تر آن سكنجبين و شربت ترنج و ريبس و بدل آن در ادويهء شش مغز چلغوزه مقدار شربت از خشك آن تا سي مثقال و از تازه آن تا يكرطل است و اشربه و لعوق و ماء التين و مخلل و مطبوخ تين در قرابادين ذكر يافت
* تيواج *
بكسر اول و سكون ياء مثناة تحتانيه و فتح واو و الف و جيم
* ماهيت ان
كويند پوست درختى است شبيه به پوست درخت چنار و كويند پوست درخت لسان العصافير بلاد خطا است و ظاهرا طاليسفر باشد و آنچه به تحقيق پيوسته غير طاليسفر است بلكه پوست درخت لسان العصافير است كه بهندى درخت آن را كريه بضم كاف و سكون راء مهمله و فتح ياء مثناة تحتانيه و ها نامند و پوست آن را كريه كاچهال و چهال بلغت هندى بمعني پوست درخت است و بلغتي ديكر كالاكوره كويند
* طبيعت ان
در آخر دوم سرد و خشك و بعضى در آخر دوم كرم و خشك كفتهاند و قابض و بسيار تلخ
* افعال و خواص آن
جهت درد سر و درد دندان و تقويت لثه و نزلهء رطوبي و رعاف و بخور آن جهت بواسير خوني و اسهال مزمن و تحليل اورام رخوه و شقاق مقعده و نزف الدم جراحات و سيلان رحم و حيض و ضماد آن با سركه جهت درد سر و تحليل اورام رخوه و سنون آن جهت درد دندان و تقويت لثه و نزلهء رطوبي و بخور آن جهت بواسير و شقاق مقعده و درد آن و درد رحم و رفع و با و طاعون عجيب الاثر و نيم مثقال آن با يك مثقال نيلوفر جهت حبس اسهال بواسيرى و غير آن و اسهال الدم مجرب و سفوف آن با دوغ ماست چكيده و ربوب قابضه مانند رب حب الآس جهت اسهال مزمن بارد بواسيرى و قطع خون بواسير نافع و كويند جهت بواسير خونى استعمال آن نافع است بدين طريق كه هفت مثقال آن را نرم صلايه نموده و با روغن بادام شيرين چرب كرده حب سازند و پنج روز متوالى آن حبها را ميل نمايند روز اول يك مثقال روز دوم يك مثقال و يك دانك روز سوم يك مثقال و دو دانك و همچنين هر روز يك دانك بيفزايند كه تا پنجروز تمام خورده شود و غذا روزى يك مرتبه بوقت ظهر چلاو با زردهء تخممرغ نيمبرشت و روز پنجم مسكهء تازهء كاو با چلاو بخورند و جهت رعاف اندكى سوده در بينى نفوخ نمايند و قدرى سوده با كلاب و صندل و كافور بر پيشاني ضماد نمايند و جهت نفث الدم يك مثقال آن را با مثل آن لحية التيس ميل نمايند و جهت منع سيلان خون جراحت نرم سوده بران بپاشند و جهت حبس اسهال دموى نيم مثقال آن را با شيرهء تخم خرفه مقشر بريان كرده بياشامند و فرزجهء آن جهت قطع سيلان رحم و حيض مفيد مضر سفل و محرورين و معطش و مورث التهاب احشا بنا بر آنكه كرم دانستهاند مصلح آن كثيرا و ربوب فواكه و بزرقطونا و روغن بادام شيرين مقدار شربت آن تا يك مثقال است و جوارش و حب و سفوف و مرهم آن در قرابادين ذكر يافت *
* باب چهارم در بيان ادويهء كه حرف اول آنها ثاء مثلثه است
* فصل الثاء المثلثة مع الالف *
* ثافسيا *
بفتح ثا و الف و كسر فا و سكون سين مهمله و فتح ياء مثناة تحتانيه و الف مشتق است از اسم جزيرهء كه اول در ان يافته و از انجا اخذ نمودهاند و آن جزيره را ثافسيس نامند و بعضى الف را حذف مىنمايند و لغت مغربي است و بيوناني مراس و ببربرى اورباس كويند
* ماهيت ان
صمغ نباتى است صلب سفيد رنك شبيه بانزروت و تلخ و بسيار تند و كياه آن شبيه برازيانه و كل آن سفيد و تخم آن مانند انجره و اندك عريض و در اطراف شعبهاى آن اكليلى و چترى مانند اكليل و چتر شبت و بيخ آن غليظ و بسيار تند و منبت آن كوههاى سخت و در تنكابن الموت چرن و بديلمى تملى نامند و بيخ آن را خراشيده لبنى كه از ان برمىآيد بعد از انجماد مىكيرند و اين صلب حاد مىباشد و بعضى بيخ آن را فشرده عصارهء آن را مىكيرند و اين اندك نرم حاد مىباشد و بعضى مجموع بيخ و برك و ساق آن را فشرده عصارهء آن را مىكيرند و در ظرف سفالي خشك