در بيت حار داخل گردد و اوّلًا طاسى آب بر قدم ها بريزد پس بر سر و ساير بدن و لمحه [ اى ] توقّف نموده در خزانه و يا حوض آب گرم داخل گردد .
و بعد از « 1 » فراغ ، در وقت خروج نيز مانند وقت دخول به تدريج برآيد تا احداث ضررى عظيم ننمايد و از تغير فاحش بيت حار به بيت بارد مأمون ماند . و كسانى كه عادت به دخول و خروج دفعى نموده باشند - مانند عملهء حمّام و غير ايشان - فعل ايشان مناط اعتبار و دستورالعمل ديگران نمىتواند بود . و كسانى « 2 » كه بسيار عادى به حمّام و يا به خروج دفعى و يا مكث و توقّف بسيار در بيت ننموده « 3 » باشند ، خروج « 4 » دفعى ايشان را بسيار مضرّ است .
[ قانون دوم ] : و همچنين آشاميدن آب سرد و استعمال آن در بيت حار و بعد از استحمام و همچنين رسيدن هواى سرد بر ايشان ، در كمال مضرّت و محدث سدّه و فالج و استرخاء و ذات الجَنب و امثال اينهاست .
[ قانون سوم ] : و نيز بايد كه بىناشتا به حمّام نروند ؛ به جهت آن كه مجفّف بدن و لاغر كنندهء آن است به سبب [ تحليل ] رطوبات و باعث غشى و خفقان است محرور المزاجان را . و به سيرى بسيار نيز ، كه باعث جذب غذاست به سوى ظاهر بدن با ميل حرارت و قوا و ارواح و باعث سدّهء مجارى .
[ قانون چهارم ] : و همچنين بايد كه در حمّام خصوص بيت حارّ آن طعام تناول ننمايند ؛ زيرا كه چون بدن گرم رطب و متخلخل و مسامّ آن مفتوح گشته و رطوبات آن تحليل يافته ، بسيار مشتاق آب و طعام است ؛ خصوص كه سرد باشد [ كه ] به مجرّد ورود جذب به اقاصى بدن مىنمايد و باعث سدد و امراض مذكوره مىگردد ؛ بلكه بايد « 5 » بعد انهضام غذا و يا آن كه صبح اندك غذايى به طريق ناشتا و تحت القهوه معمول اين زمان تناول نموده به حمّام روند .
هامش
( 1 ) . ب : ( از ) حذف شده .
( 2 ) . ب : خصوص كسانى .
( 3 ) . ب : نموده .
( 4 ) . ب : كه خروج .
( 5 ) . ب : ( بايد ) حذف شده .