تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
به وزن آن زوفرا است و اين انسب است شيخ داؤد انطاكي نوشته كه كويند چون زن بعد از حيض بلافاصله هر روز يك درم تخم انجدان بخورد تا يك هفته مركز آبستن نشود و تخصيص نداده كه سفيد آن باشد يا سياه بيخ آن در افعال قوىتر از سائر اجزاى آن است طلاى آن محلل اورام و مانع زياده شدن خنازير و ملتحم زخمها مقدار شربت آن تا نيم مثقال كويند مضر شش و معده و بطئ الهضم و مصلح آن عسل است جوارش انجدان و سكنجبين و مخلل ساق و معجون آن در قرابادين كبير ذكر يافت و بيان صمغ آنكه حلتيت است در حرف الحا خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى

* انجره *

بفتح همزه و سكون نون و ضم جيم و فتح راء مهمله و ها لغت فارسي است بعربي قريض و بلغت دار المرزكرقه و بتركي كجيت و بهندى اتنكن و بلاطيني اوتيك‌پريم و بلغت كيلان هرتيكه كويند

* ماهيت آن

نباتى است برك آن پر تشريف و انبوه و پرخار و ريزه و خارهاى ساق آن ظاهرتر و چون ملاصق بدن شود باعث حمرت و سوزش و خارش كردد و كل آن زرد و تخم آن نرم و براق و با اندك پهني و مائل بتيركي از كنجد بزركتر فى الجمله شبيه ببزر كتان و مستعمل تخم آن و بهترين آن سنكين مائل بسياهي آنست

* طبيعت آن

در اول سوم كرم و خشك و در دوم كرم كفته‌اند

* افعال و خواص آن

ملطف اخلاط لزجه و جاذب و مقرح اعضا و محلل اورام صلبه و مدر بول و حيض و شير و عرق و مبهي و منقي سينه و شش و معده و مفتح فم رحم و سدهء جكر و سپرز و آشاميدن آن و آشاميدن برك مطبوخ آن با ماء الشعير جهت امراض صدر مانند ربو و نفس الانتصاب و تنقيهء سينه از اخلاط لزجهء غليظه و كذاشتن برك كوبيدهء آن در بيني قاطع رعاف و حمول نيم مثقال آن بامر بالمناصفه بغايت مدر حيض و ضماد برك تازهء آن جهت حبس رعاف و برآمدكي رحم و تحليل دبيله و كشودن دمل و قطع ثآليل خصوصا با عسل و جهت التواى عصب و با نمك جهت جراحت سك ديوانهء كزيده و با موم روغن جهت سپرز و پختهء آن با روغن زيتون جهت ورم بناكوش و ضماد رماد آن با نمك جهت قروح و بيخ آن با ماء الشعير جهت تنقيهء سينه و شش و تخم آن جهت ربو و سرفه و آلات تنفس و استسقا و اخراج ماى اصفر و بلغم لزج و علل طحال و كرده و تقويت باه و با سكنجبين جهت تسكين وجع طحال و پهلو و كرده در ساعت و طبيخ آن با اصل السوس جهت تنقيهء مثانه از چرك و آشاميدن آن با تخم كرفس و شير كوسفند بغايت مهيج باه و با شراب مسهل بلغم باعتدال و بدستور برداشتن فتيلهء آن با عسل و حمول آن مدر طمث و ضماد آن با عسل جهت بزرك كردن قضيب و با مراهم جهت قروح و سرطان و بتنهائي جهت تحليل اورام و بدستور ضماد برك آن و طلاى آن با عسل بر قضيب و كنج ران محرك باه و مضمضهء عصارهء آن محلل ورم لهاة و ذرور تخم و برك خشك آن جهت تجفيف زخمهاى متاكل و سرطان متقرح نافع بيلذع و حدتي مضر كرده و امعا مصلح آن صمغ عربي و كثيرا و مصلح آن عناب مقدار شربت آن تا سه درهم زياده بر ان مهلك مصلح آن آشاميد اشربه مبروده و آب ميوه‌هاى بارده و چيزهاى لعابي مغرى بدل آن قردمانا است يا حرف و دهن آن در افعال مذكوره خصوص تقويت باه اقوى از بزر آنست و همچنين در امر اسهال و در قرابادين در ادهان ذكر يافت

* انجير آدم *

بفتح همزه و سكون نون و كسر جيم و سكون ياى مثناة تحتانيه و كسر راء مهمله و الف ممدوده و دال مهمله و ميم

* ماهيت آن

مترجم صيديه ابو ريحان در صيديهء خود نوشته كه ميوهء است بزرك‌تر از جوز و رنك آن سياه مائل بخاكسترى و صيقلي و در پهني و كردى با انجير ماند و بهندى آن را كله كويند و در كوههاى كابل بسيار بود و آن را زنان به جهت فربهي به كار مىبرند و چنين آورده‌اند كه در ان كوهها كه منبت اين درخت است حيوانيست كه به خركوش مشابهت دارد