- القصه ، على بن ابى طالب قيروانى بعد از در يافت عجز جميع علما و معبّرين ، گفت كه : « مقصود جناب ختمى پناه ( ص ) از اين عبارت آن است كه پادشاه را « 1 » بايد تدهين به روغن زيتون نمايد و زيتون بخورد ، تا از اين مرض ، نجات او را حاصل شود . و مؤيد اين « 2 » ، آن كه مراد از لفظ « لا » در آن كلامِ معجز نظام ، « زيتون » است ، آن است كه در آيهء كريمهء
« مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ
« 3 »
»
است . و چون پادشاه به تدهين روغن زيتون و خوردن آن چند روز مداومت نمود ، از آن مرض بالكلّيه شفا يافت و رعايت كلّى به او نمود .
و هم از اين قبيل است آن چه « على بن رضوان » مىگويد كه : « چندين سال بود كه درد سر عظيمى لازم من شده بود . چند نوبت فصد كردم ؛ مطلقاً مفيد نيفتاد . و از رهگذر آن الم ، بسيار پريشان حال بودم . تا آن كه شبى « جالينوس » را به خواب ديدم كه مرا به قرائت كتاب « حيلة البرء « 4 » » خود اشارت فرمود .
من در خواب شروع به قرائت آن كتاب كرده مىخواندم . تا آن كه به آخر مقالهء هفتم رسيدم ؛ ديدم در « 5 » آن جا نوشته كه : « حجامت قَمَحدُوَه در بعضى اقسام صُداع بسيار نافع است » در اين وقت ، جالينوس به من گفت : « چرا معالجهء صداع خود را « 6 » فراموش كرده [ اى ] ؟ ! هر دو قَمَحدُوَه را حجامت كن ! » چون بيدار شدم ، در ساعت بدان عمل كردم [ و ] از آن وجع لازمِ مبرم خلاص شدم » .
هامش
( 1 ) . ب : ( را ) حذف شده .
( 2 ) . ب : ( اين ) حذف شده .
( 3 ) . سورهء نور ، آيهء 35 .
( 4 ) . الف : حلية البرء .
( 5 ) . ب : كه در .
( 6 ) . الف : ( را ) حذف شده .