تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
پيخته بر آب كوشت پاشيده بنوشند مقدار شربت آن يك دانك تا نيم درهم *

* بيسم *

بكسر با و سكون ياء مثناة تحتانيه و كسر سين مهمله و سكون ميم

* ماهيت ان

ثمرى است شبيه به به كوچكي و صلب و بازغب بسيار زياده از به و انطاكي كفته كه درخت آن را پيوند از سيب و امرود و يا با نهال بلوط و يا بيد و يا قسطل كه شاه بلوط است مىنمايند و كثير الوجود و بسيار پيوند از تفاح و صفصاف كه بيد است مىنمايند و هنكام رسيدن ثمر آن هنكام رسيدن ثمار ديكر است و تا اواسط زمستان مىماند

* طبيعت ان

در دوم سرد و خشك

* افعال و خواص آن

حابس اسهال و قئ و قاطع خون و مانع خفقان و مقوى معده و دماغ و با عسل محلل اورام و طبيخ آن فادزهر سموم حاره و مضمضهء طبيخ آن جهت تقويت دندان و جلوس در طبيخ آن جهت قطع نفث الدم و نزف الدم و رحم و بواسير و برك آن جهت التيام و التصاق جراحت تازه بغايت مفيد و اكثار آن مولد سدد و عسر البول مصلح آن روغن بادام بدل آن بلوط و عفص مقدار شربت آن از ده درم تا پانزده درم

* بيش *

بكسر با و سكون ياء مثناة تحتانيه و شين معجمه

* ماهيت ان

بيخي است هندى بسيار سمى قتال كه در اكثر جبال هند و نواح آن مىرويد و انواع مىباشد و در هيچ‌يك از انواع آن تلخى و تيزى و حدت نيست و ليكن همه مخدراند فى الفور معفن ارواح و اخلاط بمراتب خود در قوت و ضعف و مهلك‌اند بدان سبب و بعضى كفته‌اند در بعضى اقسام آن تندى و تلخي است يك نوع آن را سينكهيا نامند به جهت مشابهت آن بشاخ آهو بره زيرا كه بلغت هندى سينكهه شاخ را كويند و اين را چندال نيز خوانند به جهت كمال رداءت و خباثت سميت زيرا كه چندال قوم بسيار رذيل خبيث را نامند و اين اكثر در كوه دابريت كه ميان هند و خطا واقع است و در كوهستان كيدارو كه در سرحد تبت كوچك واقع است و در كوهستان مورنك و رنكپور و رانكاماتي و نيپال نيز بهم مىرسد و بهترين و قوىترين آن آنست كه به وزن سنكين و صلب و اندرون آن سياه مصمغ براق باشد و بعد از ان آنچه اندرون آن سرخ تيره پس زرد پس سفيد تيره و بر ظاهر آن نقطهاى سياه و بر روى آن چيزى مانند طلق و يا كافور سوده نشسته باشد پس آنچه اندرون و بيرون آن هر دو سفيد باشد برهمني نامند هريك بمراتب كفته‌اند قوت سياه آن بمرتبه است كه چون كسى آن را بدست و پا و بدن عرق‌آلود و يا بر زبان برساند در ساعت هلاك مىكند بسبب سرعت تاثير خود و مىكويند حكماى هند امتحان قوت آن را بدان مىنمايند كه سائيده بر شاخ كاوميش شيردار مىمالند اكر خون از پستان برآمد و بعضى كفته‌اند خون از دماغ و شكم آن جارى شد و مرد بسيار قوى است و الا ضعيف و بعضى مبالغه به اين حد نموده‌اند كه چون دانهء درست آن را بر شاخ كاو تعليق نمايند اكر بجاى شير خون از پستان آيد بسيار قوى است و الا ضعيف و وجه تسميهء سينهكيا را اين نيز نوشته‌اند و كويند اكر كسى بران كاوميش و يا كاو سوار شود در و نيز تاثير مىكند و نيز اكر بر ركاب بمالند از بيرون موزه و كفش براكب و پوشندهء آن سرايت مىكند و بوى آن نيز كشنده است و اصل آنست كه خوردن مقدار خرد له از ان كشنده است فى الفور و اكثر امور مذكوره مبالغه بسيار است و مىكويند اين‌چنين بيشي كمياب و سلاطين و حكام در خزائن در زير نكين خود محفوظ مىدارند و نوع دوم بچهناك است و اين بيخى است كه در هيات و ناهموارى ظاهر شبيه بجدوار و بيرون آن سياه و اندرون آن شكرى رنك منبت اين نيز منابت سينكهيا و سميت اين از ان ضعيف‌تر و قابل تدبير و اصلاح است بخلاف آن و لهذا اطباى هند بعد از تدبير و اصلاح بچهناك را استعمال مىنمايند خصوص تيلياى آن را كه برنك روغن چراغ زرد و تيره مائل بسياهي مىباشد و سطبر و سر آن باريك مانند شاخ كوزن و از همه