و از آب آن سه مثقال
* بادرنجبويه *
بفتح با و الف و سكون دال و فتح راء مهملتين و سكون نون و جيم و ضم باء موحده و سكون واو و فتح ياى مثناة تحتانيه و ها معرب بادرنكبويه فارسي است و بعربي مفرح القلب نامند
* ماهيت آن
نباتى است به قدر ذرعي و دو نوع مىباشد نوع اول صغير و برك آن لطيف و طولاني و اطراف برك آن مشرف مانند اره و ساق آن پر شعبه شبيه بريحان و كل آن بنفش مائل بسرخي و بجاى سبزى با طعام مىخورند و اين نوع صغير ربيعي مىباشد و هر سال تخم آن سبز مىشود نه ريشهء آن و تخم آن شبيه بتخم كتان و كوچكتر از ان و اغبر و اين را بقلهء اترجيه و ترنجان نيز نامند و نوع دوم نيز در بو شبيه به آن و از ان تندتر و برك آن مائل بتدوير و اين صحرائي و بستانى نيز مىباشد بيساق و شاخهاى آن بسيار از يك بيخ مىرويد و برك آن با خشونتى و عريض و از برك نعناع بزركتر و كل آن سفيد و كم تخم حكيم مير محمد مؤمن نوشته كه اين را در دار المرز بادرنجبويه نامند و ريشهء آن مثل نعناع هر سال سبز مىشود و كربه اين نوع را دوست مىدارد و جمعى هر دو نوع را يكى مىدانند ونچنين است و بالنكو نيز نيست زيرا كه تخم بالنكو باريكتر و بلندتر و سياه نيلي و تخم اين اندك باليدهتر و كوتاهتر از ان و اغبر و كياه بالنكو مانند ريحان است و نوشته كه حقير تخم بالنكو را كشته كياه آن را از جملهء ريحان مشاهده نموده و آن ريحان سبز بزرك برك است و در بو مانند شاهسفرم
* طبيعت آن
كرم و خشك در اواسط دوم و منسوب به مشترى و بعضى در اول معتدل در كرمي و خشك در دوم كفتهاند و اين قول ضعيف است و قول اول اقوى و اصح
* افعال و خواص آن
مقوى دل و دماغ و حواس و حفظ و ذكاء و معده و جكر و مفرح و مفتح سدهء دماغي و ملطف و دافع كابوس شما و اكلا و جهت وحشت سوداوى و خفقان و غشى و فواق ريحي و تحليل سودا و امراض بلغمي و مغص و امراض و ركين و كرده و دفع سموم مطلقا شربا و ضمادا نافع و خائيدن برك آن جهت ازالهء بوى شراب و بخر يعني بدبوى دهان بسيار مؤثر و آشاميدن سه درهم آن با نيم درهم نطرون جهت قرحهء امعا و مغص و سه مثقال آن با يك مثقال نطرون جهت دفع سم فطر و سماروغ مفيد جهت آنكه ازالهء اختناق عارض از شرب فطر مىنمايد و مضمضه بطبيخ آن جهت فساد دندان و لعوق آن با عسل جهت عسر النفس و نفس انتصابي و سائيدهء آن از پنج درهم تا ده درهم با شراب جهت كزيدن سك ديوانه و رتيلا شربا و ضماد آن جهت امراض مذكوره و تقويت قلب و تسكين اوجاع مفاصل بسبب قوتي كه در آنست و بخاصيتى كه دارد و بالعرض نيز براى آنكه محلل و دافع سودا است و با سركه محلل خنازير و منقي قروح و خوردن آن ناشتا جهت ازالهء خفقان سوداوى و غير سوداوى و تقويت معدهء بارد رطب و تلطيف طعام غليظ و آوردن جشا و خواب بالعرض و طلاى آب برك آن جهت جرب سوداوى و نمله و نار فارسي و آكله و با نمك جهت خنازير و قشعربره و نافض حمى در حمام معتدل و بوئيدن برك آن جهت تفتيح سدهء دماغي و جلوس در طبيخ آن جهت احتباس حيض نافع مضرورك كفتهاند مصلح آن صمغ عربي و كندر بدل آن دو وزن آن ابريشم و دو ثلث آن پوست اترج مقدار شربت از خشك آن تا ده درهم و از تازهء آن تا بيست درهم و تخم آن در افعال ضعيفتر از برك آن و يك مثقال آن جهت دفع لرز و قشعريره و مغص نافع مقدار شربت آن تا دو مثقال است و شراب و عرق آن در قرابادين كبير ذكر يافت
* بادروج *
بفتح با و الف و سكون دال و ضم راء مهملتين و سكون واو و جيم لغت نبطي است و بعربي جوك و بفارسي ريحان كوهي و ترهء خراسانى و بهندى بابرى و بلغتى تلسي جنكلي نامند
* ماهيت آن
نوعى از ريحانست برك آن ريزه و