تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
سحق نموده بر قوباى سرخ بمالند بعد خاريدن آن موضع در چند مرتبه مؤثر و نيز ضماد پوست بيخ تازهء آن با قرنفل و كالي زبرى از هريك توله سير يك دانه همه را با آب بسيار نرم بسايند و مبالغه در سائيدن آن نمايند و بر قوبا خوب بمالند تا چند روز متوالي زائل كردد و چون بيخ آن را با پوست و ريشه در سايه خشك نمايند و بر سنك صلايه كنند بدون آب و در هشت تولهء آن ده عدد هيل‌بوا با پوست و دانه نيز با آن صلايه نمايند و با آب سرسته اقراص ساخته در سايه خشك نمايند و عند الحاجت به قدر مطلوب به آب سوده برقوبا بمالند در چند مرتبه زائل كرداند مجرب است و نيز چون بكيرند از پوست بيخ پالك جوهي و هليلهء سياه از هريك پا و آثار و زاج سفيد بريان شش دام و از مازون سبز و كات هندى از هريك چهار دام همه را نرم سوده و با آب‌ليموى كاغذى دوازده پاس سحق بليغ نمايند پس اقراص ساخته در آفتاب خشك كنند و عند الحاجت به قدر مطلوب با آب يا كلاب رقيق سوده موضع قوبا را بپارچهء خشنى ماليده نيك بمالند در چند مرتبه بعون اللّه تعالى زائل كردد مكرر بتجربه رسيده نوع ديكر برك درخت سيج كه نوعى از زقوم است بر آتش كرم نمايند كه نرم كردد و ملائم شود و بدست فشارند كه آب از ان برآيد پوست بيخ پالك جوهي را در ان آب سائيده قرص ساخته خشك نموده نكاهدارند و عند الحاجت بدستور آب برك مذكور را كرفته در ان سائيده قوبا را از پارچهء خشنى ماليده ضماد نمايند مجرب است

* بالنكو *

بفتح باء موحده و الف و فتح لام و سكون نون و ضم كاف فارسي و سكون واو

* ماهيت آن

نوعى است از ريحان در بو شبيه به آن و سبز مائل بسفيدى و برك آن بىكنكره و تشريف و تخم آن از تخم ريحان باليده‌تر و بلندتر و در افعال قريب بتخم شاهسفرم

* طبيعت آن

كرم و تر در آخر اول

* افعال و خواص آن

مقوى قلب و جهت خفقان و رفع توحش و اسهال معوى و دموى كه از امعا باشد با كلاب مجرب و به جهت مغص و زحير مفيد مقدار شربت آن تا دو مثقال بدل آن ريحان است

* باميه *

بفتح با و الف و كسر ميم و فتح ياء مثناة تحتانيه و ها

* ماهيت آن

ابن بيطار كفته ابو العباس نوشته ثمر نباتى است و در بلاد مصر مىشود سياه صلب به قدر كرسنه و شيرين طعم و با اندك لزوجتى و در غلافى مخمس شكل و دو طرف آن اندك باريك و بر ان زغبى شبيه بزغب لسان الثور و همچنين بر تمام نبات آن و نبات آن به قدر درخت خطمي و بهيأت آن در شعب و اغصان و لحا و اندك سرخ رنك و برك آن شبيه ببرك دلاع در ابتداى رستن سه سه در عرقى و كل آن مثل كل شجرهء ابى ملك كبير در شكل و مقدار و اهل مصر آن را در خامى و نرمي با غلاف پخته با كوشت مىخورند و بعد پخته شدن و صلب كشتن آرد كرده مىخورند و در بغداد و نواح آن تيز مىشود اهل آنجا نيز مىخورند آن را

* طبيعت آن

سرد و تر و ترى آن زياده از سائر بقول

* افعال و خواص آن

قليل الغذاء و خون متولد آن ردى و بعضى كفته موافق اصحاب امزجهء حاره است مصلح آن خوردن با مرى و توابل حاره بسيار داخل آن نمودن در طبخ و شبيه بدين ثمرى در بنكاله مىشود و اكثر چهار پهلو و بعضى پنج پهلو و بسيار لعاب‌دار و آن را ولايتى پلول مىنامند و در هندى بهندى مىكويند نبات آن شبيه بخطمي در جميع اجزا و سرشاخهاى آن اندك سرخ رنك و برك آن نيز شبيه ببرك خطمى و خروع و كل آن شبيه بكل پنبه در رنك و شكل و ثمر آن را در خامى با كوشت پخته مىخورند و بىكوشت لذيذ مىشود و مىكويند كه مولد مني و مقوى باه است

* فصل الباء مع الباء الموحدتين *

* ببغا *

به دو باء موحدهء مفتوحه اول مخففه و دوم مثقله و فتح غين معجمه و الف اسم طائرى است هندى و بفارسي طوطى