تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
نامند و خراجات بضم خاى معجمه و با شير دختران و زعفران جهت نقرس حار و فتيلهء آن با مرمكي و زعفران بالسويه جهت زحير مجرب و با موم و روغن جهت حكه و جرب نافع و در معاجين و ادويهء مركبه حافظ قوت آنها است مضر قواى باطنيه و ظاهريه و حس و ادراك و ارواح و محدث كزاز و دق و شيخوخت و لاغرى بدن و زردى رخسار و تقليل فهم و فكر و كج خلقي و اكثر اوقات مغموم و محزون بودن و باندك چيزى خائف و هراسان شدن و ضعف قوت باصره و سامعه و شامه و ذائقه و قلب و كبد و معده و كرده و مثانه و باه و احداث نفخ و قولنج و عسر البول و غير اينها است بسبب مضرت آن به اين اعضا مصلح آن جندبيدستر و زعفران و دارچيني و فرفيون و زنجبيل و جدوار و فلفل مقدار شربت آن از يك عدس تا چهار قيراط و زياده از يك دانك آن ممنوع و دو درهم آن كشنده بدل آن سه مثل آن بزر البنج و به وزن آن تخم لفاح يا پوست بيخ آن يا عصارهء آن و در حبس الدم طباشير و طين مختوم و كافور و كهربا است و بعضى بدل آن به وزن آن تودرى سفيد كفته‌اند در مدت عمر و بقاى قوت آن را مانند سقمونيا پنجاه سال كفته‌اند و بايد كه آن را محفوظ دارند از رسيدن كيفيات غالبهء اربعه يعني حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و از كردوغبار و آميزش اشياى غريبه و غيرها كه آن را از صورت نوعيهء خود نكرداند و ضعيف و فاسد نسازد و هركه زياده از مقدار شربت آن بخورد او را خدر و افسردكي اخلاط و ارواح و فواق و ظلمت بصر و پراكندكي حواس و تنكي نفس و كرفتكى زبان و سبات مفرط و خارش بدن و فرورفتن چشمها و كزاز و عرق سرد و آمدن رائحهء افيون از دهان و نفس و بدن خصوص كه در وقت خاريدن و كمودت ناخنها عارض كردد پس اهلاك مداواى آن و آنچه بدان ماند قئ كردن بماء الشبت و فجل و عسل و نمك هندى و تحقين بحقنهء حاره و آشاميدن شرابى كه در ان دارچيني سوده و عاقرقرحا و جندبيدستر داخل كرده باشند و كرم كردن سر بتكميد و عطسه فرمودن و در ميان آب كرم نشانيدن و خورانيدن ترياق فاروق و سنجرنيا و ترياق اربعه و ترياق لطين و مثروديطوس و فادزهر فايق و مقدار بندقه جندبيدستر و مشك و فلفل و حلتيت و جدوار مجرب و دارچيني و ابهل سائيده با عسل سرشته و اكر قليلى فرفيون و زعفران نيز اضافه نمايند بد نيست و خورانيدن روغن كاو و آب كرم و بوره و نمك و يا شير تازه دوشيده با نارجيل دريائى و مكرر قئ كردن و بعد از ان عسل و چيزهاى چرب و شيرين و حسوهاى چرب و شيرين خوردن و بوئيدن مشك و جندبيدستر و زعفران و خوردن اينها باهم و غذاها و طعامهاى چرب شيرين و شيربرنج و شبر و سير و جوزليز موثر است و خوردن جندبيدستر به قدر آنچه كه افيون خورده و آشاميدن سكنجبين با افسنتين و نكذاشتن كه بخواب رود نيز مؤثر است و اكر از عقب آن روغن كنجد و با سرشف بخورد كفته‌اند كه معالجه‌پذير نيست و ترشيها و سركه و ماست بالاى آن مضر و باعث قولنج صعب است و اكر احتياج بحقنه شود تحقين فرمودن بحقنهاى مناسبه و بعد از فراغ از حقنه شراب افسنتين ساعت بساعت دادن و در بزر البنج و شوكران احتياج بتحقين زياده است از افيون و بيلن افيون و طريقهء اخذ و منافع و مضار و دفع مضار و تراكيب افيونيه باندك تفصيل و بسطي در قرابادين ذكر يافت

فصل الالف مع القاف

* اقاقيا *

بفتح همزه و قاف و الف و كسر قاف و فتح ياى مثناة تحتانيه و الف بلغت يوناني اسم عصارهء قرظ است و قرظ ثمر سنط است كه از ان صمغ عربى به عمل مىآيد و بهندى كيكر و ثمر آن را كيكركارس و بفرنكي اكاكيا نامند

* ماهيت آن

باصح اقوال عصارهء نوعى از امغيلان است كه قرظ نامند آنچه قبل از رسيدن آن كوبيده كرفته باشند قبل از جفاف سرخ ياقوتي رنك و بعد از خشكي سبز مائل بسرخى و سياهي و آنچه بعد از رسيدن اخذ نموده باشند سياه مىباشد مختار و مستعمل نوع اول است كه طيب