و هر كجا رمهء كوسفندان را بيند آن حيوان متابعت آنها نموده و در پى آنها رود و شير از پستان آنها بمكد و هركه كوشت اين حيوان را بخورد در ساعت ديوانه شود و اين حيوان را عادت آنست كه در زير درختى خسپد كه آن را انجير آدم كويند و هيئت درخت آن را چنان نشان دادهاند كه شاخهاى آن بدرخت بيد مشابهت دارد و چون شاخى از ان را با هيزم اميزند و برافروزند هركه به آن آتش كرم شود او را غشي افتد و بىخبر شود
* اندروصارون *
بفتح همزه و سكون نون و فتح دال و ضم راء مهمله و سكون واو و فتح صاد و الف و ضم راء مهمله و سكون واو و نون لغت يوناني است و بعضى عطاران آن را افياس و فاس يعنى تبر نامند به جهت مشابهت برك آن بتبر
* ماهيت آن
نباتى است ثمشى منبت آن زراعتهاى كندم و جو و برك آن ريزه مانند برك نخود و تخم آن سرخ رنك و قوسي شكل و در ميان آن نقطهء سفيدى تلخ طعم با عفوصت كه آن را راعان نامند در غلافى شبيه بغلاف خرنوب شامي و در تابستان مىرسد
* طبيعت آن
كرم و خشك در اوائل سوم با قوت قابضهء كمي
* افعال و خواص و منافع آن
مفتح و ملطف و قابض و نيكو است از براى معده چون بياشامند از ان مقدار دو درهم تفتيح سدهء احشا نمايد و همچنين سائيدهء برك آن و چون با زيت طبخ نمايند و بياشامند جهت طحال و عسر البول و اسقاط ديدان نافع و حمول آن با عسل بعد از ظهر قبل از وطي مانع آبستنى است و حكيم مير محمد مؤمن نوشته كه مؤلف جامع تميمي آن را لسان العصافير مىداند
* انداهمان *
بفتح همزه و سكون نون و فتح دال مهمله و الف و فتح ها و ميم و الف و نون
* ماهيت آن
دوائى است كرماني معروف
* افعال و خواص آن
بالخاصية جهت استطلاق بطن نافع و كاهى استعمال مىنمايند از ان يك مثقال تا دو مثقال و نيم مفرد و يا با كلاب و يا با آب كرم مقوى فعل آن است بدل آن به وزن آن كل ارمني يا پوست انار و نصف وزن آن صندل سفيد است
* اندروطاليس *
بفتح همزه و سكون نون و فتح دال و ضم راء مهملتين و سكون واو و فتح طاء مهمله و الف و كسر لام و سكون ياى مثناة تحتانيه و سين مهمله لغت يوناني است و در مغرب كلنج و ملاج نامند
* ماهيت آن
نوعى از نخود برى است و حكيم مير محمد مؤمن نوشته كه ظاهرا نوعى از قاقلى باشد منبت آن بيشتر سواحل درياى روم است كياه آن سفيد رنك و بىبرك و شاخ آن باريك و تند طعم و تلخ و در آخر ميل بسرخي مىنمايد و تخم آن در غلافى مانند غلاف نخود در انتهاى ساق آن روئيده
* طبيعت آن
در سوم كرم و خشك
* افعال و خواص آن
محلل و مفتح و مجفف و مدر بول و آشاميدن تخم آن و طبيخ حشيش آن و جلوس در ان و طلاى آن مجرب اطبا است جهت استسقا و نقرس و عسر البول و سنك مثانه و احتباس حيض خصوصا با شراب مقدار شربت از تخم آن يك مثقال با شراب و امثال آن و از طبيخ آن با شكر يا سركه تابع رطل
* اندروطون *
بفتح همزه و سكون نون و فتح دال و ضم راء مهملتين و سكون واو و ضم طاء مهمله و سكون واو و نون
* ماهيت آن
بركى است شبيه ببرك بيدخشك شده و از ان عريضتر
* طبيعت آن
كرم و خشك
* افعال و خواص آن
مفتح سدهء احشا و جهت درد مفاصل نافع
* انزروت *
بفتح همزه و سكون نون و فتح زاى معجمه و ضم راء مهمله و سكون واو و تاى مثناة فوقانيه و به عين نيز آمده باصفهاني كنجده و اكروهك و بشيرازى كدرو و بعربي كحل فارسي و كحل كرماني و بهندى لائي نامند
* ماهيت آن
صمغ