بدان كه اگر ميان اين صورت و ذى صورت مناسبت تامّ و ملايمت بسيار است ، آن رؤيا احتياج به تعبيرى ندارد ، به هر نوع كه ديده شده در حالت نوم بِعَينه در حالت بيدارى به ظهور آيد و اين نوع رؤياى كُمّلين از انبياء و اولياء - قدس سرهم - است و لهذا اين را جزئى از اجزاء پيغمبرى گفتهاند و انبياء - قدس سرهم - پيش از بعثت ، اكثر اين نوع منامات مىديدهاند و اولياء در اكثر [ از ] اوقات . و اين را « مشاهده » و « واقعه » نيز نامند و مختصّ به حالت نوم نيست ؛ بلكه هر وقت ايشان را حالتى شبيه به نوم حاصل گردد - يعنى تعطيل حواسّ ظاهره و توجّه تامّ بعالم كلّيت و وحدت و قدس و اطلاق شود - آن حالت به هم مىرسد .
اگر مناسبت و ملايمت ميان آن صورت و ذى الصّورة به وجه اتمّ و اكمل نباشد ، آن رؤيا محتاج به تعبير است ؛ چنان چه ديدن ذبح فرزند خود را در خواب حضرت ابراهيم - عليه السلام - [ و ] تعبير [ آن ] ذبح كبش بود به حسب ظاهر و لهذا به فِداى او كبش حضرت جبرئيل - عليه السلام - آورد . و تعبيرِ ديدن حضرت يوسف عليه السلام در صغر سِن كه آفتاب و ماه و يازده ستاره او را سجده مىكنند تعبير آن سجدهء پدر و مادر و برادران او بود نزد كبر سِن در هنگام پيغمبرى او . و همچنين هر رؤيايى كه حاجت تعبير داشت كه انبياء و اولياء - قدس سرهم - ديدند كه تفصيل آن طولى دارد .
ديدن شير و شراب و آشاميدن آن هر دو را در خواب ، تعبير به علم و معرفت نمودهاند . و به دستور خوردن انار و انجير و سيب و بِه و عسل و امثال اينها و خريدارى فرس و كنيز و تملّك و سوارى بر اسب را تعبير به تموّل دنيوى و حكومت و رياست مىنمايند . و همچنين آلودگى بدن به نجاسات و قاذورات را به مشابهت و مناسبت فيما بين هر يك . و اين قسم رؤيا تِلوِ « 1 » رؤياى صادقه است .
و [ اين رؤيا را ] « رؤياى صادقه » نامند ؛ به جهت آن كه از خواصّ آن است كه به هر وجه آن را تعبير نمايند ، به همان وجه به وقوع آيد و لهذا در احاديث شريفه تأكيد بليغ وارد شده و حكماء نيز گفتهاند كه رؤيا را نزد هر جاهل غير عارفِ واقفِ به تعبير و يا حسود معاند بيان نبايد نمود كه او تعبير نالايق نمايد ؛ بلكه نزد عالم عارف بى غرض خيرخواه بيان نمايند كه او تعبير نيكو نمايد .
هامش
( 1 ) . ب : در تلو .