نبات منبت آن زمين چين است و آن را مىبرند و در سايه خشك مىكنند و در وقت حاجت با آب كرم شربت مىكنند و مىخورند شربت آن قائم مقام ادويهء مركبه است و مضرت ادويهء مركبه ندارد و ازين جهت اهل تبت دفع مضرت شراب به آن مىكنند زيرا كه ايشان افراط در خوردن شراب مىكنند و در دفع مضرت او هيچ داروى به آن نمىرسد و نافعترين ادويه است و طايفهء كه بر زمين تبت مىبرند در قيمت آن جز مشك نمىكيرند و فرق بسيار است در ميان قيمت اعلاى آن تا ادنى و همچنين در رائحه و منافع آن و نيز نقل است كه در ولايت خطا جمعى مردم بطريق سير بصحرا رفته بودند طعامى پخته در ظرفى كرده بالاى آن را بشاخهء پربركى از اشجار آن صحرا پوشيده بكارى مشغول شدند كه بعد از انفراغ تناول نمايند و بعد از اندك زمانى كه فارغ شدند و خواستند كه تناول نمايند ديدند كه تمام آن طعام مضحمل شده است اين امر را نزد اطبا اظهار نمودند اوشان بعد از تفحص بحدس و قياس دريافتند كه بركهاى آن شاخه را در هضم طعام و غذا اثر تمام است و درصدد تجربهء آن درآمدند و محرر كتاب مىكويد كه آنچه مشاهده شده برك آن شبيه ببرك انار و حنا و ريحان است و از ان بزركتر و عريضتر و ضخيمتر و شعبهاى آن بلندتر و برك بعض نوع آن ريزهتر از بعضى درخت آن شنيده شده كه به قدر يك قامت تا به دو سه قامت و شبيه بدرخت حنا و انار و بر ساق آن قريب بانتها شاخهاى باريك رسته و بر آنها كلهاى كوچك و برك آن مدور در بعضى جاها سه عدد و در بعضى جاها چهار عدد بهم پيوسته شبيه بكل سه بركه و چهار بركه و بر سر شاخها نيز كلى پنج برك و منبت آن ملك چين و خطا و نيپال و آن انواع و الوان مىباشد سفيد و سبز و بنفش و تيره و سياه اما سفيد ريزه برك خوشبوى آنكه بركهاى آن بسيار درهم پيچيده باشد از همه اقوى است و بعد از ان سبز و اما يبس اين از ان زياده و بعد از ان بنفش و بعد از ان سياه و اين از همه ضعيفتر و زبونتر و نوع اول يعني خوب و اعلاى آن عزيز الوجود و كرانبها است و براى تجارت نمىآورند و سلاطين و حكام آن ديار براى امثال و اقران خود بطريق تحفه و هديه بديار ديكر مىفرستند و اما انواع ديكر آن بسيار است خصوصا سبز تيره و سياه آنكه وافر و ارزان است و از بعضى شنيده شده كه بعضى تا مقيدان مستعمل آن را با غير مستعمل مغشوش و تبديل نموده مىفروشند بدين طريق كه چون ضابطهء نصارى است كه مطبوخ يعني جوشانيدهء آن را نمىخورند و مضر و بدذائقه مىدانند جرم آن را و لهذا آب را خوب جوش نموده بلكه آن مقدار كه ربع آن يا خمس آن كم كردد پس قدرى قليل چاى را در ظرفى كه چايدان چيني يا نقره است ريخته آب كرم را بر روى آن مىريزند مثلا در يكمن طبي آب كه تخمينا سه ثلث يك آثار هندى باشد يك درم نهايت يك مثقال از نوع متوسط آن و از نوع اعلاى آن كمتر و از زبون آن بيشتر تا دو مثقال ريخته تا نيم ساعت كامل مىكذارند تا قوت و رائحه آن در آب باز داده شود و آب اندك رنكين كردد پس آب صاف آن را كه مطلق دردى و برك در ان نباشد در پيالها ريخته چون طعم آن با اندك عفوصت و تلخي است براى اصلاح آن با نبات اندك شيرين نموده مىآشامند و اكثر قدرى شير كاو يا شير بز تازه دوشيده اندك جوشانيده براى اصلاح يبوست آن نيز در ان ريخته نيم كرم مىآشامند پس خدمهء آنها آن بركهاى مستعمل را خشك نموده و بتدريج جمع نموده در قوطيها و غير آن بدستور اول پر كرده سر آنها را بسته مىفروشند و فرق ميان مستعمل و غير آن بزهومت رائحه و سياهي رنك و كمرنك شدن آب و اندك باز بودن بركها است از هم بخلاف غير مستعمل آن
* طبيعت ان
كرم تا آخر دوم و خشك در اواسط آن و نوع اعلاى آن كرم در سوم و بعضى سرد مىدانند به جهت تسكين آن عطش و حرارت و التهاب باطن و دفع آن ضرر شراب را و اين توهمى است بلكه صدور افعال مذكوره از ان بسبب تلطيف و تقطيع