آن شبيه بريشهء بنطافلن و طعم آن تلخ مانند دانهء شفتالو و برك آن انبوه مائل بسرخي شبيه بعنب الثعلب و كويند شبيه به برك پرسياوشان است و صنف دوم سفيد و عامهء اندلس اين و افيهق نامند و برك آن مانند برك سنا و مائل بزردى و با خشونت و طعم آن شيرين و بوى آن اندك تند و با عطريت منبت آن اندلس و چين و كوهستان تبت و بعضى كوههاى هند و مورنك و لاسه كه متصل بكوهستان خطا است و غيرها
* طبيعت سفيد آن
در دوم كرم و خشك و سياه آن در سوم
* افعال و خواص آن
سفيد آن در دفع سم هوام ضعيفتر از قسم سياه و محلل نفخ و رفع كنندهء رياح و مسكن اوجاع باطني بارد و جهت لسع هوام نافع مقدار شربت آن تا دو مثقال و بيخ آن كشندهء حيوانات سواى انسان و محرك باه و صنف سياه آن در ترياقيت قائممقام ترياق فاروق خصوصا در اوجاع بطن و اوجاع ارحام نافع و مجرب حتى آنكه بعضى كوسفندان كياههاى سمي را كه در حولي آن و به آن در يك جا مىرويد چنانچه كفتهاند بسبب شيريني طعم چون بخورند و از ان احساس سميت نمايند به زودى بسوى كياه انتله ميل مىنمايند و آن را مىخورند و نجات مىيابند از سميت آن و مبهي و مسخن معده و جكر و محلل مواد بلغمي و پختهء آن در شراب قاطع بواسير و حمول آن مقوى رحم و محلل ورم آن و ضماد آن محلل اورام سائر اعضا و تدهين بروغن آن موجب درازى مو بغايت مقدار شربت آن يك قيراط و زياده از ان مورث خناق و كرب و تجفيف رطوبات و مصلح آن روغن كنجد و شيريني است
* انثليس *
بفتح همزه و سكون نون و فتح ثاى مثلثه و كسر لام و سكون ياى مثناة تحتانيه و سين مهمله لغت يوناني است
* ماهيت آن
دو نوع است يكى كبير و آن نباتى است ما بين شجر و كياه منبت آن شورهزارها و مواضع آفتابرو و برك آن مانند برك عدس و نرم و شاخهاى آن خشن ببلند شبرى و بيخ آن كوچك و باريك و كل آن سرخ مائل به بنفشي و بدبو و تخم آن در غلافى رقيق و نوع دوم برك و شاخ آن بزركتر شبيه بكمافيطوس و زقب آن از ان زياده و كل آن از ان كوچكتر و مائل به بنفشي و ثقيل الرائحه و بسيار بدبو
* طبيعت آن
كرم باعتدال و خشك در اول
* افعال و خواص آن
محلل بسيار و با قبض اندك و جالي چون از كل و بيخ و يا تخم هر دو نوع آن بياشامند عسر البول و وجع كرده را نافع و با سكنجبين جهت صرع و ذرور هر دو نوع آن مدمل قروح و جروح و حمول مسحوق هر دو نوع آن با روغن كل و شير بز جهت اورام حارهء رحم و جراحات آن اما نوع دوم لطيفتر و در قوت جاليه ضعيفتر از اول مقدار شربت آن تا يك مثقال است
* انجبار *
بفتح همزه و سكون نون و كسر جيم و فتح باى موحده و الف و راء مهمله مشتق از جبر است
* ماهيت آن
نباتى است ببلندى قامتى و اكثر بر عليق و آنچه نزديك آن باشد مىپيچد و مشبك مىسازد آن را برك آن شبيه ببرك رطبه و با اندك زغبي مانند غبار و شاخهاى آن قويتر از رطبه و مائل بسرخي و كل آن سرخ و بعد از ريختن كل غلافهاى كوچك از ان بهم مىرسد و در ان تخمهاى ريزه مىباشد و بيخ آن خشبي و سرخ و مستعمل ريشهاى باريك آن است كه آن را لحاى انجبار نامند خواه تر باشد خواه خشك و پوست بيخ آن و اين بهتر است و عصارهء بيخ تازهء آن نيز و منبت آن بلاد شام است در كنار رودها و ميان جويها
* طبيعت آن
سرد و خشك در درجهء سوم و جالينوس كرم و خشك دانسته
* افعال و خواص و منافع آن
قاطع نزف الدم جميع اعضا خصوصا از سينه و رئه و بواسير و حابس اسهال مزمن و نزلات از غير اذيت و مسكن قئ و مقوى اعضا و امعا و جهت تسكين التهاب صفرا و غليان خون و سل تازه و مزمن حتى زبول و ضعف اشتها و بول الدم و مدهء تازه و مزمن و دفع سموم و انفتاح افواه عروق مقعده و سحج و اسهال كبدى و شكستكي اعضا و كوفتكي عضل و فسخ و هتك آن نافع چون يكدرهم