طريق اكتساب ؛ خواه خير باشد و خواه شر ؛ به حكم آيهء كريمهء
« فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها
« 1 »
»
و يا مختصّ به خير ؛ چنان چه جمهور بر آناند - و رؤياى صادقه و ميل طبيعت و اتّفاقات حسنه را از جملهء الهام دانستهاند .
و چون اين « 2 » دانسته شد ، اكنون مجملى از تصويرات استنباطيه كه در بيان ابتداى ظهور اين صناعت آوردهاند و بعضى از رؤياى صادقه كه در باب معالجهء امراض صعبه كه از بدايع وقايع تواند بود و همچنين آن چه به طريق اتّفاقات حسنه وقوع يافته ذكر مىيابد ، تا بعد از اطّلاع بر آنها معلوم گردد كه مبدأ اين صناعت جليلهء القدر ، غير از الهام حقّانى چيزى ديگر نمىتواند بود .
[ ذكر حكاياتي در تأييد فرقه استنباطيّه ]
و از جملهء تصويرات استنباطيه ، پيدا شدن فصد است - كه يكى از امور كلّيهء اين صناعت است - كه مىگويند :
مىتواند بود كه كسى تب كرده و بدنش سنگين و رنگ چشم و ساير بدن او سرخ گشته و تمامى علامات امتلاء خون بر او ظاهر شده . و آن شخص در آن حالت ، حيران و سرگردان مانده كه : آيا دفع اين اعراض مُهِلكه به چه حيله توان نمود ؟ ! كه بى اختيار او را رُعافى به هم رسيد و خون بسيارى از آن جارى گشت و آن حالات بالكلّيه از آن « 3 » زائل گرديد .
و يا آن كه بعد از ظهور علامات مذكوره ، اتّفاقاً بر دست او زخمى رسيد و از جراحت او خون بسيارى رفت و بالكلّيه از آن مرض نجات يافت . و على اى حال ، بر آن شخص و حكماء ظاهر شد كه اين امراض از غلبهء خون بود و علاج آن منحصر بر اخراج آن .
پس بعد از « 4 » مشاهدهء اين حال ، هر كه را آن حالت عارض مىگرديد ، به اخراج خون او مبادرت مىنمودند . تا آن كه به تلاحق افكار ، رفته رفته اين صناعت مكمل و مدوّن گشت .
هامش
( 1 ) . سورهء شمس ، آيهء 8 .
( 2 ) . ب : ( اين ) حذف شده .
( 3 ) . ب : ( از آن ) حذف شده .
( 4 ) . ب : بعد از آن از .