« عيونُ الأنباء » « 1 » مذكور است كه : « شيخ ابو سليمان منطقى » مىگفت كه من از « ابن عدى » شنيدم كه مىگفت : « علوم حِكمى « 2 » ، از هند به يونان آمد » . امّا بعد از نقل اين كلام ، شيخ ابو سليمان نوشته كه : « من نمىدانم « ابن عدى » را اين نقل از كجا رسيده ! ! » .
علماى اسرائيليه بر آناند كه : مستخرج علم طب ، « لوقا بن لامح بن مشوشالخ » است . و اللّه اعلَمُ بحقائق الامور .
و آن چه از طب به رؤياى صادقه ظهور يافت ، از آن جمله آن است كه :
« جالينوس » در كتاب فصد خود نقل مىكند كه : « اوّل باعث من بر فصد عِرق ضارب كه ميان سبابه و ابهام دست راست است ، آن بود كه من در ايام جوانى ، مدّتى مديد در مواضع اتّصال كبد به حجاب احساس به الم مبرمى كردم و هر چند به معالجهء آن پرداختم فايده [ اى ] بر آن مترتّب نشد « 3 » ، تا آن كه شبى در خواب ديدم كه شخصى وجيه به من گفت كه « اى جالينوس عِرق ضارب را فصد كن و آن مقدار زمان صبر كن « 4 » كه خون خود بايستد تا از اين درد شفا يا بى » . على الصّباح من به موجب گفتهء آن شخص عمل نمودم و آن عِرق را فصد كردم و چندان گذاشتم كه خون خود باز ايستاد . و بعد از آن ، آن الَم بالكلّيه از من زائل شد و هرگز معاودت نكرد » .
نيز « جالينوس » در آن كتاب آورده كه : « در مدينهء فرغامش شخصى بود كه مدّتى مديد پهلوى او بسيار درد مىكرد و از هيچ معالجه [ اى ] انتفاع « 5 » نمىيافت و از بسيارى درد صاحب فراش گشت ، تا آن كه در خواب شخصى به او گفت كه « فلان عِرق ضارب را كه در كف دست واقع است فصد كن تا از درد خلاص شوى » على الصّباح آن مرد آن عِرق را فصد كرد و از آن وجع مبرم بالكلّيه نجات يافت .
هامش
( 1 ) . الف و ب : ( عيون الأنبياء ) آمده اما صحيح ( عيون الأنباء ) مىباشد .
( 2 ) . الف : علوم حكمت .
( 3 ) . ب : نمىشد .
( 4 ) . ب : زمان بگذار .
( 5 ) . الف : شفا .