وهن قوّت اعضاست ؛ خصوص كه بسيار تشنه و گرسنه باشند . و لهذا منع نمودهاند كه گرسنه و تشنه به حمّام نروند .
و در حمّام بسيار ننشينند كه عطش مفرط و گرسنگى بسيار آورد كه مُلجأ به تناول طعام و آشاميدن آب گردند ؛ زيرا كه مصابرت بر گرسنگى بسيار و عطش مفرط بسيار مضرّ است ؛ خصوصا محرور المزاج را . و همچنين استعمال آب گرم در بيت سرد و يا بالعكس . و همچنين بعد برآمدن از خزانهء آب گرم و يا اغتسال به آب گرم و دفعتاً در آب سرد « 1 » فرورفتن و يا غَسل بدان نمودن ؛ خصوصا ضعيفالمزاج نازكطبعان را .
[ تبصره ] : و در اغتسال به آب سرد ، چند شرط را ملحوظ بايد نموده شود « 2 » :
اول : آن كه جوان محرور المزاج معتدل اللحم باشد كه او را چندان مضر نيست . و همچنين در فصل گرما محرور المزاجِ جوانِ لحمى را در تابستان در وقت نصف روز چندان مضر نيست ؛ به خلاف غير او كه او را مضرّ است . و همچنين ضعيفالمزاج را در زمستان در بيرون به آب گرم غسل نمودن ، بلكه محرور المزاج را نيز مضرّ است ؛ خصوص كه باد سرد در آن جا بوزد و رو به باد باشد كه ضرر آن زياده از آب سرد است .
دوم : آن كه از تخمه و سهر و نوازل و قى و اسهال سالم باشد ؛ زيرا كه به سبب اغتسال به آب سرد و تكاثف مسامّ مواد در باطن و توجّه حرارت در آنها و تبخير و صعود ، باعث بيدارى و تحريك نزله مىگردد . و نيز به سبب توجّه موادّ و حرارت به سوى باطن و انقباض و انعصار ظاهر ، اعانت بر قى و اسهال مىنمايد . و چون اين امور باعث ضعف قوّهاند ؛ خصوص قى و اسهال ، پس احتراز از آن لازم و واجب [ است ] ؛ خصوص مبرود المزاج ضعيف البدن را .
سوم : آن كه معده و كبد او ضعيف نباشند كه چون در آن حين مواد متوجّه باطن مىگردند و معده و كبد به سبب ضعف خود آن را قبول مىكند « 3 » [ و ] باعث فساد عظيم مىگردد ؛ از ضعف هضم و اسهال و غيرها .
هامش
( 1 ) . الف : آب گرم دفعتاً در سرد .
( 2 ) . ب : ( شود ) حذف شده .
( 3 ) . ب : مىكنند .