تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
و آثار قروح و طرفه و بياض عين و كشندهء مار است خصوص آب دهن ناشتا صفراوى مزاج و با سركين كنجشك جهت قطع ثآليل و قوبا و بتنهائي جهت قطع نزف الدم و اندمال جراحات و با عسل جهت كلف و جلاى آثار قرحه نافع و چون كندم را در دهن مصغ نمايند خصوص ناشتا و بر اورام و دماميل كذارند تحليل و نضج دهد و چرك بن دندان ناشتا جهت رفع قوباى تازه و قوباى اطفال و كلف و آثار جلد مفيد و زهرهء او مسمن بدن و خون حجامت و فصد را چون بر نقرس و مفاصل و عرق النسا طلا نمايند جهت تسكين وجع آنها نافع و آشاميدن آن مورث بلادت و طلاى خون حيض جهت تسكين دردهاى صعب و التيام ناصور مفيد و خوردن آن سم قاتل و حمول آن مانع حمل و بخور لتهء حيض جهت رفع تپ لرزه مجرب دانسته‌اند و بول آن خصوص بول اطفال و از ان شخص خود نه از غير آشاميدن آن ناشتا جهت سرفهء كهنه و عسر النفس و سپرز و استسقا و يرقان و عسر البول و جرب متقرح و حكه و قروح خبيثه و قوبا و با آب نخود و با ماء العسل جهت رفع يرقان و قطور آن جهت درد چشم و بياض آن بتخصيص كه با عسل در ظرف مس بسيار جوشانيده باشند و به جهت طرفه نيز و ريختن كرماكرم آن بر زخم جهت حبس خون و شستن چرك جروح و قروح به آن و جالى جرب متقرح و حكه و قوبا و نمك بول آنكه آن را در ظرف مس جوش‌داده نمك از ان بكيرند جهت رفع بياض چشم و كلف مجرب و در افعال مانند شيرزق است در حديث است كه از حضرت صادق عليه الصلاة و السلام سوال نمودند از آشاميدن بول انسان از براى مرض فرمودند نياشامند آن را سائل عرض نمود كه مريض محتاج است بآشاميدن آن فرمودند اكر چنين است كه دواى ديكر نمىيابد پس بايد كه بياشامد بول خود را نه غير خود و او از ان حضرت عليه السلام سوال نمودند از آشاميدن بول شتر و كاو و كوسفند فرمودند نعم لا باس يعنى آرى باكى نيست و فضلهء طفل كه غذاى لطيف با آن خورانيده باشند تفوخ خشك آن در حلق صاحب خناق و ورم كلو و بدستور ضماد آن با عسل جهت تحليل آن و طلاى آن جهت تحليل حمره و التحام جراحات و رفع عفونت اعضا مفيد و آشاميدن يك مثقال آن جهت رفع يرقان و سميت جراحت حربهء زهردار و قولنج و حكه و قطع اسهال بيعديل و با عسل و شراب جهت رفع كزيدن هوام و ادويهء قتاله و تپهاى دائره و آشاميدن يك مثقال آن با مثل آن نوشادر مصعد جهت رفع اذيت سموم مصعده مانند دار اشكنه و زيبق مصعده مجرب دانسته‌اند و سنون محرق آن جهت ازالهء تعفن بن دندان مجرب و تازهء آن خصوص با نمك جهت آكله و ضماد آن بر بهق و برص بتخصيص كه آن شخص ترمس خورده باشد دو روز متوالي ماليده در آفتاب نشيند و طلاى آن بر ساقين جهت قروح آن و به زير ناف با خمير در آب حل كرده جهت رفع مغص و بدستور آشاميدن آن مفيد و موى سوختهء آن جهت رفع ربو و بهر و استسقا و سموم قتاله و ريزانيدن سنك كرده و مثانه و منع سفيدى موى شربا و اكتحال آن براى رفع بياض عين و قطور آن با روغن كل سرخ جهت درد دندان و كوش و ذرور آن جهت آكله و نزف الدم و تجفيف جراحات و منع زيادتى زخمها و قروح خبيثه و ساعيه مجرب و رماد ان زائل كنندهء بثور و با شير جهت اورام ساعيه و روغن آن بتنهائي و يا با ادويهء مناسبهء ديكر جهت تقويت باه مجرب و كويند آشاميدن ابي كه خصيهء انسان را بدان شسته باشند جهت ازالهء تب و ورم جكر و وجع فواد نفع عظيم دارد و منى ان جالى بهق و برص و كلف طلاء و مشيمهء ان مورث جذام است خوردن ان و چون طفلي را با سمومات بتدريج تغذيه نمايند جميع اجزا و انفاس او قاتل بود و هيچ حيواني ديكر قابل اين نوع تغذيه و سميت ان به اين حد نيست و كويند چون انكشت خنصر مسقط را ببرند و زن تعليق نمايد ما دام كه با اوست ابستن نكردد شنيده شده كه جراحان و اطباى اهل فرنك دندان چرك و زرد شده و سياه را