن برابر و جهت رويانيدن موى آن خصوصا با خون خفاش و بتنهائي جهت التيام جراحات و با عسل جهت تليين صلابات مضر جكر مصلح آن صمغ و سفوفات و معاجين آن در قرابادين كبير ذكر يافت

* * * فصل الحاء مع الدال المهملتين * * *

* حداة *

بكسر حا و فتح دال مهملتين و الف و تاء مثناة فوقانيه بفارسي غليواج و بشيرازى كور كوره و بتركي چلقان و بهندى چيل نامند و كنيت آن بعربي ابو القطاب و ابو الصلت و جمع آن حدأ و حد آن آمده

* ماهيت ان

طائرى است معروف فى الجمله شبيه ببازو در شهرها و عمارات و اشجار مىباشد و كوشت حيوانات كوچك را مىربايد و در هند يك نوع ديكر نيز مىشود كه سر و سينهء آن سفيد و باقي تنهء آن همه سرخ تيره و در جثه از نوع اول كوچكتر و مردم مردارخوار كه صنفي از هنود هند و بنكاله‌اند كه آنها را دوم و كنجر و چندال مىنامند كوشت نوع ثاني را مىخورند و كوشت نوع اول را نمىخورند زيرا كه مورث جنون است بسبب فساد آن اخلاط و كوشت را

* طبيعت ان

در دوم كرم و خشك

* افعال و خواص آن

خوردن مطبوخ آن با كندنا و مداومت بران قاطع بواسير و آشاميدن قدرى از محرق آنكه تمام آن را سوخته باشند با كلاب و قليلي مشك جهت ربو و ضيق النفس و سعال مزمن و بدستور خون آن با ادويهء مذكوره جهت امراض مزبوره ناشتا و مغز سر آن را چون در آب كندنا جوش دهند و بياشامند جهت زحير و بواسير و آشاميدن خاكستر سوختهء پر آن به غير سر آن به مقدار يك دانك تا دو دانك با آب جهت نقرس و غدد بلغمى و سلعه بيعديل و تدهين بروغنى كه بيضهء آن را در ان جوشانيده باشند تا مهرا شده باشد جهت برص مجرب دانسته‌اند و جهت فالج و نقرس و تقويت اعصاب نافع و چون زهرهء آن را در سايه خشك نموده عند الحاجت با آب سائيده و ملسوع بلسع هوام سه ميل آن را در چشم طرف مخالف عضو ملسوع كشد مثلا اكر در جانب چپ باشد به چشم راست و اكر در جانب راست باشد به چشم چپ شفا يابد بعون اللّه تع خصوصا كه در آب رازيانه سه هفته در آفتاب كذاشته باشند چون چشم آن را در زير بالش كسى كذارند به نحوى كه آن كس نداند مانع خواب آمدن آن شود و چون زندهء آن را در خانه بياويزند مار و عقرب در ان خانه داخل نشوند و ضماد فضلهء تازهء بچهء نوع سرخ آن را چون از آشيان آن آورند جهت تحليل ورم بيضه مجرب اما بايد كه زياده از يك ساعت نكذارند و سائيدهء خشك آن با آب يا عرق رازيانه نيز همين اثر دارد و ليكن از تازهء آن ضعيف‌تر و كويند چون دو لشكر باهم مقابل كردند و حداة سرخ بر سر هر لشكرى كه پرواز نمايد ظفر از جانب آنست و بدين سبب آن را فتح اللقا نامند

* حديد *

بفتح حا و كسر دال مهملتين و سكون ياء مثناة تحتانيه و دال مهمله بفارسي آهن و بهندى لوشه نامند

* ماهيت ان

از جملهء فلزات معروفه است و اجناس كليهء آن دو نوع مىباشد نر و ماده نر آنكه صلب است فولاد و مادهء آنكه نرم است آهن و فولاد كاني طبيعى را شاپور خان و شاير خان نيز و مصنوع از آهن نرم را اسطام كويند و چون شاخ سوختهء بز و حجز الرخام را بالسويه بر آهن بمالند و بر آتش سرخ كنند بسيار نرم شود و فير و قتر عبارت از ان است و چون با رصاص يا مرقشيشا يا سم الفار يا زرنيخ كدازند بمرتبهء رصاص زود كداز كردد و بدستور چون با نحاس بكدازند و بعد از ان با شوره نحاس را ازو بسوزانند بغايت زودكداز كردد و فولاد مصنوع متعارف بسيار است و طريق ساختن آن آنست كه آهن متعارف را در كورهء مخصوص به آتش بسيار شديد يك هفته مىتابند و حنظل و صبر و هرچه در تلخى قوى باشد با زهرهاى حيوانات
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 346 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى