تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
هركه نزديك آن مرده رود او نيز مىميرد و اين قول شايد مبالغه باشد و ديكر افعى كه كمر آن كنده و كردن آن باريك و سر آن پهن و اغبر با نقطهاى سياه باشد و ديكر بلوطيه كه در بلوط مىماند و بدبو مىباشد و كسى را كه بكزد پوست او جدا مىكردد و ديكر معطشه كه عطش بافراط و حرقت و التهاب بسيار عارض مىكردد ملسوع آن را به حدى كه دائم آب مىنوشد و سيراب نمىكردد تا بميرد و ديكر بزاقه كه مىكشد به آب دهن خود و بوى آن نيز مهلك است و ديكر سياه مسمى باسود سالخ و ارقم يعنى ابلق و مرقش يعنى دو رنك و آنچه صاحب خالها باشد و انواع رديهء ديكر نيز مىباشد و سميت مار ماده اكثر قويتر از ان است و تاثير آن در نهش اعضاى طرف چپ خصوص قريب بقلب و دماغ و اعصاب و كبد اهوع است از اعضاى بعيده و سميت مار در دندان آن است يعنى بواسطهء دندان سميت را بعضو مىريزد دندان آن سفيد و كوچك به مقدار دانهء برنجي و در ان سوراخي در طول و سر آن محرف مانند قلم تراشيده است و چون مارى كه دندان آن را برآورده باشند كسى را بكزد از موضع نهش آن قدرى خون برمىآيد و ليكن اذيت بسيار نمىرساند و مسموع كشته مارى كه دندان سمي آن را برآورده باشند اكر محبوس دارند بعد از دو سال و اكر سر دهند بعد از شش ماه باز دندان سمى مثل اول برميآورد و كسى را كه بكزد بدستور هلاك مىكرداند

* طبيعت آن

بنهايت كرمي و خشكي و و تجفيف و تحليل است و آنكه قريب با آب و عمارت نباشد حار و يابس در دوم و متوسط آن در سوم و آنكه در دور كوهستان مىباشد خشك در چهارم

* افعال و خواص و منافع آن

چون با آب و اندك نمك و شبت و روغن زيتون بر آتش اخكر بملايمت طبخ نمايند تا مهرا شود و كوشت آن را با كندنا تناول نمايند مواد غليظه را به طرف جلد دفع مىكند و تحليل مىدهد و كفته‌اند در مجذوم اين معنى بتجربه رسيده كه بعد از خوردن بدن او متقشر شد و از ان مانند فلس ماهي جدا كشت و از ان مرض شفا يافت و نيز از خوردن بسيار آن بدن متقرح شده مثل ماهي پوست از ان مىريزد و مقدار كم آن اخلاط متعفنهء لطيفه را مستحيل بشپش و كثيفه را بتقشر جلد دفع مىكند و نفع مىبخشد و ايضا كوشت پختهء آن به نحوى كه براى ترياق فاروق مىپزند جهت دفع سموم مشروبه و ملدوغه و ضعف بصر و درد عصب و ازالهء برص و منع زيادتي خنازير و حفظ جوانى و تقويت قوتهاى حيواني و نفساني و نيكوئي ذهن و فكر و جهت لقوه و رعشه و امراض باردهء عصباني و طول عمر مؤثر هر كاه بسال يك مرتبه تناول نمايند و ليكن اكثار در ان ننمايند و بعد تقويت بدن و شروع بروئيدن كوشت و جلد حفظ نمايند و اعضا را از خارج بماليدن مراهم و موم و روغنهاى مناسب و مسكهء تازه و از داخل بآشاميدن شراب و ماء اللحم و اكل لحوم لطيفهء مشويه و امثال اينها و آشاميدن مرقهء آن جهت ضيق النفس بارد رطب و بايد كه مرقهء آن را بدم بپزند زيرا كه كوشت آن دير پخته و مهرا مىكردد و ضماد كوشت كوبيدهء خام آن جهت دفع سميت افعى كزيده و اقسام مارها بنهايت نافع و به جهت داء الثعلب و داء الحيه و خنازير و اوجاع مزمنهء بارده نافع و چون شكم آن را چاك كنند و كرماكرم بركزيدهء آن كذارند وجع آن را ساكن كرداند و سميت آن را دفع نمايد و اكثار اكل آن محرق اخلاط و مصدع و مصلح آن شير تازه دوشيده و آب فواكه است و نخودى كه در حين جوشانيدن كوشت در ان پخته باشند در افعال قريب است بقرص افعى و نمكي كه در جوف آن پركرده باشند در افعال ضعيف‌تر از كوشت آن است و كفته‌اند كه چون هفت عدد افعى را بريسمان پشم سرخ ارغوانى خفه كرده بازاى هريك افعى كرهى بر ان بزنند بستن آن ريسمان بر كردن صاحب خناق جهت رفع آن علت بالخاصية مجوب و بدستور ريسمان كتانى كه افعى را بدان خفه كرده باشند جهت خناق و اورام لوزتين نافع و خون آن اكتحالا جهت روشنى چشم و منع نزول آب در چشم مفيد