البول و تقويت باه و سموم بارده و زهر عقرب نافع و ضماد سوختهء پوست آن با پيه خرس و يا پيه خوك جهت داء الثعلب و سائيدهء آن با روغن زيت بريافوخ اطفال شيرخوار جهت رفع ازرقي چشم و سياهي حدقه و موى پلك ايشان نافع و كويند كذاشتن چهار عدد آن در چهار ركن خانه و همچنين با خود نكاهداشتن آن مانع كزيدن عقرب است و چون بخايند و در چشم جهت طرفه بچكانند نافع و مغز آن اغلظ مغزها است و اكثار خوردن آن مولد رياح و تمديد معده و مضر معده و مهيج قئ و مصلح آن در مبرود المزاج ماء العسل و فانيذ و در محرور سكنجبين و جلاب و مقشر آن سريع الانحدار و غير مقشر آن حابس بطن و مصدع و مصلح آن فانيذ و جوارشات مسهله بدل آن حب الصنوبر و مغز كردكان مقدار شربت آن تا بيست درهم و روغن آن كرم و خشك در دوم جهت سرفهء بارد و درد سينه و جكر كه از برودت باشد و تدهين آن جهت كزيدن عقرب و رتيلا نافع و مضر معده و مصلح آن ميبه و پوست سبز آن در غايت قبض و دو دانك آن حابس اسهال كهنه و جفت آن بدستور
* بندق هندي *
بهندى ريتهه و به نبطي رته و ببربرى اطموطو اطماط نامند
* ماهيت ان
ثمر درخت عظيم هندى است از فندق بزركتر و پوست آن تيره مائل بسرخي و چيندار مانند سپستان و در زير آن رطوبتى لزج تيره رنك اندك شيرين بسيار تلخ و چون خشك و كهنه كردد كمتر مىكردد تا آنكه زائل مىشود و در زير آن نيز پوست اندك صلبي صلبتر از پوست بالاى آن و در جوف آن تخمى سياه رنك صلب ضخيم و مغز آن سفيد شيرين و مستعمل پوست ثمر آن است
* طبيعت ان
در آخر دوم كرم و خشك
* افعال و خواص آن
مقوى معده و هاضمه و اعصاب و اعضاى مسترخيه و رفع سموم و هر ده قيراط آن با شراب و سكنجبين رافع قولنج و يك مثقال آن جهت كزيدن مار و عقرب و رتيلا و تپ ربع و اسهال و هيضه شربا كه در آب بمالند تا كف آورد و صاف كرده بخورانند و جهت صداع و شقيقه و سبل و غشاوه و لقوه و فالج و صرع و سدر و ريح الخشم كه عبارت از بطلان شم است سعوطا به قدر فلفلى و بخور آن جهت جنون و ام الصبيان و ضماد آن جهت كزيدن مار و عقرب و رتيلا و با سركه جهت خنازير و رياح كمر و پشت و صرع اطفال و اكتحال طبيخ آن با سرمه جهت رفع احولي و نزول آب در چشم و چون در آب بمالند و برهم زنند تا كف كند و كف آن را بمار كزيده بخورانند نافع و دو درهم از بيخ درخت آن جهت ذات الجنب بارد و ربو و سرفه و نفث الدم و فرزجهء مغز آن جهت اخراج جنين و احتباس حيض و يكدرهم آن جهت درد رحم نافع مقدار شربت آن از نيم مثقال تا يكدرهم و چون در هريك مثقال آن نيم دانك محموده مخلوط كنند در اسهال بغايت سريع الاثر كردد و چون دو درهم آن را كوبيده در سكنجبين يا جلاب مدتى بخيسانند پس آن سكنجبين را با عدس يا جو مقشر طبخ بليغ داده مرق آن را با قدرى سقمونيا بنوشند باعث اخراج اخلاط محترقه كردد و آشاميدن سبزى كه ميان مغز آن مىباشد مورت ثقل سامعه است
* بنج *
بفتح باء موحده و سكون نون و جيم معرب بنك فارسي است و بعربي سيكران و بيوناني افيقون و بسرياني از مالموس و ببربرى اقطفيت و اسقيراس نيز و بهندى اجواين خراساني و بلغت ديلمي كبرجك كويند چه غلاف آن شبيه است بقفير
* ماهيت ان
نباتى است برك آن شبيه به برك بادر نجبويه و بسيار غليظ و در عرض و طول از ان بزركتر و بسيار سبز مائل بسياهي مزغب و طعم آن تند و اندك تيز شبيه بطعم زنيان و بوى آن نيز شبيه بدان و ساق آن غليظ و بران زغبى مانند پشم ثمر آن در غلافى شبيه بكل انار در شكل و متراكم در طول و شاخهاى آن يكى زير ديكرى و در تحت اوراق و مملو از تخمي شبيه بحليه و بسيار ريزهتر از ان و غير مدور و آن سه نوع مىباشد