حمّام بپاشند مكرّر تا آن كه تبخير آن زياده گردد و هواى آن رطب و بارد و تحليل و نشف رطوبت آن كم تر گردد و باعث ترطيب بدن شود چنان چه از براى مدقوقين مىنمايند .
و كسى كه ارادهء ترطيب بسيار داشته باشد و مرطوب المزاج باشد « 1 » ، بايد كه استعمال هوا بيش تر از آب نمايد براى تجفيف رطوبات . و اگر ارادهء تجفيف زياده نمايد ، بايد كه در حمّام گرم رود « 2 » و [ آب ] استعمال ننمايد و بنشيند تا آن كه عرق بسيار مفرط آيد ؛ چنان چه براى مستسقيان مىنمايند تا آن كه رطوبت بسيار از بدن ايشان به تحليل رود .
[ قانون هفتم ] : و مادام كه جلد بدن تر و تازه باشد به سبب انتشاف رطوبات مائيه ، افراط در مكث در حمّام مرطّب بد نيست و چون رو به ضمور و لاغرى آورد به سبب كثرت تحليل و بُعدترى و تازگى ، كرب و تشويش و خفگى قلب دريابد به سبب گرمى به استنشاق هواى گرم [ و لذا ] آن هنگام بايد كه برآيند به دستورى كه ذكر يافت تا آن كه باعث ضعف از فرط تحليل نگردد و نيز باعث عفونت از تحريك مواد و تسخين و ترقيق قوام آن نشود « 3 » .
[ قانون هشتم ] : و بايد كه بعد از برآمدن از حمّام ، دثار و پوشش را زياده نمايد ؛ خصوص در زمستان ؛ به جهت آن كه به سبب حرارت و رطوبت ، بدن متخلخل و مسامّ آن گشاد « 4 » مىباشد ؛ اگر دثار را زياده ننمايند ، هر آيينه نفوذ مىنمايد برودت در باطن به زودى و باعث امور مذكوره مىگردد . به جهت آن كه آن چه را تشرّب نموده بدن از رطوبت حمّام ، زائل مىگردد حرارت عرضيهء آن بعد از خروج از حمّام ؛ خصوصاً به رسيدن هواى سرد بدان و باعث برودت بدن مىگردد ؛ پس بايد كه پوشش بدن را زياده نمايند « 5 » آن هنگام تا آن كه مجتمع نگردد تبريد آب با تبريد هوا .
هامش
( 1 ) . ب : بود .
( 2 ) . ب : روند .
( 3 ) . ب : ( نشود ) حذف شده .
( 4 ) . ب : گشاده .
( 5 ) . الف : ننمايند .