تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
سائر اجزاى آن جهت وجع كبد و ورم بارد غليظهء آن و تفتيح سدهء آن و سدهء طحال و تحليل اورام و اخلاط غليظه و رياح و نفخهء طحال و احشا و صلابات سائر اعضا و درد پا و دفع جميع سموم قتاله شربا و ضمادا نافع و بايد كه سه روز با شراب حلو يعني شيرين استعمال نمايند و عصارهء بيخ آن در جميع امراض مذكوره نافع و قويتر و بايد كه در فصل بهار عصارهء آن را بكيرند زيرا كه بعد از ان در ان رطوبتى نمىماند مقدار شربت آن تا دو مثقال و از تخم آن نيم مثقال و روغن آن در آثار مانند آن است و آن را زيت الشلجم نامند

* افيميدون *

بفتح همزه و كسر فا و سكون ياى مثناة تحتانيه و كسر ميم و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم دال و سكون واو و نون لغت يوناني است و آن را فافيوس نامند

* ماهيت آن

نباتى است ما بين شجر و كياه و منحصر در يك شاخ و برك آن زياده از دوازده عدد نمىباشد و كل و ثمرى ندارد و ريشهاى آن باريك و سياه و تندبو و بىطعم

* طبيعت آن

سرد و تر

* افعال و خواص آن

ضماد آن مانع بزرك شدن پستان است خصوص با روغن زيتون نارس و آشاميدن آن مانع توالد زن و مرد مقدار شربت از برك و بيخ آن جهت قطع توالد سه مثقال است كه با شراب بنوشند

* افيوس

بفتح اول و سكون فا و ضم ياى مثناة تحتانية و سكون واو و سين مهمله لغت يوناني است و آن را فافيوس الحدقي نيز نامند به جهت آنكه شبيه بحدقه است و بعضى مردم آن را خامالانس و فجل برى نيز كويند

* ماهيت آن

نباتى است ما بين شجر و كياه و بسيار بلند نمىشود و ساق آن مزغب و باريك و از سه عدد زياده نمىباشد و شبيه به چوب اذخر برك آن مانند برك سداب و بسيار سبز و ثمر آن مانند خيار كوچكي صنوبرى شكل و سياه و كل آن زرد و صدفى شكل و بيخ آن به قدر امرودى و شبيه بترب و خنثى و مستدير و پر از رطوبت و چون خشك شود باطن آن سفيد ظاهر آن سياه مىكردد

* طبيعت آن

در دوم كرم و خشك و لذاع و جالينوس بارد در دوم و مجفف در اول و ثمر آن را حار قابض در اول درجهء اول و مجفف در دوم كفته

* افعال و خواص آن

آشاميدن اعالي آن مقئ و اسافل آن مسهل و مجموع آن مقئ و مسهل بلغم و صفرا و مانع روئيدن مو است برهانهء صبيان تا مدتى چون بران بمالند و ثمر آن يرقان را مفيد و دمعهء آن مقئ و مسهل مقدار شربت از جرم آن سه قيراط و از رطوبت آن پنج قيراط شيخ داؤد انطاكي كفته كه رطوبتى كه در ثمر آن است جهت تحليل صلابات نافع و كفته شده جلا مىدهد بياض چشم را و مقئ و مسهل است و كيفيت استخراج دمعهء آن آنست كه آن را بكوبند و بفشارند و دمعهء آن را بكيرند و در ظرفى كنند و بران آب بريزند و با پرى حركت دهند و خشك نموده استعمال نمايند

* افيون *

بفتح همزه و سكون فا و ضم ياى مثناة تحتانيه و سكون واو و نون مغرب ابيون يوناني است و معني آن مسبت است يعنى خواب غرق آورنده و بعربي لبن الخشخاش و مرقد و ببربرى ترياق و بسريانى دهيا مينون و شقيقل بمعني ميرانندهء اعضا و بفارسي ترياك و كويند ترياكي كه رستم از كيكاؤس طلبيده كه بسهراب خوراند افيون بوده زيرا كه نيست دوائى در اوجاع شديده مسكن و حائل ميان مريض و موت سواى آن و چون در ان قوت سميت است و با آنكه دوائى سمي و شديد الغايله است و اطبا باعتبار چنان نفعى محتاج بوده‌اند باستعمال آن و نداشته‌اند چاره از ان لهذا تركيب نموده‌اند آن را با مصلحات آن مانند زعفران و جندبيدستر و مشك

* ماهيت آن

بدانكه اطلاق مىنمايند آن را بر سبيل اشتراك بز سه چيز اول بر لبن خشخاش مطلقا خواه خشخاش مفيد باشد و خواه سياه و اهل مشرق و مغرب برين متفق‌اند دوم بر لبن خشخاش سياه و اين نزد قدماى اطبا است جهت آنكه در ان زمان زرع خشخاش سفيد نبوده و از خشخاش سياه صحرائى
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 154 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى