تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
ان بيخى است طولاني بضخامت انكشتى و زياده بران و طول آن تا به دو شبر و زياده نيز و بعضى كره‌دار و رنك پوست آن زرد مائل بسرخي براق و ظاهر آن اندك كره‌دار و چون كهنه كردد مائل بسياهي مىشود و طعم آن بسيار تلخ و مغز آن ريشه دار و صلب و از ملك رخام كه رخنك نيز نامند مىآورند بسلهت و اسلام‌آباد و از انجا به اطراف مىبرند و بسيار وفور ندارد

* طبيعت ان

در سوم كرم و خشك و با رطوبت فضليه و منسوب به مشترى است

* افعال و خواص آن

اهل آن ديار براى آن منافع و خواص بسيار نقل مىنمايند و در هر مرضى با دوائى خاص مستعمل دارند امراض اعضاء الراس جهت درد سر قدرى از آن را با كلاب سائيده بر پيشاني طلا مىنمايند و مىكويند كه فى الفور درد ساكن مىكردد و براى ام الصبيان مقدار يك سرخ پيارانكا با يكدانهء قرنفل و يك دانه فلفل با شير مرضعهء طفل سائيده مىخورانند و براى شبكورى پيارانكا و زردچوبه از هريك يكماشه با شير زنان سائيده پارچه را بدان تر كرده سوخته دودهء آن را كرفته در چشم مىكشند و براى درد چشم و رفع سرخي و جلاى بياض پيارانكا چهار رتى زردچوبهء كره‌دار حضض هندى افيون از هريك يكماشه زاج سفيد دو رتي با آب تا سه ساعت نجومى كامل سائيده حل نموده شير كرم كرده براى درد چشم و سرخى آن بر حوالى چشم طلا مىنمايند و براى جلاى بياض و قطع آن با ميل در چشم مىكشند و ايضا براى درد چشم قدرى از آن را با قدرى زردچوبه و قليلى افيون و يا هر سه مساوى سائيده بر دور چشم طلا مىنمايند درد و سرخي چشم را زائل مىنمايد و براى درد كوش كه چرك آن جارى باشد دو عدد بادنجان را درست بر آتش كرم مىكنند و مىفشارند و آب آن را كرفته قدرى پيارانكا در ان مىسايند و صاف كرده شير كرم نموده دو سه قطره از ان در كوش مىچكانند و مىكويند فورا درد را ساكن مىكرداند و ريم را زائل مىكند و براى درد دندان پيارانكا نمك اندرانى تنباكو و حلتيت بريان كرده خاكستر پوست درخت عشر و پوست درخت بادنجان دشتى كه بهندى بهتكتيه كويند از هريك قدرى نرم كوفته و پيخته بر دندان مىمالند و دهن باز كرده سر را به زير مىدارند تا آب و رطوبات دفع كردد و براى پينس كه مرضي است كه در ملك هند در بيني بهم مىرسد مىكيرند پيارانكا و توتياى هندى از هريك يكماشه و در روغن كاو خوب حل كرده اندك‌اندك سعوط مىنمايند اعضاء الصدر براى زيادتى شير زنان پيارانكا يكماشه سياه دانه زيرهء سفيد شقاقل به آب نرم سوده صاف نموده مىآشامند تا سه روز و براى ضيق النفس و سرفهء كهنه يكماشه پيارانكا با پوست بيخ برياره و پوست بيخ كنكهيه از هريك يكماشه درهم نموده در سر غليان مانند تنباكو مىكشند ايضا براى ضيق النفس و سرفهء كهنه با آب مطبوخ پوست رنكتى بكسر را كه آن را بهندى بهتكتيه نيز نامند و شايد بادنجان دشتى باشد بدين نحو كه نيم پا و پوست آن را در نيم آثار آب خالص جوش مىدهند تا آنكه نيم پا و آب بماند پس قدرى نمك داخل آن كرده از آتش فرود مىآورند و صاف نموده يكماشه پيارانكا در همان آب سائيده در شبانه‌روز بفاصلهء چهار چهار كهرى كه تخمينا يك و نيم ساعت نجومى مىشود مقدار يك توله از ان آب را شير كرم نموده مىنوشند و همچنين تا آنكه آن آب تمام صرف شود و اكر مرض كهنه باشد و ازين مقدار آب زائل نكردد مرتبهء ديكر ترتيب داده مىآشامند و از براى دبهء اطفال كه آن را بهندى آزار پسلي و بكهي نيز مىنامند كه در پهلوى چپ اطفال صغير تا دو نيم ساله و تا سه ساله دفعة بهم مىرسد و علامت آن تپ و جستن پهلو و كود افتادن خصوص پهلوى چپ و نفس به بالا كشيدن و تواتر نفس و نكرفتن پستان و كريه بسيار و بيقرارى و بىآرام بودن است چنانچه در رسالهء علىحده مجملا ذكر يافته مقدار يك رتى پيارانكا با يك دانه قرنفل و يا فلفل سياه هركدام كه باشد و آن را در زهرهء خوك تر كرده خشك نموده باشند و بعضى عورات هند چون آن را مستعمل دارند نزد
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 257 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى