كه بوى آن بمشامشان نرسد بيكدفعه شير بسيارى از ان فروريخته در شكنبه جمع مىكردد آن را خشك كرده به اطراف مىبرند و بعضى صمغ درخت مازريون دانستهاند و اصلي ندارد بهترين آن صاف تازه خاكسترى رنك مائل بزردى و تندى بوى با حدت طعم آن است كه چون به زبان بكذارند زبان را بكزد و مدتى لذع آن باقى مىماند و هرچند تندبوتر و تيزتر باشد بهتر و تازهتر است و زود در آب و روغن زيت كداخته شود و سبك وزن و متخلخل باشد و كهنهء آن سرخرنك اشقر بود و زود كداخته نشود و بو و تندى آن كمتر باشد و مغشوش آنكه از انزروت و صمغ عربى مىسازند باوصاف مذكوره نيست و كويند اكر بخار آن در وقت كرفتن دمعه بدندان برسد مىريزاند آن را پس بايد كه در ان حين دهان را بند نمايند و اول كسى كه پى برده به اين صمغ يوناس ملك يونيه بوده خود و با آنكه اطبا در عصر او يافتهاند
* طبيعت آن
كرم و خشك در اول چهارم و بعضى خشك در سوم كفتهاند و قوت آن تا چهار سال قوى مىباشد و بعد از ان ضعيف و تا ده سال باطل مىكردد
* افعال و خواص و منافع آن *
جالى و ملطف و محرق و حاد خصوص تازهء آن به حدى كه زياده است از حلتيت كه حادترين صمغها است مسهل بلغم لزج و زردآب و منقى فضول بلغميه از اعصاب و جهت لقوه و فالج و استرخا و تشنج امتلائى و رعشه و خدر و دوار و سدر و صرع و سكته و كابوس و جمود و شخوص و استسقا و سپرز و قولنج و سردى كرده و عرق النسا و مفاصل و وجع ظهر و ورك كه از بلغم باشد و دفع سموم بارده و تسكين اقسام ضربان مفيد اللقوه سعوط مقدار عدسي از ان محلول در شير دختر جهت لقوه و محلول آن در روغن حبة الخضرا و ماليدن آن بر روى صاحب لقوه نافع و بدستور فرو بردن حب مصنوع از ربع درمي از ان و از سكبينج و مقل اليهود و اشق از هريك نيم درم جهت لقوه مفيد و زائل كرداند آن را الفالج و الاسترخاء اكثار بوئيدن آن نافع آست فالج را به جهت آنكه تنقيهء دماغ مىكند و ميل مىدهد مواد را از جانب نخاع بسوى بيني و سعوط محلول مقدار يك شعيرهء آن به آب مرزنجوش يا باب افشردهء چغندر يا به آب افشردهء سير تر نيز نافع است فالج را به همان جهت و اشاميدن ان بادويهء مناسبه نيز نافع است آن را و استرخا را و تمريخ اعضاى مسترخيه بروغن زيت كه در يكرطل آن مقدار سه درهم افربيون حل كرده باشند هفت روز يا شش روز اقلا سه روز نافع است آن را و فالج را و اكثرى از امراض عصبانيه را و اكر مخلوط نمايند آن را به قيروطى كه شكسته باشند حدت افربيون را بروغن و تمريخ نمايند به آن نافع است آن هر دو را بنهايت نفع و سزاوار نيست اكثار مروخ ان زياده از هفت روز و مقدار افربيون از سه درم و چون حل نمايند بروغن قسط يا روغن غار كرم نموده تدهين به آن نمايند نافع است از براى فالج و استرخا به جهت آنكه مسخن عصب است و ملطف و محلل بلغم و چون بكيرند وزن يك اوقيهء آن را و نرم سوده در يكرطل زيت كه در ان دو اوقيه موم كداخته باشند داخل كرده در هاون بدسته بمالند تا چون مرهم شود و تمريخ نمايند بقليلى از ان نافع است فالج و استرخا را نفعى بين و چون بكيرند از ان ربع درمى و از سكبينج و اشق نصف درمى و حب ساخته فرو برند نافع است از براى استرخا و چون بكيرند مقدار يك دانك از ان و سائيده بزردهء تخم مرغ نيمبرشت پاشيده بياشامند نافع است استرخاى اعضا را نفعى بليغ و چون مخلوط نمايند افربيون را ببعضى از ادهان حاره مانند روغن قسط و روغن سداب و تمريخ نمايند به آن نافع است تشنج بلغمي را و اكر زياده نمايند به وزن آن جندبيدستر و عاقرقرحا مىباشد انفع و همچنين تمريخ بقيروطي معمول از افربيون تازه يك اوقيه و زيت كهنه يكرطل و موم سرخ دو اوقيه كه موم را در زيت كداخته افربيون را نرم سوده به آن مخلوط كرده در هاون بدسته نيكو سائيده استعمال نمايند الرعشة و التمدد آشاميدن آن با ادويهء مناسبه نافع است رعشهء بلغمي را و تمريخ بيك درهم افربيون محلول در ده درهم زيت كهنه