و حدّ و مقدار لايق ، آن است كه در آن مراعات سه امر نموده شود :
يكى : رنگ بدن كه مادام در نضارت و جَودَت و تزائد است هنگام رياضت است .
دوم : در حركات كه مادام كه « 1 » به نشاط و خفّت باشد هنگام رياضت است .
سوم : حال اعضاست كه « 2 » مادام كه « 3 » در انتفاع و فربهى و زيادتى است هنگام رياضت است و چون رو به انتقاص نمايد ترك بايد نمود . همچنين هر رياضتى كه بعد از آن عرق بسيار آيد و بعد از عرق كلال و ملال بسيار به هم رسد ؛
زيرا كه چنان چه « قرشى » نوشته كه عرق در رياضت دو نوع مىباشد :
يكى : آن كه رطوبات فضلى قريب به جلد از حرارت حادثهء از رياضت گداخته از مسامّ بدن سيلان مىنمايد و اين در اوايل رياضت مىباشد و از آن ، قطع رياضت نبايد نمود ؛ زيرا كه جيد است .
دوم : آن كه باطن بدن به واسطهء حرارت قويه حادثهء از حركت قويه گرم گردد و رطوبات ضروريهء عضو گداخته ، متبخّر گردند و چون به جلد رسند به سبب برودت متكاثف گشته مستحيل به عرق گردند . و علامت اين عرق ، آن است كه باطن بدن گرم مىباشد و ظاهر آن سرد و بعد از آن ضعف عارض گردد كه واجب است آن هنگام ترك نمايد كه رطوبات ضروريه تحليل نيابند و جفاف عارض نگردد و به ذبول و لاغرى نه انجامد . و لهذا اطبّاء بنا بر احتياط امر كردهاند به تدهين بدن بعد از رياضت تا اعضاء را ملايم و مرطّب دارد و اگر اندك مادّهء قريب به جلد مانده باشد ، آن را به دَلك تحليل نمايد و زياده مرتكب رياضت نگردد .
[ تفصيل در انواع رياضات ]
و از اين بيانات معلوم گرديد كه رياضت بر چند نوع است : معتدله و قويهء مفرط و ضعيفهء خفيفه ، و نيز عامّهء متعلقهء به جميع بدن و اعضاء و خاصّهء مختصّهء به هر يك از اعضاء :
رياضت معتدله : آن است كه ذكر يافت كه به حدّ افراط و تفريط نباشد ؛ بلكه به آن حد باشد كه اندك بشره گرم و سرخ گردد ؛ به سبب تلطيف خون حادث از حرارت و ميل به سوى خارج .
هامش
( 3 و 2 و 1 ) . ب : ( كه ) حذف شده .