تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
و لرستان و جاثلق اسم دوائى است كه تركان آنجا نبات ازار نامند

* ماهيت ان

بيخى است بسطبرى انكشتى و طول آن زياده بر شبرى و رنك ظاهر آن مائل بسياهي و باطن آن سفيد و با صلابت و طعم آن شيرين و ساق آن قريب بذرعى و برك آن طولاني به قدر شبرى شبيه به زبان و سبز تيره و لطيف و بركهاى ساق اطراف اعلاى آن به قدر برك بيد و كل آن كبود و از كل نيلوفر هندى بسيار كوچكتر و مستعمل بيخ آن است

* افعال و خواص آن

چون بكوبند و بر بيخ دندان بپاشند بنهجى مىچسبد كه از اكل و شرب زائل نمىكردد و سنون آن بيك دو دفعه جهت رفع تعفن دندان و رويانيدن كوشت بن دندان مجرب و آشاميدن آن جهت رفع زخم‌هاى باطني و اورام احشا و ضماد آن جهت جبر كسر و رفع جميع زخمها و تشنج آن مفيد

* جرونجى *

بكسر جيم فارسي و فتح راء مهمله و سكون واو و خفاى نون و كسر جيم و يا

* ماهيت ان

مغز ثمر درختى است هندى در اكثر كوههاى هند مىشود و درخت آن به مقدار نارنج متوسطى و برك آن ببزركى برك انجير و بىتشريف و ثمر آن شبيه بثمر قهوه و آلوبالو و فالسه و از ان بزركتر و آن را بهندى پياره نامند و پوست خارجى آن نازك و در خامي سبز و بعد رسيدن بنفش و لحم آن در خامي سخت و بعد رسيدن نرم و سبز پستئ رنك و چاشنىدار مىباشد و آن را مىخورند و در آب حل كرده افشره مىسازند و بر آب نيز مىپزند و مغز آنكه در زير لحم آن است در غلافى خشبي اندك صلب از پوست پسته نازكتر و ضخيم‌تر از پوست حبة الخضراء و مغز آن به مقدار نصف نخود كوچكى و تخم آلوبالو و چرب و شيرين و لذيذ و بعضى اين را حب السمنه دانسته‌اند و شايد غير آن باشد زيرا كه هيأت درخت و ثمر اين بهيأت درخت چرونجى نيست چنانچه ان شاء اللّه تعالى خواهد آمد

* طبيعت ان

كرم در دوم و تر در اول

* افعال و خواص آن

جالي و منعظ و مسمن بدن و كثير الغذا و در اكثر افعال قريب بحبة السمنه و چون نرم بسايند و بتنهائي و يا با ادويهء مناسبه بر بشره بمالند بشره را صاف كرداند بسبب جلائى كه دارد و تخم آن سرد و تر و دافع مضرت صفرا و غليان خون و تشنكي است

* جرى *

بكسر جيم و راء مشدده و يا لغت عربي است بفارسي مارماهي و بمصرى تيلور و بسرياني سلورس و بيوناني سلورس و بهندى كچيامچهلي نامند

* ماهيت ان

ماهي است عظيم الجثه فربه كه در درياى مصر بهم مىرسد سياه رنك و بىفلس و به استخوان كمي و شارب آن مانند مار باريكى و دراز و سر آن طويل و دهن آن مستطيل مانند خرطوم و كوشت آن رخو با لزوجت و با سهوكت بسيار و يهودان آن را نمىخورند و حكيم مير محمد مؤمن نوشته كه در تنكابن آن را اسپلي و در مازندران كليس نامند

* طبيعت

غير نمك سود آن كرم و تر و نمك سود آن كرم و خشك

* افعال و خواص آن

جالي و با قوت جاذبهء قويه خوردن كوشت تازهء آن كثير الغذا و مولد خون بلغمي و منقي و مصفي قصبهء رئه و صوت و ملين بطن و جهت سل و نفث الدم نافع و كفته‌اند مملح آن جهت امراض مذكوره سواى سل نفث الدم انفع بسبب قوت جلاى آن و آشاميدن خون آن نيم اوقيه با هموزن آن سركه قاطع خونى است كه از حلق آيد و جلوس در طبيخ مملح آن جهت قرحهء امعا در ابتدا و جذب مواد بسوى ظاهر بدن و بدستور دخنهء آن بمقعده و احتقان آن جهت عرق النسا بىعديل و ضماد نمك سود آن جهت جذب خار و پيكان و جذب مواد بسوى ظاهر جلد المضار كفته‌اند مولد بلغم لزج و بطئ الهضم و مضر كرده و محدث برص است مصلح آن نمك سود نمودن و با سركه و نعناع و صعتر و آبكامه و سكنجبين خوردن است

* فصل الجيم مع الزاء المعجمة *

* جزر *

بفتح اول و ثاني و راء مهمله معرب كزر فارسي است و نيز بفارسي زردك و بهندى كاجر نامند

* ماهيت ان