تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 858

مساهمون:

ص٨٥٨
مزمنه ، مانند جذام و استسقاست ؛ به جهت آن كه مختلف مىباشد در آن حالات نفس از فزع و فرح كه اگر نزديك به شطّ است و ساحل را به نظر دارد ، فرح و سرور مىنمايد به وصول بدان . و اگر در لجّهء آن است و خوف از غرق دارد ، فزع مىنمايد و چون به هيجان و تموّج آيد ، غثيان و قى بر او طارى گردد ؛ به سبب تحريك و ثوران و تلطيف مواد و ميل به سوى اعالى ؛ خصوصا كه صفراء بر آن غالب باشد و به معده بريزد و هَول نفس بر آن معين باشد ؛ زيرا كه آثار حركت نفسانى در بدن نسبت به آثار حركت بدنى قوى تر است . و حصول قى و غثيان در كشتى دليل انقلاع مادّه و اخراج فضول و تنقيهء بدن است [ و ] لهذا مبادرت به حبس آن نبايد نمود ؛ زيرا كه مؤدّى به فساد عظيم و ضرر كلّى است . و امّا اگر سوارى كشتى به طريقى باشد كه خوفى در آن نباشد و زمان سير آن طويل نباشد ، و نيز فرحى منظور نباشد اين نوع سوارى كشتى در قلع مواد اثرى ندارد . و مراد از سوارى كشتى نافعِ مستسقى را ، آن است كه سوارى درياى شور باشد ؛ به جهت آن كه بخار آن مجفّف رطوبات است . و مراد از رياضت نفسانى آن است كه نفس فقط در حركت درآيد ؛ مانند اعراض نفسانى و رياضت بدنى آن است كه در آن‌ها بدن تنها متحرّك باشد ، و نفسانى و بدنى با هم متحرّك باشند ؛ مانند فرح و حزن كه مركّب از هر دو است . رياضات مختصّه : هر عضوى كه رياضت آن قوى و كثير گردد ، قوى و عظيم مىگردد آن عضو ؛ به سبب تلطيف مواد و تحليل فضول و تفتيح مسام و توسيع مجارى و نهوض حرارت غريزيه و روح و جذب غذا به سوى آن ؛ به جهت آن كه طبيعت چون به اهتمام تمام متوجّه آن گردد ، روح و حرارت غريزيه به تبعيت آن نيز متوجّه آن شود ، پس لا محاله در آن عضو تقويت به هم رسد به حسب حال آن و نيز اعضاء مهياى قبول غذايند ؛ خصوصا كه بر نوع آن رياضت ، عادت نموده باشند ؛ بلكه هر قوّه‌اى تقويت مىيابد به سبب كثرت رياضت ؛ مانند آن كه هر كه استكثار نمايد در حفظ قوّه ، حافظهء او قوى مىگردد . و هر كه استكثار نمايد در قوّه تفكّر و تخيل و يا تكلّم ، قوى مىگردد قوّه متفكّره و يا متخيله و يا تكلّم او ؛ به جهت آن كه تقويت و ملكه آن‌ها را نزد تكرار فعل و انفعالات