[ قانون نهم ] : و بايد كه به حمّام نرود شخصى كه ورم در عضوى از اعضاء باطنى داشته باشد ؛ به جهت آن كه حمّام به سبب ترقيق مواد و سيلان و اندفاع آن به سوى عضو متورّم به سبب ضعف خود از دفع آن ، باعث ازدياد مىگردد و اگر ورم در عضو ظاهر باشد به سبب جذب مواد به سوى ظاهر و ازدياد آن و يا به سبب تفرّق اتّصال حادث از اندفاع مواد از آن بايد به حمّام نروند .
و نيز هر كه حمّى عفنيه داشته باشد و هنوز مادّهء آن نضج نيافته ، [ ورود در حمام ] به سبب اشتداد حرارت غريبه موجبهء عفونت باعث اشتداد حمّى مىگردد و امّا اگر نضج يافته باشد ، حمّام به سبب ترقيق و تبخير و تعريق ، تحليل مىدهد آن را و مفيد است . و در حمّى غير عفنه « 1 » - مانند حمّى يوم و حمّى دق - مانعى نيست از دخول حمّام .
[ قانون دهم ] گاه از براى تسمين بدن بعد [ از ] تناول غذا به حمّام مىروند ؛ به سبب آن كه حمّام باعث انجذاب غذاست به سوى ظاهر اعضاء ؛ و ليكن خوف حدوث سدّه است [ و لذا ] بايد تدارك آن را به سكنجبين ساده و يا بزورى « 2 » به حسب امزجه نمايند . و گاه براى تسمين بدن بعد از استحمام غذا تناول مىنمايند و ليكن تسمين اين به اعتدال است و خوف حدوث سدّه كم تر . و همچنين استعمال حمّام بعد از هضم اوّل باعث اندك تسمينى است و خوف بسيارى از حدوث سدّه نيست .
هر كه ارادهء لاغرى و تجفيف بدن داشته باشد ، بايد كه ناشتا به حمّام رود و مداومت بدان نمايد . و قليل الرياضة را سزاوار است كه استكثار به حمّام معرّق نمايد براى تحليل رطوبات فضليه و نقاء بدن از فضلات .
[ قانون يازدهم ] : و غسل نمودن به آب سرد ، باعث تقويت بدن و نشاط ارواح و قوا و جميع قواى بدنيه و حرارت غريزيه است به سبب تكثيف مسام و اجتماع حرارات غريزيه در باطن و عدم تحليل آن و باعث صلابت اعضاء و اجزاء « 3 » بدن است
هامش
( 1 ) . ب : عفنيه .
( 2 ) . الف : بزورتى .
( 3 ) . ب : اجزا و اعضا .