تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
خورانيدن و اضمده بارده بر جكر كذاشتن است

* افسنتين *

بفتح همزه و سكون فا و فتح سين و سكون نون و كسر تاى مثناة فوقانيه و سكون ياى مثناة تحتانيه و نون لغت يونانى است و بعربي خترق بحاى معجمهء مفتوحه و تاى مثناة فوقانيهء ساكنه و راى مهملهء مفتوحه و قاف و برومي ابستيون و بفارسي مروه كويند و بلغت مصر نوع زبون آن را دسيسه و نوع جبلي آن را ربل براء مهمله نامند و بهندى مجترى و شتارو كويند

* ماهيت آن

نباتى است ما بين شجر و كياه و شبيه باقحوان كه به فارسى بابونه كاو چشم نامند و ساق آن بلند و شاخهاى آن انبوه و پربرك شبيه ببرك صعتر و غبارآلود و با اندك زغب و كل آن مانند كل بابونه و از ان ريزه‌تر و در وسط آن تكمهء كوچكى و در ان تخمى باريك شبيه باسپند و با تلخى و قبض و اندك تيزى و بوى آن با عطريت و ثقلى شيخ الرئيس كفته كه حنين نوشته كه افسنتين چند نوع مىباشد خراسانى و شرقى و طرسوسى و سوسى و آنچه از كوه لكام مىآورند و غير اينها نيز و متقدمين پنج صنف دانسته‌اند طرسوسى و سوسى و نبطى و خراسانى و رومى و نبطى آن با عطريت است و قوت قبض و تحليل آن زياده و حرارت آن كمتر و ازين جهت اسهال بلغم نمىنمايد هرچند در معده باشد و نفعى چندان در اسهال بلغم ندارد و مضر بفم معده نيست و صنفى را كه برك مانند برك زردك و سفيد و كل آن زرد و بيبرك و اهل مصر آن را دسيسه نامند و منبت آن آنچه در اكثر شرقي بلاد شماليه و خراسان و عراق است زبون‌ترين همه اصناف است و كفته‌اند كه افسنتين از اصناف شيح است و لهذا بعض حكما آن را شيح رومى ناميده‌اند و بعضي كشوثاى رومى دانسته‌اند و مختار بهترين اصناف آن رومى طرسوسى سفيد رنك پس سوسى مزغب آنست كه چون چوب آن را بشكنند و يا به كف دست بمالند بوى صبر از ان آيد و در طعم آن حرفت و تلخى و قبضى باشد و نيز كفته‌اند بهترين انواع رومى سرخ‌رنك با عطريت رائحه و تلخ طعم مزغب آنست كه در ان كره‌ها باشد و آنچه را از جزيرهء نيطس آورند قبض آن بيشتر از اصناف ديكر است و برك و كل آن كوچك‌تر و كاه مغشوش مىكنند آن را بزردى زيت كه با آن در آب جوش مىدهند و خشك مىنمايند و فرق ميان آن هر دو آنست كه مغشوش آن را چون در آتش اندازند بوى زيت از ان آيد بخلاف خالص

* طبيعت آن

كرم در اول و خشك در سوم و بعضى كرم در اول دوم و خشك در آخر آن كفته‌اند و اين اصح است و كرمى عصارهء آن زياده از حشيش آن و اقوى از ان و همچنين تخم و كل آن اقوى است از حشيش آن

* افعال و خواص و منافع آن

مفتح و ملطف و مشهي و قابض و تلخ و قبض آن اقوى و زياده از تلخي آنست مسهل صفرا و ماء اصفر و ساير اخلاط مراريهء مجتمعه در معده بادرار به بول و منقى عروق سينه و شش و با افتيمون و بدستور با افتيمون و اسطوخودوس منقى و مسهل سودا و جهت صداع و لقوه و فالج و استرخا و رعشه و صرع و سكته و كابوس و دوار و سدر و ماليخوليا و سبات و امراض عين و كوش و دهان و حلق و معده و كبد و مرارهء طحال و ارحام و بواسير و اوجاع اعصاب و اعيا و داء الثعلب و داء الحيه و دفع سموم مشروبه و منهوشه و تقويت معده و اشتها و ادرار بول و حيض و شير و عرق و قتل اقسام ديدان و امثال اينها از امراض هريك بتنهائي و يا با ادويهء مناسبهء آن نافع شربا و ضمادا الصداع و اللقوة و الفالج و الاسترخاء و الرعشة و الصرع و السكته و الكابوس لشوق آب مطبوخ آن با شيخ ارمني خصوصا كه در ان قدرى ايارج فيقرا حل كرده باشند صداع حادث متولد در مقدم دماغ و آشاميدن مطبوخ آن جهت آنكه محلل رياح دماغيست و غرغره به آن لقوه و شرب طبيخ آن بتنهائي و يا با عسل لقوه و فالج و استرخا و رعشه و صرع و سكته و كابوس را نافع و چون مفلوجي كه در معده او اخلاط حاره حاصله از ادويهء مشروبه باشد بنوشد آن را خارج مىكرداند آنها را و تبريد مىكند بالعرض و ريختن عصارهء آن بكلوى مسكوت و سعوط نمودن