و فرقه [ اى ] بر آناند كه : اوّل اين صنعت در بلدهء « بولوس » از بلاد يونان ظاهر شد . و اصل استخراج آن چنان بود كه : دايه [ اى ] ، از جهت حرم مَلِك آن زمان - كه مبتلا به مرض خفى بود - ادويه [ اى ] چند ترتيب « 1 » داده ، او را از مرض خفى كه مدّتى از آن شكايت داشت ، خلاص گردانيد .
و جمعى بر آناند كه : اوّل ظهور اين صنعت ، در سه جزيره از جزاير بلاد يونان - كه جزيرهء « رودس » و « فيودس » و « فوكه » كه مسكن و مولد بقراط بود و اين سه جزيره در وسط اقليم رابع و واقعاند - بوده . و آل « اسقلينوس » به موجب وصيت او در اين جزاير ثلاثه مىبودند « 2 » . و اعتقاد اكثر ايشان آن است كه : طب بر « اسقلينوس » نازل شده و او مخترع اين صناعت جليل القدر است .
و بعضى بر آناند كه : مستخرِج آن ، كلدانياناند . و بعضى به سَحَرهء يمن و جمعى به سَحَرهء بابل نسبت دادهاند . و بعضى به اهل فارس و گروهى به اهل هند منسوب مىدارند . و برخى مبدأ آن را اهل افريطش و جمعى ، سكّان طور سينا را مبدأ ظهور آن مىدانند .
بالجملة ، اين امور از جملهء اقناعيات و خطابيات است [ و لذا ] موجب يقين نمىشود .
و بدان كه قائلين به وحى و الهام ، تشنيع نمودهاند فرقهء « استنباطيه » را به دلائل چند كه خلاصهء آنها اين است كه : آدمى را ممكن نيست كه بىوساطت وحى آسمانى و الهام ربّانى ، استنباط اين صناعت جليل القدر عظيم المنفعة نمايد كه يكى از جملهء آن ، به معرفت عقاقير و حشايش و معادن و خواصّ هر يكى و مقدار قوّت هر دوايى و مناسبت آن به هر مزاجى و مقدارى معين و غير اينها است ؛ به تفصيلى كه در كتب طب مذكور است ، مقدور بشر نيست .
و توضيحاتى كه « استنباطيه » از براى معقول ساختن معتقد خود ايراد نمودهاند ، « الهاميه » ، جميع آنها را بنا بر عموم مفهوم « الهام » - كه عبارت از القاء معنى و امرى در قلب است نه به
هامش
( 1 ) . ب : به هم ترتيب .
( 2 ) . ب : مىبودهاند .