تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
و ضم ثاى مثلثه و سكون واو و نون در آخر نيز ديده شده

* ماهيت آن

نباتى است در كل و برك شبيه بباد آورد و ساق آن كوتاه‌تر و غليظتر از ان و در هنكام ترى مقشر مىشود و آن را مىخورند و چون برسد طعم آن تلخ مائل بحدت مىكردد و كل آن پرخار و خارهاى جوانب برك آن مانند سوزنها و تخم آن زرد و از تخم معصفر كه قرطم نامند ريزه‌تر و بيخ آن را چون بخايند از ان حرارت بسيار ظاهر مىكردد و در اواخر تابستان مىرسد و در اكثر مواضع مىشود

* طبيعت آن

در دوم كرم و در اول خشك

* افعال و خواص آن

بسيار لطيف مقدار سه درهم از برك آن جهت كزاز و تشنج امتلائى و اورام كردن و شدخ عضل شربا و ضمادا مجرب كفته‌اند خصوصا با شراب و تخم آن با شراب جهت دفع سموم مضر كرده مصلح آن شراب مقدار شربت آن سه درهم تا پنج درهم و از تخم آن تا دو درهم بدل آن شكاعى است

* اقط *

بفتح اول و كسر قاف و طاى مهمله به فارسى كشك پپنو و اهل روستاق و اعراب باديه حصاة نامند و بتركي قروط

* ماهيت آن

روغني است كه بطبخ و جدا كردن مائيت از جبنيت را با نمك سرشته منعقد و خشك نموده باشند و صنعت آن در قرابادين مذكور شد

* طبيعت آن

سرد و خشك در دوم

* افعال و خواص آن

قابض و مبرد و مسكن حدت صفرا و دم و بريان كردهء آن جهت رفع اسهال مزمن بغايت موثر و ضماد سوختهء آن جهت داء الثعلب و رفع نزف الدم و بواسير و با پشم سوخته و جو سوخته بالسويه جهت خزاز مجرب كه اول سر را بروغن كل سرخ چرب كنند و بعد از ان بر ان طلا نمايند المضار ديرهضم و مولد رياح و بلغم غليظ و خام و مسدد خصوص از امزجهء باردهء رطبه مصلح آن جوارشات و كل قند است بن الياس كفته هر كاه صرع بسبب ديدان بود و خورده شود ادويهء قاتل ديدان و از براى رفع سبب آن مىبايد كه بوده باشد غذا در ان روز ماء الاقط با ثوم بسيار و اقط فرا كرفته شده از رايب مىباشد در ان قوت محلله زياده و ضررش معده كمتر از فرا كرفته از جبنيت و اين را بتركي فراقروط نامند و از جبنيت را قروط چنانچه ذكر يافت

* اقليميا *

بكسر اول و سكون قاف و كسر لام و سكون ياى مثناة تحتانيه و كسر ميم و سكون ياى مثناة تحتانيه و الف و قليميا بحذف همزه در اول نيز آمده و آن را قديليا و بيوناني چريرا كويند كه از كداختن اجساد متطرقه مانند ذهب و فضه و مس و مرقشيشا مثل كف و درد بر رو و تحت آن منجمد كردد و آنچه در تحت بهم مىرسد باز كف آنست كه بعد كداز و بهم رسيدن كف بسبب حركت آن فلز بعضى به طرف فوق و بعضى تحت مجتمع مىكردد الا آنكه آنچه به طرف فوق است الطف از آنچه به طرف تحت است و كويند خبث فلزات اقليميا است يعنى خبت ذهب اقليمياء ذهب و خبث فضه اقليمياء فضه و خبث مرفشيشا اقلمياء مرقشيشا است و بعضى كفته‌اند كه خبث فلزات غير اقليميا است و قول اول اصح است و بهترين همه ذهبى است و آنچه در رنك شبيه باصل آن فلز باشد و ذهبي مائل بسبزى و فضي بسفيدى و سياهي ذهبي از غلبهء بوره است كه بر طلا مىزنند و كويند اقليمياء معدني مىباشد و مستعمل محرق مغسول آن است و طريق احراق و غسل آن در مقدمهء اين كتاب و در قرابادين كبير و دستور پروردن آن و ذرورات و شيافات اقليميائى نيز مذكور شد

* طبيعت آن

مانند اصل آن است الا آنكه يبوست پر آن غالب

* افعال و خواص آن

مجفف العين مقوى باصره و زائل كنندهء بياض عين و سبل و ناخنه و دمعه و غشاوه و جرب و نزول آب در چشم الخروج و القروح و البهق و الكلف و سائر الاثار و الاورام و الاوجاع جهت تنقيهء جراحات و دفع تعفن قروح و بردن لحم زائد و رويانيدن كوشت صحيح تازه و پر نمودن زخمها و رفع بهق و طلاى آن رادع اورام و جالي كلف و آثار سياه و تحليل صلابات طحال و با افيون و زعفران و روغن اوجاع مفاصل و نقرس را مفيد القلب آشاميدن يك قيراط از طلاى آن