تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1466

مساهمون:

ص١٤٦٦
زياده يافت « 1 » تا آن كه بعد از چند روز به مداومت « 2 » سماقيه بالكليه از مرض اسهال شفا يافت . خود او يا « 3 » علماء دانستند كه سماق قابض است بعد از آن خواستند كه تحقيق نمايند كه آيا اين خاصيت قبض از جهت حموضتى است كه سماق دارد و يا امرى ديگر ، مرتبهء ديگر كه او را و يا ديگرى را اسهال به هم رسيد مكرر ترشى ديگر به او دادند هيچ فايده نبخشيد دانستند كه قبض سماق نه از جهت ترشى آن است بلكه از جهت خواص آن است . بعد از آن به تلاحق افكار و مشاهدهء آثار و كثرت تجارب و قياسات كه دوائى را به دواى ديگر در طعم و يا لون و يا رايحه مناسبتى دارد قياس مىنمايند و اوّلًا بر حيوانات امتحان مىنمايند « 4 » و بعد از آن به اشخاص واجب القتل و بعد از آن به ديگران به تكرار و تكثار و خواص و منافع و مضارّ آن را در مىيابند و بدين نحو رفته رفته صناعت طب تكميل و تتميم يافت . و در عيون الأنباء مسطور است كه « 5 » اوّل بار ، علم به آن كه هر دوائى را ضدّى مىباشد از دوائى كه مشهور به قاتل بيش است كه جدوار باشد حاصل گشت و خاصيت آن دوا آن است كه با وجود آن كه در پهلوى درخت بيش مىرويد اگر او را بر درخت بيش گذارند آن درخت بالكل خشك و ضايع مىگردد و « 6 » چنان چه شخصى آن را كَنْد و بر درخت بيش گذاشت بالكلّ خشك و ضايع گرديد از استماع اين حكما پى بردند كه هر دوائى را اثرى و فعلى است و مبطل اثر و فعل ديگرى كه آن را ضدّ آن نامند . و بدان كه آن چه در باب اثبات اين از غير حضرت آدم ابو البشر و حضرت ادريس - عليهما
هامش
( 1 ) . ب : بهم رسيد . ( 2 ) . ب : بر سماقيه . ( 3 ) . ب : با . ( 4 ) . ب : نمايند . ( 5 ) . ب : ( كه ) حذف شده . ( 6 ) . ب : ( و ) حذف شده .