تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
متغير نكردد و مهره خودبخود جدا كردد زيرا كه از علامات مهرهء مار اصلي آن است كه ما دام كه زهر باقي است جدا نمىكردد و شيرى كه بران مىريزند بريده و متغير مىكردد و قئ فرمودن به آبى كه نيل دران مقدار يكرطل حل كرده باشند و بستن قدرى از ان در ان موضع و خورانيدن آب برك بريانه كه نبات هندى معروف است و سعوط نمودن بدان و اكر تازهء آن نباشد برك خشك آن را سوده به نحوى سعوط نمايند كه باقصى بيني و دماغ او برسد و تغذيه بسرطان نهرى و زنجبيل با شير الاغ و يا زنان و كفته‌اند اكتحال بدند با آب سوده در چشم او باعث عدم تضرر از سم آن است اما بايد كه قليل باشد زيرا كه كمال مضرت به چشم دارد و كسى كه زهرهء افعى خورده باشد و او را پىدرپى غشي عارض كردد تدبير آن مكرر قئ فرمودن به آب رته و مطبوخ ادويهء مذكوره و روغن كنجد تازه و مسكه با آب كرم يا با شير كاو و يا بز و يا ترياق فاروق و متروديطوس و دواء المسك و فادزهر فائق و امثال اينها و آشاميدن آب كوشتهاى لطيف مانند مرق مرغ جوان فربه و سرطان نهرى با مشك خالص و شير بز و يا الاغ يا زنان و امثال اين‌ها است

* افلنجه *

بفتح اول و سكون فا و فتح لام و سكون نون و فتح جيم و ها بهندى پل‌پرنك نامند

* ماهيت آن

تخمى است شبيه بخردل و تند شبيه ببوى سيب و با عطريت و بغايت سرخ و طعم آن تلخ و در خوشبوئيها داخل مىنمايند و در معاجين و غيرها نيز نبات آن به قدر ذرعى برك آن مانند برك بادام و كل آن سفيد و تخم آن در غلافى مانند تخم بزر البنج و منبت آن بلاد هند است و زرد و سياه آن زبون كويند از قسم كوچك كبابه است و نيز كويند قرنفل بستاني است و اين هر دو اصلى ندارد

* طبيعت آن

كرم در اول و خشك و با قوت قابضه

* افعال و خواص آن

مقوى دل و دماغ و جكر و معده و مفتح سدهء دماغي و محلل رياح و مشهي و مفتح سدهء احشا و مسخن معده و آروغ آورنده و قائم‌مقام جميع سموم خصوصا عقرب و رتيلا و طلاى آن با روغن زيتون در حال رفع درد كزيدن عقرب مىكند مصدع و مورث كرب و خناق مصلح آن روغن زيتون مقدار شربت آن تا دو مثقال

* افنيقون *

بفتح اول و سكون فا و كسر نون و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم قاف و سكون واو و نون لغت يونانى است

* ماهيت آن

نباتى است شبيه بافيقطس مكر در بوكه بوى اترج ندارد و در زراعت كندم مىرويد

* طبيعت آن

بغايت سرد و مخدر است

* افعال و خواص و منافع آن

از خارج در اطليهء رادعه مستعمل است شرب آن جائز نيست

* افيقطس *

بفتح اول و كسر فا و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح قاف و ضم طاى مهمله و سين مهمله لغت يوناني است بمعني محلل

* ماهيت آن

نباتى است ربيعي كمتر از ذرعى و ساق آن باريك و پر شاخ و كل آن مختلف الشكل و اللون و مائل بسفيدى و برك آن عريض شبيه ببرك سداب با تشريفات خفي و مزغب بزغمهاى سفيد مانند برك كاسني كبير و اندك طولاني و ساق برك آن باريك و تخم آن شبيه بتخم شلغم و بزركتر از ان و يا تخم ترب و در غلافى مانند آن و سياه و اغبر و بيخ آن بىريشه و نرم و با عطريت و از وسط ساق آن سه و يا چهار شعبه شبيه بانكشتان باريك به طول يك اصبع روئيده به طرف بالا و بوى كياه آن شبيه ببوى ترنج

* و منبت آن

سواحل دريا و ممر آبها و جاهايى كه آب در ان فرو مىرود و مىباشد و مزرعهاى جو و عدس و نخود و در مصر و سواحل درياى شام بسيار است و در صعيد مصر آن را شلجم نامند بهترين آن رسيده سنكين آن است و مغشوش بتخم شلغم مىنمايند و فرق به بزركي آن است

* طبيعت آن

دو دوم كرم و خشك و با اندك حدت و كرمي آن زياده از خشكي آن

* افعال و خواص و منافع آن *

برك و تخم و