تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
و تلخي طعم و حدت رائحه بسيار و سرعت اشتعال بنار و صدور افعال حرارت از ان در بدن بعد ورود در ان و فعل و انفعال باهم بسبب جزو حار آنست و ليكن چون بسيار لطيف و قليل است زود بتحليل مىرود و زائل مىكردد و افعال برودت آن بسبب جزو كثيف ارضي آنست و چون بسيار است باقي مىماند و ازين است كه در اوائل هنكام استعمال و ورود آن در بدن باطنا و ظاهرا شربا و ضمادا و طلاء بسبب تخدير و سد مسام و اجتماع حرارت در باطن قوى را برميانكيزاند و ظاهر بدن را كرم مىسازد و اشتها را زياده مىكرداند و رفته‌رفته بالعكس بدن را ضعيف و لاغر و رنك رو را زرد و بىرونق مىسازد بسبب ضديت و افنا و اماتت حرارت غريزى و قوى و ارواح

* افعال و خواص و منافع آن

مخدر و قابض و مسدد و منوم و محلل و مسكن اوجاع و مانع تعفن اخلاط و فساد آنها و حافظ ادويه و تراكيب و به جهت اكثر امراض راس و اعصاب و نزلات و امراض چشم و كوش و سرفه و ربو و ضيق النفس كه از حرارت باشند و تپهاى مزمنهء قديمه و نايبه نافع و در تسكين اوجاع و منع تعفن اخلاط و تحليل روح حيواني و رفع اسهال و سحج و قرحهء امعا مانند آن دوائى نيست و چون در سفرها و هنكام تعب و غم و هم و اندوه و ضعف قلب و كرسنكي و نيافتن طعام در ايام قحط و غلا و سرماى شديد و ايام روزه و وقت قلع اسنان و حرقت بول و سوزش آن و حدت مني و سرعت انزال و شدت قوت باه و وجع قولنج اندكي از ان بخورند مفيد و سودمند است به جهت افعال مذكوره و خاصيت آن امراض الراس طلاى قليلي از ان با مصلح آن بتنهائي و يا با ادويهء مناسبهء ديكر بر پيشاني و شقيقه جهت صداع حار خورانيدن مقدار ثمن درمي بتدريج تا ربع درمي با ماء الشعير به صاحب قرانيطس نافع و موجب رستكارى او و تنويم صاحب سرسام صفراوى و صبار او قطرب و جنون اكرچه بماليدن افيون باشد بر شقيقه و پيشاني و بيني اكر قوت او قوى باشد و الا كمال پرهيز نمايند از استعمال آن و همچنين استشمام آن با شمهء از زعفران حل كرده در لخالخ منومه و خورانيدن مقدار يك قيراط و كمتر از ان به صاحب سهر مفرط جهت تنويم آن مفيد و نيز مسكن اوجاع است در هر عضو كه باشد و همچنين بوئيد آن و ماليدن آن بر جبهه و يا با ماء العشير خوردن و يا برداشتن فتيله آلوده بدان بر مقعده و نيز مسكن افكار رديهء صاحب قطرب است استعمال مقدار قليلي از ان با افلونيا خواه بخورد و خواه ببويد خصوصا وقتىكه با اندكي زعفران در روغن كل حل كرده باشند و خورانيدن نيم درهم افيون با ماء الشعير نزد قوت اختلاط عقل و غلبهء حرارت نافع است صاحب داء الكلب و مانيا را خواب آورد و سعوط قليلي از ان باندكي زعفران جهت زكام و نزله در انتهاى علت مفيد و بعضي با زنجبيل كفته‌اند و در اصلاح ضرر آن بدماغ هيچ چيز مانند جدوار و زعفران و مشك نيست امراض العين ماليدن آن با مصلح آنكه زعفران است و يا زردچوبه و شيافات و اضمده و اطليهء افيونيه بر دور چشم صاحب رمد و اوجاع چشم در انتهاى علت نافع و همچنين باندكي زعفران و شير دختران امراض الاذن چكانيدن اندكي افيون محلول در روغن بادام تلخ و يا روغن خلوق كه دهن الزعفران است جهت تسكين درد آن و همچنين به دو حبه جندبيدستر محلول در شير دختران و يا روغن بادام تلخ و مر و زعفران جهت درد كوش و استعمال رماد آن با جندبيدستر جهت تسكين اوجاع كوش و قرحهء آن نافع و قطور آن با بز و البنج سفيد هر دو متساوى به قدر عدسه محلول در روغن بنفشه جهت وجع حادث از حرارت و يك قيراط آن در شير تازهء دوشيدهء حل كردهء نيمكرم جهت بثور آنكه با ضربان باشد اما وقتى بايد استعمال قطورات افيونيه در كوش نمود كه از شدت وجع خوف تشنج و اختلاط عقل و غشي باشد و با وجود اينها مداومت به آن جائز نيست زيرا كه موجب ثقل سامعه است و در غير اين حالات بطريق اولى و ضماد آن جهت تجفيف قروح و ورمهاى حاره و با زردهء تخم‌مرغ ناپخته و زعفران جهت حمره بضم حاى مهمله كه باد سرخ