تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
و نزلات نافع و خوردن نان مطبوخ آن حابس اسهال مرارى و مدر بول و مسقط جنين و اكثار آن مولد خون سوداوى و مورث سده و مصلح آن روغنها و شكر و حلواهاى چرب و يا با شير و يا با نخاله پختن و با روغن خوردن و بحمام رفتن و ماليدن روغنها بر بدن و كماد كرم كردهء آن محلل نفخ معده و تهيكاه و مغص و درد بواسير و پختن آن با شير تازه دوشيده جهت صاحبان خون زائد و رطوبات فاسده و جلوس بر سائيدهء آن با نمك كه در خرقهء بسته باشند جهت بروز مقعده و پيچش و ثفل محتبس در امعا نافع و بدل آن در اضمده شونيز و استعمال كهنهء آنكه يك سال بران كذشته باشد جائز نيست

* جاوشير *

بفتح جيم و الف و ضم واو و كسر شين معجمه و سكون ياء مثناة تحتانيه بفارسي جواشير و كوشير و نيز بشيرازى جاحوشي نامند

* ماهيت ان

صمغى است بدبو ظاهر آن سرخ تيره و باطن آن سفيد و نبات آن را ساق غليظ و بلندتر از ذرعى و نرم و برو چيزى سفيد شبيه بپشم و برك آن شبيه ببرك انجير مائل باستداره و مشرف بپنج تشريف و خشن و بسيار سبز و قبهء آن شبيه بقبهء شبت و كل آن زرد و خشبو و تخم آن سياه و قريب بانيسون و خوش‌بو و تند و ساق آن كوتاه و غليظ و نرم و مزغب بزغب سفيد مانند خيارزه و بيرون آن سياه و اندرون آن سفيد و بهترين صمغ آن تيزبوى زعفراني رنك و طريق اخذ آن آنست كه بيخ آن را مىشكافند در هنكام ظهور ساق آن و حوالي آن را خالي نموده بركى در زيو آن فرش مىنمايند كه صمغ آن در ان جمع كردد و چون خشك كردد از ان برميدارند و نيز از ساق بيخ آن در هنكام ظهور كل آن كه بودن شمس در جوزا است بطريق مذكور صمغ اخذ مىنمايند و نيز از علامت خوبى آن آنست كه در هنكام ريزه شدن در سودن ريزهاى آن سفيد باشد و زبان را بكزد و بدست بچسپد و چون در سركه و يا آب حل نمايند زود منحل كردد و بوى آن تند باشد و آنچه از ساق آن كيرند رنك خشك كردهء آن زرد و محلول آن در آب برنك شير باشد و اين ضعيف العمل و غير مستعمل است و مغشوش آن سياه رنك و غش باشق و موم مىكنند

* طبيعت ان

كرم و خشك در سوم و بعضى خشك در دوم كفته اند

* افعال و خواص آن

محلل رياح و مفتح سدد و مقوى اعصاب ضعيفه و مضعف اعصاب صحيحهء قويه و ملين صلابات و جالي لزوجات و اوساخ و با قوت ترياقيه و جهت امراض باردهء بلغميه خصوصا عصبانيه و دماغيه مانند صداع و فالج و لقوه و صرع و ام الصبيان و رعشهء حادث از كثرت جماع و نزلات و كوفتكي و تعقد عضل و درد مفاصل و دردى كه از صدمات بهم رسيده باشد و جبر و كسر استخوان و درد پهلو و نزف الدم و سرفهء بلغمي نافع كه نيم درهم آن را با آب مرزنجوش بياشامند و بران مواضع نيز ضماد نمايند و يك مثقال آن جهت لرزحميات دائره و استسقا و يرقان و تقطير البول و جرب مثانه و نفخ رحم و ادرار طمث و قولنج ريحي و بلغمي و تفتيت حصاة و رفع سموم امراض الراس آشاميدن آن جهت صداع و صرع و ام الصبيان و لقوه و رعشه و نزلات الضربة و الصدمة آشاميدن نيم مثقال آن با ماء القراطن يا شراب جهت ضربه و صدمه العين اكتحال آن جهت نزول آب و تقويت حدت بصر الاذن قطور آن در كوش جهت رفع كرى الاسنان ماليدن آن بر دندان و پر كردن در جوف دندان كرم خورده جهت تسكين وجع و منع تاكل آن الصدر آشاميدن آن جهت سرفه و درد پهلو حادث از برودت و بدستور ضماد برك آن جهت درد پهلو اعضاء الغذاء آشاميدن عصارهء آن با سركه و طلا نمودن بدان جهت تحليل سپرز و چون ده مثقال آن را در دو جرهء عصير عنبي اندازند و بعد از بيست روز صاف نمايند و بياشامند جهت طحال و استسقا جيد النفع است اعضاء النفض آشاميدن يك بندقهء آن با آب كرم جهت ادرار بول و حيض و اصلاح رحم بارد و تحليل صلابت آن و رفع تقطير البول و ثمر آن نيز ادرار طمث آورد خصوصا با افسنتين و اختناق رحم را مفيد و اسقاط