شاخ است جهت آنكه شاخ آن اكثر منشعب به دوازده شعبه مانند شاخهء درخت مىباشد و بسيار صلب مصمت شبيه بدندان در جرم بلكه از ان صلبتر بخلاف شاخ حيوانات ديكر
* ماهيت آن
حيوانى است جبلي و غير جبلى جبلى آن سه نوع است يكي آنكه در دامنهاى كوهها كه درختان بسيار باشد مىباشد و اين را وعل نامند و بتركى جوبر و جثهء اين از آهو بزركتر و در زمستان موى آن مائل بسياهي و در كرما سرخ مىكردد و بىدنباله است و نوع دوم آنكه در كوههاى كرمسير مىباشد از وعل بزركتر و اين دنبالهدار است و يحمور نامند و نوع سوم آنكه در كوههاى سردسير مىباشد و بزرك جثه و اين را بقرجبلي نامند و غير جبلى آن زردرنك و قوى هيكل و در بيشهاى كرمسير مىباشد و اين را بقر الوحش و بفارسي كوزن نامند و بهترين انواع اين است و همهء آنها هر سال در هنكام پايز شاخ مىاندازند و شاخ ديكر قويتر و پرشعبهتر از ان برميآورند و كويند كه طويل العمر مىباشد و بعد از هر صد سال مثانهء ديكر در ان بهم مىرسد و لهذا بعدد هر مثانه عمر آن را معلوم مىنمايند حكيم مير محمد مؤمن در تحفه نوشته كه والد حقير از جد فقير نقل نموده كه او صاحب هفت مثانه را ديده بود و نوشته كه كويند مراره ندارد ونچنين است بلكه مرارهء آن بسيار كوچك است و چون پر شد از صفرا برودى خالى مىشود و بر كبد آن چسپيده مىباشد و لهذا كم ظاهر مىكردد و كفتهاند چون تير بر ان زنند و بيكان در ان نشيند برنيابد و چون مشكطرا مشيع بخورد برآيد
* طبيعت آن
كرم و خشك در سوم
* افعال و خواص آن
كوشت اقسام آن مولد سودا و سريع الهضم و مدر بول و مقوى باه مبرودين و كوشت آنچه در هواى كرم بعد از دوانيدن بسيار ذبح نموده باشند بتخصيص كه آن حيوان تشنه باشد بسيار كرم و با سميت است پس بايد كه در زمستان بعد از آنكه آب بسيار به آن خورانيده باشند صيد نمايند و يا آنكه بعد از صيد به آن آب بخورانند و نكذارند كه اضطراب بسيار نمايد و بعد صيد فى الفور ذبح نكنند بلكه بكذارند تا زمانى طويل پس ذبح نمايند و بعد ذبح بسيار نكذارند كه بماند كه به زودى متعفن مىكردد پس طبخ نمايند با آب و اندك شبت تا خوب مهرا شود و با روغن و چيزهاى چربتر تناول نمايند و بعد از ان اشربهء ملينهء شكم مانند شربت انجير و ماء العسل و فانيذ بياشامند و چون شاخ آن را مانند هيزم بسوزانند و مقدار يك مثقال آن را با كثيرا به وزن آن بياشامند جهت قطع نفث الدم و اسهال مزمن و سيلان رحم رطوبي و دموى خصوصا با ادويهء معينه بر ان و دفع يرقان و وجع مثانه و قرحهء امعا و قولنج صعب و سپرز مفيد و چون پارچه پارچه نموده در كوزهء كلي مطين نموده سر آن را محكم كرده در تنور و يا در تون حمام كذارند تا آنكه سوخته سفيد كردد پس مانند اقاقيا شسته اكتحال بدان نمايند جهت امراض عين و سيلان فضول از ان و تنقيهء قروح آن و سبل و غشاوه و حكه و جرب و غير مغسول آن را چون با سركه طلا نمايند بر بهق و برص و در آفتاب نشينند تا عرق شود مفيد و با روغن كاو جهت شقاق دست و پا و آشاميدن آن نيم درهم جهت طحال و سنون آن جهت تقويت و جلاى دندان و طلاى آن جهت قلاع دندان بزركان و كودكان بغايت موثر و بر عانه و پستان ادرار حيض نمايد و مضمضهء آن با سركه جهت تسكين وجع ضرس و بخور آن جهت طرد هوام و تعليق آن بر زن آبستن باعث سهولت وضع حمل به غير الم و اذيت و غير محرق آن را چون با دو سه دانهء فلفل بسايند و اندكى بخورند و قدرى بر ان طلا نمايند جهت درد پهلو و تمريخ پيه آن جهت تشنخ و خوردن يك مثقال خون برشتهء آن بىروغن جهت قطع اسهال مزمن و قرحهء امعا و آشاميدن خام آن يا برشتهء آن مقدار دو مثقال جهت دفع سم السهام يعني طفسيقون مفيد و ماليدن مغز ساق آن و پيه شكنبهء آن جهت تحليل رياح و انضاج صلابات و ازالهء اعياى بارد السبب و مفلوج بعد از استفراغ نافع و بدل آن درين عمل زردهء تخم نيم برشت