تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 884

مساهمون:

ص٨٨٤
و امّا خواب به نحوى كه بعضى اعضاء در آفتاب و بعضى در سايه باشد ممنوع است ؛ براى عدم تشابه حال جميع بدن نائم و لهذا در شرع نيز منع از آن وارد شده . بايد كه محلّ خواب به حسب مزاج هر شخصى باشد در حرارت و برودت و كثرت هوا و قلّتِ آن . و رُفته و پاكيزه و نرم و ملايم و از رايحهء كريهه مُنِتنه پاكيزه باشد . و جاى مخوف هولناك نباشد . و از هوامّ و حيوانات موذى و انسان موذى دشمن صيانت نمايد و سرير مرتفع و چراغ و مانند آن به حسب عرف و عادت منظور دارند و فرش و جامهء خواب نيز به حسب هر شخص و هر فصل باشد ؛ مانند آن كه در گرما و گرم مزاج را از كتان و مانند آن و در سرما و سرد مزاج را از قطن و حرير كه حشو آن از قطن ندّافى نموده نرم و يا پشم ندّافى نموده باشد سازند تا اصلًا صلابت محسوس نگردد ؛ زيرا كه خوابيدن بر فرش صلب ، عصب را ضرر دارد و گاه باعث تمدّد و تشنّج و فالج و امثال اين‌ها مىگردد . و خواب بر زمين سرد نمناك ، محدث فالج و استرخاء و اوجاع ظهر و امثال اين‌هاست و خواب بر فرش نرم گرم ، مسمِّن بدن و خواب بر اوراق گل ، مضعف باه است به شرط ملاقات پشت زمانى طويل بر آن . بدان كه در هنگام خواب احتياج به دثار و پوشش زياده مىباشد از هنگام بيدارى در هر فصلى از فصول كه باشد به حسب آن ؛ زيرا كه در آن هنگام حرارت ميل به باطن مىنمايد و ظاهر سرد مىگردد و به اندك نسيمى كه بدان رسد متأثّر مىگردد .

[ رؤياها و انواع و احكام آن‌ها ]

چون استدلال از خواب و بيدارى بر مزاج انسان مىنمايند به آن كه كثرت بيدارى دليل حرارت و يبوست مزاج است و كثرت خواب علامت برودت و رطوبت ، و اعتدال ميان هر دو دليل بر اعتدال كيفيات اربعه است . و گاهى از صور و حالاتى كه در خواب ديده مىشود استدلال مىنمايند بر احوال مزاج در صورتى كه دلائل ديگر نيز بر آن گواهى دهند و اكثر اين به سبب تغير مزاج روح از سوءِ مزاج ساذج و يا مادّى مىباشد .