رياضت و به طريق اعتدال در هنگام لايق و حدّ و مقدار لايق و ساير تدابير از اسباب ستّهء ضروريهء مستعمله با آن كه به طريق صواب باشد .
زيرا كه اگر به حدّ اعتدال و به طريق صواب نباشد ، آن چه تحليل مىيابد از آن به سبب رياضت ، بدل آن خلط ديگر مانند آن و يا بدتر از آن از سوءِ تدابير به هم مىرسد .
و اعتدالِ آن ، آن است كه بدن اندك گرم و سرخ گردد و عرق از آن جارى شود به حدّ وسط و بعد از عرق ، خفّت و راحت يابد .
و هنگام لايق آن ، بعد [ از ] انهضام و انحدار غذاست و نقاء بدن از فضول غذائيه و خلطيه است ؛ مانند براز و بول ؛ به جهت آن كه : رياضت ، مسخّن اعضاء و محلّل فضلات مرخيه و موسع مسامّ و منعش حرارت غريزيه و بالعرض ، مقوّى قوّه جاذبهء غذاست ؛ به سبب تسخين و تحليل و آن كه چون فضول تحليل يافت ، طبيعت متوجّه تحليل جواهر اعضاء مىگردد تا آن كه بر آن چيزى از غذا وارد گردد و قائم مقام بدل ما يتحلّل آن و لهذا منجذب مىگردد غذا از معده به سوى عروق و چون غذا فجّ خام باشد و منجذب گردد ، احداث سدّه نمايد .
و نيز بايد كه در حين امتلاء و حين خلأ محض رياضت ننمايد كه مضرّ است ؛ چنان چه « شيخ الرئيس « 1 » » گفته : رياضت بر امتلاء بهتر از رياضت بر خلأ معده است . و « استاد بقراط » گفته : هرگاه انسان گرسنه باشد ، سزاوار نيست كه تعبى بكشد .
و در رياضت مناسبت حال مرتاض و اعتدال حال و وقت از حيثيت فصل و بلد ، شرط است حال مرتاض آن كه : بايد مرطوب حار المزاج و يا بارد المزاج باشد و يابس البدن محرور المزاج را مضرّ است ؛ خصوص كه متعب باشد كه اجتناب از رياضت متعبه واجب و لازم است ؛ جهت آن كه باعث حدوث امراض است .
و فصل و هنگام معتدل آن است كه مثلًا : در ربيع ، قريب به ظهر و در صيف ، اوّل روز و در شتا اگر مانعى نباشد ، آخر روز و الّا اوّل روز و يا در شب در مكان گرمِ به اعتدال ؛ هرچند در وسط روز بهتر است و ليكن چون اكثرى « 2 » مردم در آن وقت تناول غذا مىنمايند ، لهذا در آن وقت مناسب نيست .
هامش
( 1 ) . ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر ، بيروت ، ج 1 ص 160 .
( 2 ) . ب : اكثر .